چرا کارها رو عقب می‌ندازیم؟ و چجوری از شر این عادت خلاص شیم؟

تا حالا شده بشینی پای یک کار مهم و بعد از مدتی یهو به خودت بیای و ببینی غرق اینستاگرام شدی یا داری با دستگاه قهوه‌ساز ور می‌ری یا اینکه تو ویکیپدیا درگیر یه مطلب راجع به آخرین ماهواره‌ی SpaceX شدی؟ یا ممکنه یهو متوجه بشی که باید ایمیل‌هات رو جواب بدی، خونه رو گردگیری کنی، گلدونا رو آب بدی، سلام همسایه رو جواب بدی، یا به یه گوشه‌ای زل بزنی و رویاپردازی کنی؟

بعدش هم یهو به خودت میای و می‌بینی که یه روز دیگه هم گذشت و باز هم اون کارِ خفن رو عقب انداختی.

برای خیلی از امثال من و شما، عقب‌انداختن کارها یا همون اِهمال‌کاری یک نیروی خیلی قوی و اسرارآمیزه که نمی‌ذاره بریم سر کارمون و به سمت رویامون تلاش کنیم و زندگیمون رو بهتر کنیم. این نیرو حتی می‌تونه روی بدن هم اثرات بدی داشته باشه. یه پژوهش که سال ۱۹۹۷ در دانشگاه «وسترن ریزرو» انجام شد نشون داد دانشجوهایی که کارهاشون رو عقب می‌نداختن استرس بیشتری داشتن، بیشتر مریض می‌شدن و آخر سال نمره‌های بدتری گرفتن.

ولی دلیل اصلی که ما اهمال‌کاری می‌کنیم هنوز کاملاً مشخص نشده. بعضی از پژوهشگرها می‌گن اهمال‌کاری یه جورایی ناشی از نقص خودنظمی (self-regulation) فرده – مثل بقیه‌ی رفتارهای بدی که ناشی از فقدان خودکنترلی (self-control) هستش، مثل پرخوری، اعتیاد به قمار یا ولخرجی. یه عده دیگه می‌گن بحث اصلن تنبلی یا ناتوانی در مدیریت زمان نیست، کما اینکه یک عده آدمِ موفق که دستاوردهای خفنی هم توی زندگی‌شون داشتن می‌تونن روی این قضیه شهادت بدن. اونا می‌گن این قضیه ممکنه در واقع به مکانیزم مغز و ادراک عمیق‌تر ما از زمان و «من» و ناخودآگاهی و اینجور چیزها مربوط باشه. حالا اینا رو توضیح می‌دم براتون.

ولی این اهمال‌کاری چجوری کار می‌کنه؟ و چجوری می‌شه از دستش رها بشیم؟ بذارید با یک سری تحقیقات روانشناسی و نقاشی‌های ساده‌ این قضیه رو توضیح بدم براتون.

 

منشاء اصلی اهمال‌کاری

بیشترِ روانشناس‌ها اهمال‌کاری رو یه جور طفره‌رفتن می‌دونن، یعنی یک مکانیزم طبیعی ضداسترس که متاسفانه به بی‌راهه رفته و به خاطرش آدم‌ها «در مقابل حالِ خوب تسلیم میشن». این‌ها گفته‌های تیموتی پایچیل هستش، استاد دانشگاه کارلتون در اوتاوا که یه مدته داره روی همین قضیه یعنی اهمال‌کاری مطالعه می‌کنه.

این اتفاق، یعنی اهمال‌کاری، زمانی میفته که شما در مورد کارهای مهمی که منتظر شماست ترس و یا استرس دارید. و برای اینکه از دست این حس منفی خلاص بشید می‌رید با کامپیوتر بازی می‌کنید یا تلگرام‌تونو باز می‌کنید و تو گروه‌هاش می‌چرخید یا چه می‌دونم، با دقت و ریزبینی خاصی تک‌تکِ دونه‌های مشکی روی پوست توت‌فرنگی رو با یک سوزن جدا می‌کنید. این کار در کوتاه‌مدت باعث می‌شه حس بهتری داشته باشید ولی متاسفانه در نهایت برمی‌گرده و شما رو یه جایی نیش می‌زنه.

کسی که کارهاش رو عقب می‌ندازه، زمانی که واقعیتی به نام ددلاین (موعد مقرر) دوباره به ذهنش میاد بیشتر احساس گناه و شرمندگی می‌کنه. ولی برای اینجور آدم‌ها همین احساسات منفی می‌تونه باز هم دلیلی باشه که اون کار رو بذاره کنار و نره سراغش، و اینجوری می‌شه که این رفتار به یک چرخه‌ی باطل و خودتخریب تبدیل می‌شه.

«تیم اربن» نویسنده و صاحب وبلاگ «صبر کن ولی چرا» با نقاشی‌های ساده و بامزه نشون می‌ده که تو ذهن کسی که کارها رو عقب می‌ندازه چی می‌گذره. اربن به خودش لقب «استاد اهمال‌کاری» رو داده‌. یه بار وقتی ۷۲ ساعت به ددلاینش مونده بود تازه شروع کرد به نوشتن پایان‌نامه‌ی ۹۰ صفحه‌ایش. اربن این اواخر تو TED در مورد این عادت خودش سخنرانی کرد و اونجا از چندتا شکل و تصویر استفاده کرد تا نشون بده که زندگی کسی که کارها رو عقب می‌ندازه چقدر متفاوت از بقیه‌س.

