#سفرِ زندگی

برای مدت زیادی سفر در ذهن ما ایرانی‌ها با مفاهیمی مثل هتل و هواپیما/قطار/اتوبوس یا تور و سفر به جاهای دیدنی و تاریخی و غذاخوردن در رستوران و خرجِ زیادی گذاشتن رو دست پدر/مادر/هردو همراه بود، تا اینکه موج هیچ‌هایک و کوله‌گردی راه افتاد و مفهوم سفر برای خیلی…

11 آذر

/

14 کامنت

11 آذر

/

14 کامنت

تعدا هیچ‌هایکرهای ایرانی هی داره بیشتر میشه و هر روز در جاده‌های این کشور، راننده‌ها برای کوله‌گردها توقف می‌کنن، همسفرشون می‌شن و اینجوریه که یک روحِ قشنگ روی جاده‌های ایران در جریانه. روحی که توی ایران خیلی تازه‌س و تنها دو سه سال از تولدش می‌گذره. دو سه سال…

8 آذر

/

30 کامنت

8 آذر

/

30 کامنت

اوکی بذار در مورد اون ساعت شنی که توی پست قبلی کلی در موردش سوال کرده بودین براتون بگم. قصه چهار سال پیش از ذهن خلاق کیوان، بهترین دوست و همخونه‌م شروع شد (البته اون موقع ما حتی همدیگرو نمی‌شناختیم). دنبال این بود که دقیق‌ترین ساعت دنیا رو بسازه…

6 آذر

/

5 کامنت

6 آذر

/

5 کامنت

بعضی وقت‌ها هم هست که آدم می‌ره سراغ یادگیری یه چیزی صرفن چون دوستش داره. یعنی توی اون ژانری قرار می‌گیره که بابات ممکنه بهت بگه: «آخه دختر/پسر! این چیه خودتو مشغول کردی باهاش؟ برو سراغ چیزی که فرداروز به دردت بخوره، پولی ازش دربیاد.» حتی ممکنه خودت هم گاهی…

5 آذر

/

31 کامنت

5 آذر

/

31 کامنت

سلیا و دست‌سازه‌های سرامیکیش رو یادتونه؟ همون دختری که تنها سفر می‌کرد، توی سفر دست‌سازده‌هاش رو درست می‌کرد و می‌فروخت و به سفر ادامه می‌داد؟ همون که قرار شد پنج‌تا سوال ازش بپرسیم. خب با کمک شما پنج تا سوال آماده کردم، به انگلیسی برگردوندم و براش ایمیل کردم….

1 آذر

/

9 کامنت

1 آذر

/

9 کامنت

امروز صبح دیدم این گردنبند روی کاناپه‌ی زردِ توی اتاقم با یک دلبری خاصی لم داده. نور آفتاب صبحگاهی و منحنی‌های جذاب مبل مزید بر علت شد تا یه عکس خوب بگیرم. دلبری تا جایی ادامه پیدا کرد که من رو واداشت در موردش براتون بنویسم که از قضا…

21 آبان

/

5 کامنت

21 آبان

/

5 کامنت

بچه‌ها من به زندگی‌کردن توی رشت علاقه‌مند شدم. یه جورایی برای من هم فضای شهری (و فعالیت‌های مربوطه) رو داشت و هم طبیعت و خلوتی سبز، همین نزدیکیِ شهر. توی رشت هوا تمیزه، زیاد بارون میاد، آدم‌های خفن و خوشدل کم نیستن، و برای رسیدن به اون خلوتِ سبز…

19 آبان

/

56 کامنت

19 آبان

/

56 کامنت

قصه‌ی مانیفست هولستی رو که قبلن براتون تعریف کردم. همون که یه روز دوتا داداش به اسم‌های دیوید رادپرور و مایکل رادپرور (رادپرور؟ بله، بعدن فهمیدم ایرانی-آمریکایی هستن) روی پله‌های میدون یونیون توی نیویورک نشسته بودن تا تعریف‌شون از موفقیت رو بنویسن. هدف این بود که یه چیزی بنویسن…

14 آبان

/

20 کامنت

14 آبان

/

20 کامنت

برای ما بزرگترها، بازی کردن یعنی یک زنگ تفریح برای اینکه کمی از زندگی روزمره فاصله بگیریم، ولی برای بچه‌ها، بازی‌کردن یعنی خودِ زندگی، و اسباب‌بازی‌ها ابزارهای اولین یادگیری‌ها هستن. دخترونه/پسرونه کردنِ اسباب‌بازی‌ها، پیامدهای تکوینی داره و روی آینده‌ی بچه‌تون، مسیر شغلیش و تکامل مهارت‌هاش تاثیر می‌ذاره. |نشنال جئوگرافیک|…

13 آبان

/

5 کامنت

13 آبان

/

5 کامنت

برای فهم درست‌تر انقلاب هویت جنسی، اول باید با اصطلاحات و واژگانش آشنا بشیم. اگر این یک مفهوم جدیده در ایران، پس به واژه‌های جدیدِ فارسی نیاز داره. اینجا باید به دست‌اندرکاران ادب فارسی یک هشدار بدم که هرچه زودتر واژگان درست و حسابی برای این اصلاحات رو پیدا…

23 مهر

/

14 کامنت

23 مهر

/

14 کامنت