اربن اول میاد مغز یک آدمی رو نشون می‌ده که اهمال‌کاری نمی‌کنه. توی مغز این آدم یک «تصمیم‌گیرنده‌ی منطقی» هست که فرمون رو دستش گرفته.

 

 

مخ کسی که کارها رو عقب می‌ندازه هم همین شکلیه، با این تفاوت که یک دوست کوچولو هم بهش اضافه شده، چیزی که اربن اسمشو گذاشته «میمون لذت لحظه‌ای».

 

میمونه فکر می‌کنه خیلی بامزه‌س. شاید هم باشه. ولی در حقیقت خیلی دردسر درست می‌کنه.

 

 

 

 

 

 

 

این قضیه تا جایی پیش میره که اوضاع خیلی بد می‌شه. بعد یه چیزی به اسم «هیولای استرس» میاد سراغتون و شما رو مجبور می‌کنه برید سر کارتون.

 

 

خودِ الان در مقابل خودِ آینده

روانشناس‌ها یه مدل‌های خیلی جالب دیگه هم دارن که بشه باهاشون این قضیه رو درک کرد. بعضی‌ها می‌گن اصلن نمی‌شه منشا این قضیه رو به صورت علمی و دقیق ردگیری کرد چون به ادراک‌های عمیق‌تر و پیچیده‌تری از زمان و همچنین تفاوت بین دوتا چیز که روانشناس‌ها «خودِ کنونی» و «خودِ آینده» می‌نامن ربط مستقیم داره.

ایده اینه که اگرچه ما می‌دونیم آدمی که قراره یک ماه دیگه بهش تبدیل بشیم از لحاظ تئوری همین آدمیه که الان و امروز هستیم، ولی با این وجود در مورد خودِ آینده‌مون فقط یه ذره نگرانی، درک و یا حس همدردی داریم. آدم‌ها بیشتر روی احساسی که الان دارن متمرکز هستن و به خودِ یک ماه دیگه‌شون چندان اهمیتی نمی‌دن.

هال هرشفیلد استاد روانشناسی دانشگاه یو‌سی‌ال‌اِی که داره در مورد خودِ کنونی و خودِ آینده تحقیق می‌کنه می‌گه که «آدم‌ها وقتی تصمیم‌های بلندمدت می‌گیرن اساساً ارتباط عاطفی قوی و خوبی با خودِ آینده‌شون برقرار نمی‌کنن. بنابراین اگرچه ما می‌دونیم که در آینده هم خودمون خواهیم بود، ولی یه طوری با خودِ آینده‌مون رفتار می‌کنیم انگار اساساً یک آدم دیگه‌س و انگار قرار نیست از کارهایی که امروز می‌کنیم نفعی ببره یا عواقبش به اون هم برسه.»

یافته‌های هرشفیلد هم از این ایده پشتیبانی می‌کنه. هرشفیلد از کله‌ی آدم‌ها، وقتی که داشتن در مورد خودِ کنونی و خودِ آینده‌شون فکر می‌کردن عکس fMRI گرفت. هرشفیلد فهمید که آدم‌ها اطلاعات مربوط به خودِ کنونی و خودِ آینده‌شون رو با جاهای مختلفی از مغزشون پردازش می‌کنن. پژوهش آخر پایچیل نشون داده اونایی که با خودِ آینده‌شون ارتباط قوی‌تری دارن (هم در بازه‌ی دوماهه و هم ده ساله) کمتر کارهاشون رو عقب انداختن. پایچیل می‌گه کسانی که کارهاشون رو عقب می‌ندازن می‌تونن تغییر کنن و ارتباط عمیق‌تر و قوی‌تری با خودِ آینده‌شون شکل بدن – تغییری که در بلندمدت باعث می‌شه که خوشحال‌تر باشن.

هرشفیلد در یک پژوهش دیگه از واقعیت مجازی استفاده کرد تا افراد بتونن به چهره‌ی پیرشده‌ی خودشون نگاه کنن. بعدش از همه‌ی اون آدم‌ها پرسیدن که چطوری ۱۰۰۰ دلار رو خرج می‌کنن. اونایی که به عکس پیری خودشون نگاه می‌کردن دو برابر بیشتر از بقیه پول‌شون رو توی یک حساب بازنشستگی سرمایه‌گذاری می‌کنن.

جالبه بدونید که شرکت‌های بیمه از این یافته‌ها استفاده می‌کنن تا پولی به جیب بزنن. «بنک آو امریکا» یک سرویسی رو راه‌اندازی کرد به نام بازنشستگی صورت. تو این سرویس عکس خودتون رو بارگزاری می‌کردین و اونم تصویر پیرشده‌تون رو بهتون نشون می‌داد.

 

چیکار کنیم که کارها رو عقب نیندازیم

غیر از اینکه با خودِ آینده‌مون مهربون‌تر باشیم، در مورد این اهمال‌کاری چه کار دیگه‌ای می‌تونیم انجام بدیم؟

تیم اربن میگه توصیه‌های معمولی به کسانی که کارهاشون رو عقب می‌ندازن (چیکار داری می‌کنی؟! پاشو برو سر کار/درس‌ومشق/هرچی‌ت) بی‌فایده‌س، چون این قضیه چیزی نیست که آدم بتونه کنترلش کنه. ولی یه سری نکته‌ی ساده هست که می‌تونه این جور آدم‌ها رو سر کارشون برگردونه.

جالبه بدونید تحقیقات نشون داده یکی از موثرترین کارهایی که این جور آدم‌ها می‌تونن انجام بدن اینه که خودشون رو به خاطر عقب‌انداختن کارها ببخشن. پایچیل می‌گه اونایی که خودشون رو به خاطر عقب‌انداختن کارها و درس نخوندن برای اولین امتحانشون بخشیدن، برای امتحان دوم‌شون کمتر کارها رو عقب انداختن.

این خیلی به‌دردبخوره چون همونطور که قبلن هم این پژوهشگرا گفته بودن، عقب‌انداختن کارها به احساسات منفی ربط داره. اینکه خودت رو ببخشی می‌تونه احساس گناهت در مورد این قضیه رو کم کنه، و همین احساس گناهِ لعنتی همون تلنگر اصلی برای عقب‌انداختن کارهاست.

ولی بهترین چیزی که پایچیل توصیه می‌کنه اینه که آگاه باشیم و بدانیم که برای انجام یک کار خاص لازم نیست که تو حس‌وحالش باشی، خیلی ساده حست رو نادیده بگیر و شروع کن.

پایچیل میگه:

بیشترمون فکر می‌کنیم که حتمن حس‌ و حالمون باید با کاری که دستمونه سازگاری داشته باشه. ولی این درست نیست. بیاید قبول کنیم که به ندرت حسش میاد، و اصلن اهمیتی نداره اگه الان حسش نیست. اون کار لعنتی رو باید انجام بدی یا نه؟

 

و اینجور ادامه می‌ده که به جای تمرکز کردن روی احساسات باید به این فکر کنی که کار بعدی چیه. پایچیل به آدم‌ها مشاوره می‌ده کارهاشون رو به گام‌های کوچیک کوچیک بشکونن تا انجام‌پذیر بشن. بنابراین اگه کارتون نوشتن یه پروپوزال باشه، اولین گام اینه که WORD رو باز کنید و عنوان پروپوزال رو اون بالاش بنویسید. همین.

حتی اگر کارتون یه کار کوچیک باشه، یک کم پیشرفت باعث میشه که حس خوبی نسبت به خودتون پیدا کنید و در نتیجه اعتمادبه‌نفس‌تون بیشتر می‌شه، و در نتیجه تمایلتون به اهمال‌کاری، به منظور اینکه حس بهتری پیدا کنید، کمتر می‌شه.

پایچیل می‌گه که معلم‌ها و والدین باید از همون کودکی به بچه‌ها آموزش بدن که با وسوسه‌ی اهمال‌کاری مبارزه کنن. میگه که «خیلی از معلم‌ها فکر می‌کنن که بچه‌ها مشکل مدیریت زمان دارن در حالی که دارن کارهاشون رو عقب می‌ندازن. اونا مشکل مدیریت زمان ندارن، چیزی که اونا دارن مشکل مدیریت عواطف هستش. اونا باید یاد بگیرن که قرار نیست همیشه‌ی خدا حال آدم خوب باشه، و باید با این قضیه کنار بیان.»

می‌گن مارک تواین گفته:

اگه کارتون اینه که یک قورباغه بخورید، همون اول صبح بخوریدش، و اگه کارتون اینه که دوتا قورباغه بخورید، اول بزرگه رو بخورید.

 

هیچکی خونه نمی‌سازه. آدم‌ها خشت می‌ذارن روی خشت، بارها و بارها، و نتیجه‌ی نهایی می‌شه یه خونه. کسانی که کارهاشون رو عقب می‌ندازن رویاپردازهای خیلی خوبی هستن (اونا دوست دارن در مورد خانه‌های قشنگی که روزی خواهند ساخت رویاپردازی کنن) ولی چیزی که اونا باید بشن کارگرهای ساختمانیِ باپشتکاره، کسانی که هدفمند و اصولی خشت روی خشت می‌ذارن، روزها و روزها، بدون اینکه تسلیم بشن، تا وقتی که خونه‌شون ساخته می‌شه.

نظر شما

  1. ارشاد عالی بود دمت گرم

  2. یه جمله معروفی هست در این زمینه که میگه: Do not follow the feeling, Follow the plans.

  3. سلام ارشاد.خوبی؟؟؟ ببین من دارم کتاب “وقتی از دو حرف میزنم،از چه دم میزنم” هاروکی موراکامی رو میخونم. نمیدونم خوندیش یا نه… این کتاب برای انجام دادن پروژه ها و رسیدن به اهداف بلند مدت( توی کتاب شرکت تو مسابقات دو ماراتن و ثبت یه رکورد قابل قبول) چند تا جمله ی طلایی داره…یجوری که واقعا نمیتونی فراموشش کنی…
    از دو ماراتن سخت تر هست؟؟! عاااااشق یجایی از کتابم که موراکامی با قهرمان ماراتن مصاحبه میکنه؟ میگه ایا شده که تو یه وقتایی دوست نداشته باشی/حوصله نداشته باشی که بری سر تمرین روزانه ات؟ طرف یه نگاه خیلی عاقل اندر سفیهی میکنه میگه: چیییی میگیییی؟؟؟ معلومه!! هررر روووووز !!!

    ولی نکته ای

    1. وای چقد خوب نوشتی
      ایول
      همدرد مشترک! 😂

    2. عالی بود ارشاد سر قسمت چک کردن قیمت دمپایی هایی دیجیکالا کلی خندیدم نگارشت طوریه آدم وقتی تیتر رو می خونه دیگه نمی تونه خوندن کلش رو عقب بندازه، ای کاش که کارایه دیگه هم همینقدر جذاب بشن و انجامشون عقب نیافته
      ممنون ازت

    3. این دقیقا تفاوت ادمای موفق و غیر موفق، گاهی فک میکنیم ادمای موفق همیشه دوست داشتن تمرین کنند یا همیسه حس خوبی دارند در صورتیکه تفاوتشون با ما اینه که وقتی هم حالشون بد بوده یا ناامید بودن بازم کار درست را انجان دادن

    4. این کتاب عالیه،دیدت رو از موفقیت و تلاش کاملا عوض میکنه صبوری و بینش بی نظیری رو بت نشون میده به شخصه بیشتر از رمان های هاروکی موراکامی باهاش ارتباط برقرار کردم حس می کردم پشت تمام جملات این کتاب، حاصل یه عمر تفکر و تلاش مواراکامی قرار داره و حالا داره با مهربونی و با روایتی زیبا حرفاشو بهم میگه.

  4. مرسیییییییی ارشاد…

  5. عالی بود ارشاد ارشاد

    ارشاد من بتو ایمان آوردم خیلی وقته ها الان اومدم اعلام بیعت کنم 🙂

  6. عالی بود مرسی . راستی در مورد بولت ژورنال هم اگه خودت استفاده میکنی یا چیزی ازش میدونی بیزحمت یه مطلب بذار . من تازه باهاش آشنا شدم و انجامش دادم به نظرم توی نظم دادن به افکار و اولویت بندی کردن کارها خیلی کمک میکنه

  7. نتیجه اینکه باید به حس و حالمون بگیم گو… یورسلف. ممنون ارشاد عالی بود

    1. ارشاد نیک‌خواه

      بهترین نتیجه‌گیری ممکن بود برای این مطلب :))

  8. من یکی از بزرگترین عقب اندازهای دنیام! ارشاد مقاله ت عالی بود. مقاله ت رو کلمه به کلمه، خط به خط خوندم. بوکمارک ش کردم و اینقدر تکرارش میکنم برای خودم که از شر این عادت ناجور خلاص شم.

  9. خیلی به دردم خورد منم سفر میکنم و میخوام برم گم شم

  10. دس خوش زور جالب بو

  11. دیدی بعضی وقتا یه چیزایی میان سر راهت که واقعا بهشون نیاز داری؟
    من جمعه کنکور دارم.و راستش این چند روز آخر رو اصلا حال و حوصله نداشتم.هی داشتم مرور ها و جمع بندی هامو عقب مینداختم..که این مقاله ت رو خوندم…
    خیلی بات حال میکنم خداییش:))قلب قلب

  12. خیلی خوب بود
    منم دیجیکالا میرم قیمتا رو چک میکنم 😅

  13. عالی بود، فک میکردم فقط من اینجوری ام و کلی عذاب وجدان داشتم بابتش ولی مث اینکه من تنها نیستم
    مرسی 👍

    1. الان که میدونی همه اینجورین با احساس بهتری کارها رو عقب میندازی ؟ :)))

  14. مدت ها بود دنبال همچین مقاله ای توی اینترنت می‌گشتم و حتی توی سایت های خارجی نتونستم پیدا کنم.
    خیلی مقاله مفیدی بود در این زمینه و کمک زیادی به روشن شده قضیه و راه های جلوگیری از این عادت بد بهم کرد.
    ممنون

  15. خیلی خوب و کاربردی بوده.مرسی از اینکه با بقیه در ممیون میذاری یه خودش یه لطف بزرگه

  16. و من دقیقا این مطلب رو در راستای عقب انداختن یه مار دیگه خوندم :/

    1. ارشاد نیک‌خواه

      :))) ولی عوضش فهمیدی ریشه‌ی کار کجاست و کجای مغزت داره باهات بازی می‌کنه. اون میمون لعنتی.

  17. مرسی از اینکه به اشتراک گذاشتیدش خیلی خوب بود🌺

  18. سلاممممم ، خوبی ؟
    آغا مقاله ات خیلی خوبه ولی دفعه اول که میخوندم ، از وسطش گم شدم ! دوباره خوندم ! دیدم پ ه کی ، عجب حرفایی ! به مغز و گذشته رجوع کردم دیدم راست میگه ! الان تو اون مرحله ام که دیدم بله ! خراب کردم ! باید دید میتونم شروع کنم به جبران یا نه !
    یه پیشنهاد کوچیک ، هر روز خودت رو مجبور به انجام بعضی کارا کن ! مثلا بشین روزی ۵ دقیقه بلاجبار روزنامه بخون ! یا هر کاری که بنظرت باید بکنی ولی نمیکنی ! اینجوری مغز عادت میکنه و دیگه اون احساسات ه کم کم کمرنگ میشه تو تصمیم گیری ها !

    1. ارشاد نیک‌خواه

      خیلی ایده‌ی خوبی بود احسان جان. مرسی.

  19. ارشاااااد مرسی که انقد چیزای خوب خوب یادمون میدی 🙂

  20. عالی بود نجاتم دادی از حس بی فایدگی و تنبلی و آخرش هیچی نمیشیه. لازم نیست حسش باشه باید بالاخره اون کار لعنتیو انجام بدم.

  21. مهربان سادات

    خیلی خوب بود. بخصوص اونجاش که باید خودمونو ببخشیم تا راه بیفتیم. مرسی

  22. خیلی خوب و سازنده بود ممنون

  23. سلام🖐🏻
    دوم باید بگم که نقاشی ها تو بیان تصویری داستان فوق العاده بودن 👏🏻
    اول هم اینکه خیلی خیلی مطلب مفید و دغدغه طوری بود، و توضیحات و کلیت و جمع بندی خوبی داشت. واقعا ممنونم.
    من به خودم میگم خداوند کارهای ناقص… خیلی ساده میتونم چندین ماه،هفته،ساعت یه وظیفه خیلی مهم رو پشت گوش بندازم و خودم رو با چیزای متفرقه و میمونِ مشغول کنم و رنج ترس از هیولای استرسِ رو هم به جون بیچارم بخرم!
    اغلب کارهای مهمم رو هم تو راموس تایم انجام میدم. عملا” بعد وقت اضافه تازه کانون های فکری م متمرکز میشن و با هم تلاقی پیدا میکنن تا برا مصلحت اندیشی آینده ی جمیع بازیگوشان وجودم یه فکری بکنن…
    البته مدتی که شروع کردم به قورت دادن درشت ترین و وحشتناک ترین و چندش ترین قورباغه های زندگی م و علیرغم رزومه درخشان تاریخی م نسبتا” خوب از پسش بر اومدم.
    بازم سپاس

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ایول. آره کلن این یارو با نقاشی مفاهیم عمیقی رو بیان می‌کنه. اینستاگرامش هم دنبال کن: ‌waitbutwhy

  24. موقعی که داشتم این مطلبتو میخوندم چندبار خوندنشو عقب انداختم😅😅😅

    مرسی عالی بود

  25. بعضی از تایپ های شخصیتی هم این مشکل رو دارن، مثلا افراد ENFP
    آدم های باهوش و آدم های کمال گرا هم زیاد دچار این معضل میشن
    تا حدی که در برابر پیروز شدن و همون حس خوب هم ناخودآگاه مقاومت می کنن
    من خودم برای غلبه به این مشکل یا می پرم توی ترسهام و هیچ بهونه نمی ذارم برای خودم با این که کارهام رو به بخش های کوچیک تقسیم می کنم.
    مقاله ت هم فوق العاده بود👍👍👍

    1. ارشاد نیک‌خواه

      این تقسیم کردن کارها به کارهای کوچیکتر و بعد تحسین کردن خودت که این کارهای کوچیک رو انجام دادی خیلی جوابه عاطفه. امتحانش کن.

      مرسی وقت گذاشتی و نوشتی برامون.

  26. علی بزرگی منش

    سلام ارشاد جان . دمت گرم داداش . خیلی مفید و کاربردی بود . من دقیقا این مشکل رو دارم . کلی فکر خوب تو سرمه وقتی میخوام شروع کنم .. مثلا میگم بزار یکم به گلام برسم حالا حسش نیست . بازم ممنون خیلی کمک کرد.

  27. این procrastination لعنتی، کلی meme تاحالا دیدم راجع بهش و هربار هم می گم “عاااخخخخ دقیقااا” ، نمیدونم کلمه دقیق فارسی ش چیه ولی روزی صد بار تو ذهنم میاد.
    خیلی مطلب باحالی بود، تکلیفمو روشن کرد (جای اینکه باز بگم عاخ دقیقا و دوباره به عقب انداختنم ادامه بدم). من خیلی با خودم سر این کار نامهربون بودم. حتی تو تعطیل ترین روزا هم خودمو سرزنش میکنم که چرا مثلا این همه فیلم ندیده و آلبوم گوش نکرده و فلان داری و خدایی هم حسش نمیاد، تو این روزا دیدن قیمتای چیزایی که هیچ وقت قرار نبود بخرم تو دیجی کالا و تا تهِ تهِ اینستای یکی رفتنو ترجیح میدادم، ولی خوندن این الان حالمو بهتر کرد :))
    خب حالا برم به ادامه ی دیدن ویدیو های ساجستد اون گوشه یوتیوب (که همه چی زیر سر اون گوشه ی لامصبه) بپردازم 🙂

    1. ارشاد نیک‌خواه

      :))) مسخخخخخره
      آره من هم کلی میم دیدم در موردش. کلن مساله‌ی جهانی‌ایه. آخه اینقدر اطلاعات و اینا هر ساعت به سمتمون پرتاب میشه که سخته تمرکز رو روی یک کار نگه داریم و حواسمون پرت نشه. می‌دونی؟
      کلن این روزها به پایان رسوندن یک کار سخت شده بس که دیسترکشن زیاد شده. مثل همون ویدیوهای گوشه‌ی یوتیوبِ لعنتیت.

  28. خیلی عالی بود! مرسی واسه این متن مفید. جدیدا متن طولانی زیاد نمیخونم ولی این متن اونقدر برام جذاب بود که حس نکردم طولانی بودنشو

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام یگانه. خوشحالم موندی و خوندی. بابا متن‌های طولانی خیلی خوبن بعضی‌هاشون.

  29. بشدت به این متن احتیاج داشتم،سرت خوش

  30. خییییلی عالی بود …و دونستن اینکه من تنها نیستم بهم آرامش بیشتری داد😅😅

  31. سلام ارشاد
    معلوم نیست سر نوشتن این مقاله چقدر کار خفن ت رو عقب انداختی 😀

    عالی بود ولی تا وقتی هیولای استرس نیاد سراغمون درست نمیشیم

    1. ارشاد نیک‌خواه

      :))) دقیقن. خود این مقاله هم یه فرار کردن بود از اون قضیه. ولی خب… باید ریشه‌ی قضیه رو در میاوردم ببینم چیه دردم. یو نو.

  32. ممنون ارشاد جان!
    راستی وبلاگت به من نوتیف نمیده
    چون من به اینستاگرام علاقه ندارم تازگیا و خیلی وقتمو میگیره
    یه جوری اوکیش کن…مرسی😊😉

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام هدی. یعنی برای این مطلب هیچ وقت نوتیف نگرفتی؟

  33. مرسی. خیلی بموقع و دلچسب بود. من خیلی وقته که درگیر این مشکلم، در این حد که از بعدازظهر که پست اینستاگرامت رو دیدم، قصد داشتم این مطلب رو بخونم، و الان ساعت ۲:۳۰ خوندمش، تو ذهنم بود ها ولی خب گفتم بذارم ی وقت بهتر. -_- جالبه اکثر این متدها رو خیلی تجربی استفاده کردم ولی چون آگاهانه نبوده شاید، روند کنترلم خیلی پیشرفت نداشته. بهرحال مطلبت خیلی خوب بود. مرسی .
    آهان راستی من قبلا ی مطلب خونده بودم تو ۱۲CEO، با عنوان قانون سه دقیقه ای. اینجوریه که وقتی کاری انجامش برات سخته، سه دقیقه فقط سه دقیقه وقت بذار و انجامش بده. من ی وقتایی این مدلی خودم رو مجبور میکنم و جالبه که عموما باعث میشه مقدار زیادی از کارای عقب مونده م انجام بشه.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام مریم. خوبی؟ دمت گرم وقت گذاشتی و خوندی (هرچند که عقب انداختی :))) )
      ببین اون قانون سه دقیقه ای چی بود داستانش؟ خب اگه تو سه دقیقه تموم نشد (که نمیشه) اونوقت چیکار کنیم؟

      1. ببین اصلا قرار نیست تموم بشه. مثل اینه که تو بخوای اون میمون تو مغزت رو گول بزنی که فقط سه دقیقه این کار رو انجام بدم و بعدش هرچی تو بگی. چون معمولا یکی از بزرگترین دلایل عقب انداختن کار، نبودن حسه. وقتی اون سد ” حالا حسش نیست” رو با وعده ی فقط سه دقیقه بشکنی و شروع کنی به کار خیلی بیشتر از اون سه دقیقه درگیرش میشی. آخرش هم کلی از خودت راضی هستی که با وجود اینکه قرار بوده سه دقیقه فقط وقت بذاری، مثلا یک ساعت نشستی پاش. این لینک همون مطلبه، خوندنش بد نیست. http://12ceo.ir/%d9%81%d9%82%d8%b7-%d8%a7%db%8c%d9%86-3-%d8%af%d9%82%db%8c%d9%82%d9%87/

        1. ارشاد نیک‌خواه

          ایول مریم. مرسی خیلی دوست داشتم ایده رو. فعلن که کارهام داره خوب پیش میره اگه همین فرمون رو ادامه بدم. امیدوارم کارهای تو هم بیفته رو غلطک.

  34. آخ این درد بدترین درد دنیاست, یعنی این مشکل باعث شده من به جایگاهی که لیاقتشو دارم نرسم, همیشه از خودم سوال میکردم که کجا سوراخ و چطو میشه حلش کرد. دیگه میخواستم به روانپزشک مراجعه کنم چون فکر میکردم اعتماد بنفسم مشکل داره. خوا قضه ات کاک ارشاد

    1. ارشاد نیک‌خواه

      قوربانت سیروان گیان. امیدوارم هرچه زودتر به سمت اون جایگاهی که شایسته‌ش هستی گام برداری. پرقدرت و محکم. مثل کوهستان‌های کوردستان 🙂

  35. خیلی خوب بود. مشکلی هست که من هم باهاش سروکله میزنم. بی صبرانه منتظر پست های این چنینی تون هستم :)))

    1. ارشاد نیک‌خواه

      مرسی کوثر جان. باز هم میام و چیزهای جالبی براتون خواهم گفت. بذار ببینم درد بعدیم چیه :))

  36. چقدر خوبه که من تنها نیستم 😁این خودش یه محرکه.مطلب خیلی خوبی بود ارشاد.دمت گرم 👌

    1. ارشاد نیک‌خواه

      قربونت طناز جان. آره بابا این یک درد مشترکه که همه داریم فریادش می‌زنیم.

  37. من گاهی اینقدر عقب می‌ندازم کارامو، که اون استرسه (هیولای استرس) به بدنم آسیب میزنه و سیستم ایمنی بدنمم ضعیف میشه و راحت سرما میخورم یا بیماری های الکی میگیرم در مواقع حساس! و جالبه کنار قرصای سرماخوردگی و…، یه ورق پروپرانولول هم بهم میدن دکترا!

    1. ارشاد نیک‌خواه

      اوه! چقدر سمت تو داستان شدیده. خب چیکارش می‌خوای بکنی؟

      1. خب قاعدتاً نباید چیزای خیلی حساس رو تا جای ممکن عقب بندازم ؛)

  38. من فوق لیسانس مشاوره دارم و البته دچار بیماری مزمن اهمال کاری( عقب انداختن کارها) هم هستم😆😣 همه چیزای علمی به زبان خیلی ساده گفتید عالی بود. اهمال کاری یه مکانیسم برای فرار از احساسات بدمون ، همونطور که گفتید فقط کافی بیشتر به چیزی که برامون مهم فکر کنیم و البته عمل کنیم. احتمالا الان با خودتون میگید تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی😅

    1. ارشاد نیک‌خواه

      خیلی از این درمان‌ها رو برای خیلی از نارسایی‌هامون بلدیم… ولی وقتی به عمل می‌رسه لامصب اراده‌ی پولادین می‌خواد. منم که کلن آدم بازیگوشی هستم و در نتیجه… سخت میشه درمان کردنش :))

  39. منی که الهه ی عقب انداختن کارهام نیاز داشتم به این واقن..
    دمت گرم، انشالله به مرحله عمل هم برسد

  40. خیلی خوب بود، هم انتخاب مقاله و هم ترجمه آزاد.
    دستت درد نکنه.

  41. یه تجربه شخصیم رو میگم شاید به درد خورد. من خیلی خیلی اعتیاد به گوشی دارم مثلاً میرم یه مسیج بخونم یهو اینستا و پین ترست و بعله، سه ساعت گذشته. واسه همین یه اپ نصب کردم به اسم جنگل(forest) به این صورته که وقتی میخوام یه ساعت نرم سراغ گوشی و درس بخونم، بهش میگم یه ساعت برام درخت بکاره. حالا اگه شیطون گولم بزنه و برم تلگرام رو باز کنم درخت عزیزم یهو خشک میشه :-((
    اما اگه کارات رو انجام بدی یواش یواش توی گوشیت یه جنگل گوگولی داری پر از کاجهای سبز قشنگ

    1. ارشاد نیک‌خواه

      چه ایده‌ی خفنی! دمشون گرم با این اپلیکیشن. ایول

  42. دمت گرم ارشاد… پیش به سوی انجام دادن کارهاااااا

  43. ارشاد
    مطلبت خیلی خوب بود
    تا یه سنی اینطوری بودم ولی خدا نظر کرد بهم یا… نمیدونم چی شد که عزمم برای کارها خیلی جزم شد خداروشکر
    این حس سراغ همه میاد ولی برای مقابله باهاش باید دائما هدفت رو جلوی چشمت ببینی و آدمهای موفق اون عرصه رو دائم به ذهنت بیاری
    مرسی از مطلبت

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ایول. دمت گرم که تغییرش دادی و الان در مسیر درستی.

  44. منم کم و بیش این مشکل رو دارم، اما برای کارای مهم زندگیم خودم رو مجبور می کنم که هرجور شده انجام بدم
    مثلا برای کنکور ارشد فهمیدم که بی حوصلگیم برای تمرکز نداشتنه و بعد از امتحان کردن چیزهای مختلف فهمیدم که قهوه خیلی تمرکز خوبی بهم میده، در نتیجه قهوه و درس و انگیزه کمکم کرد رشته ای که میخوام قبول شم.
    یه سیستم دیگه ای هم هست که جدیدا دارم بکار میبرم و تا الان خوب جواب داده اینه که یک روز از آخر هفته رو روز استراحت و الکی چرخیدن و به بطالت گذروندن نام نهادم :دی برای همین در طول هفته به کارام میرسم به امید آخر هفته ی بیکاری و بطالت و الکی چرخیدن

    1. ارشاد نیک‌خواه

      اسمت و داستانت باید بره توی کتاب «عادت‌های آدم‌های موفق» :))

  45. سلام ارشاد جان . عالی بود . من جدیدا تو خبرنامه عضو شدم . ولی واسه پست جدیدت ایمیلی نیومده برام :/

  46. متاسفانه من تازه باهاتون آشنا شدم. ولی عوضش کاملا به موقع😄 این مقاله به معنای واقعی کلمه کاربردی بود. مفیداااا مفید. دستتون درد نکنه.

  47. من عاشق این سایتم.مطالبتون عالیه.کلی استفاده میکنم.ممنونم.این مطلب خیلی مفید بود.

  48. عالی بود.
    بیشتر وقتا واسه من میشه حسِ ساعت ٣.
    “ساعت سه. ساعت سه برای هر کاری که آدم می‌خواهد بکند همیشه یا خیلی دیر است یا خیلی زود.”
    تهوع، ژان پل سارتر

  49. خیلی خوب و به موقع بود این مطلب ممنوننننن 😘🙏🙏

  50. حالا ارشاد حساب کن من داشتم لینکشو کپی میکردم ک بعدا بخونمش 😂😂😂😂
    عمق فاجعه بود ینی
    بعد زدم تو سر میمون درونم و تا ته خوندمش
    چقد درباره من بود
    چقد ب دردم خورد
    چقد بهترین مطلبی بود ک خوندم 😊👍👍👍👍

    1. ارشاد نیک‌خواه

      :)) قربونت. خوشحالم به دردت خورده پانیذ جان.

    2. واای این خیلی خوب بود :))) چ بیماری که این همه آدم داریم آخهه

  51. زبان سادۀ این نوشته محشر بود…ممنون ارشاد عزیز
    مشکل اینه که تازه بعد از اینکه بالاخره تونستی “شروع کنی” ، غول “پراکندگی و عدم تمرکز” میاد سراغت!! من اسم خودمو گذاشتم بادکنک هلیومی!! خدا نکنه بشینم سر کارای مربوط به دیزاین و ایده پردازی و هررر چیزی که مربوط به تصور و تخیل و تفکره !!…کله م عیییییین یه بادکنک هیلومی مییییییییره توو آسمونا و حالا حالاهااا برنمیگرده. انقدر که از پشت درد و درد ستون فقرات از پشت میز بلند میشم (از بس زمان میگذره:)) ) بدون اینکه یه قدم محض رضای خدا ” در جهت تارگتی که بهم سفارش داده شده بود” پیش رفته باشم !!
    جدیدا انقدر شدید شده و باعث تلنبار شدن افکار و رویاهام شده که به طور جدیی تصمیم گرفتم برای مدتی هیچ کاری قبول نکنم و یه ذره صرفا مغزم رو خالی کنم. اون همه هلیوم رو!! :)) یا حتی اجازه بدم مدتی هلیوما کار خودشون رو بکنن!!

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آذین آذین! خیلی داستانت شبیه منه. اون خالی کردنه خیلی مهمه و خیلی تاثیر داره. برای من که داره جواب میده.
      مرسی که وقت گذاشتی و دردهای مشترک رو فریاد زدی.

      1. آره آره. از یه سنی به بعد، این حق ماست که واسه هلیوم های بیچاره مون خودمون تصمیم بگیریم. کاری که تو مدتها پیش کرده بودی و به زندگیت رنگ دادی؛ یه رنگ کاملا منحصر به خودت…الان کافیه ترفند بزنیم عقبشون نندازیم حالا که مال خود خود خودمون هستن… پس بزن بریم روو به جلو 👊👊👊

  52. عالی بود… یعنی دقیقا من رو توصیف کرده… خیلی وقتا دوست دارم بشینم زار بزنم ولی حتی همون وقع چند ثانیه بعدش میبینی در حالی که میخواستم مثلا خودم رو تنبیه کنم و یه اهنگ غمگین بذارم که گریه کنم و… سر از فلان زندگینامه خواننده دراوردم یا نکات جالب در مورد فلان اهنگ یا نویسنده یا فیلم یا… رو دنبال میکنم و تو نت میچرخم… به همین ظرافت و ناخوداگاهی…

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ذهن چیز عجیبیه. هی آدم رو گول میزنه.

  53. من همیشه متن خودتو که میخونم کل کامنت ها رو هم یه مرور می کنم. الان یه لیست برای کمک به خودم دارم:
    خودت رو بابت عقب انداختن کارها ببخش.
    کارها رو به قسمت های کوچک تقسیم کن.
    حست رو نادیده بگیر و فقط شروع کن.
    روزی پنج دقیقه یه کار اجباری انجام بده تا مغزت عادت کنه حست رو نادیده بگیره
    و تکنیک سه دقیقه ای

    مرسی ارشاد 🙂

    1. ارشاد نیک‌خواه

      بهترین جمع‌بندی ممکن بود. میشه ازش نوت برداری کنم؟ 🙂

  54. عاالی بود عاااالی.مرسی.فقط یه اخلاق مزخرف دیگه ای که من دارم اینه که وقتی ورد و باز کردم و عنوان و نوشتم باز میمونه میگه خوب دیگه خیالت راحت شروع کردی حالا بیا اول بریم فیلم ببینیم بعد دوباره برمیگردی 🙂

    1. ارشاد نیک‌خواه

      مرسی زهرا. ولی برای من این روش داره جواب میده. کار رو به کارهای کوچیک تبدیل می‌کنم و دونه دونه انجام میدم و تیک میزنم و کیف میکنم. خیلی خوبه.

  55. خیلی جالب بود، اون قسمتی که درمورد ارتباط ذهنی قوی با تصمیمات اینده و تاثیرش تو دنبال کردن و عمل کردن به برنامه ها نوشته منو یاد حرفای برایان تریسی و امثالهم می‌ندازه یا حتی “راز” مشهور!
    هر چند بنظرم اونا همه چیزو چیپ و احمقانه کردن اما حالا خوب میفهمم چی میگن!
    اگه بعد از خوندن این مقاله خواستید کاملتر بدونید که چطور میتونید برنامه هاتون رو دنبال کنید و همیشه به قول معروف استیک تو ایت باشید، کتاب «نظم شخصی» «self-discipline» از برایان تریسی چیز خوبیه.
    موفق باشید،
    راستی تا یادم نرفته :
    سر موقع و کامل انجام دادن کارا خیلی هم خوب نیس…تحت فشار کمبود وقت بودن باعث ور قلمبیدن خلاقیت میشه که خوب هممون تجربش کردیم.و این اصلا چیز بدی نیس، شاید از تو همین پروکرستینیش هامون یه چیز باحال دراومد!
    (اینو تو یه سخنرانی تد دیدم)
    :-)))))

    1. ارشاد نیک‌خواه

      مرسی یاسی.
      اون سخنرانی تد رو اگه پیدا کردی خوشحال می‌شم به ما هم معرفی کنی.

  56. آخ این آدم خود منم همین الان به خودم گفتم اول برو ببین ارشاد چی نوشته بعد برو سر کارت :))))

    1. ارشاد نیک‌خواه

      در این مورد خاص اشکال نداره. البته اگه این مطلب واقعن به دردت خورده باشه و یه تغییری ایجاد کنه.

  57. این پست واقعا فراتر از عاالی بود؛ ممنونم که انقدر خوب و به زبان ساده نوشتی 🙂

  58. چرا برای من پستت ایمیل نشده؟

  59. انقد تاثیرگذار بود که وسطاش داشتم فکر میکردم بقیه ی مطلبتو نخونم و برم به کارام برسم😂😂😂

  60. سلام.خیلی خوب بود ممنون ازت.
    میگن رنج رو امروز بکش،لذت رو بذار برا فردا.کسایی که امروز فقط لذت میبرن، رنج و استرس فردا نمیذاره کامل لذت ببرن. ولی درستش اینه که به امید لذت فردا، رنج و سختی رو امروز بکشیم و فردا با خیال راحت حال کنیم.
    یاد یه بخشی از فیلم nymphomaniac فون تریه افتادم.فک کنم میگفت آدما دو دسته ن.یه دسته چون راحت طلبن اول ناخونای دست چپشون رو میگیرن که راحته.بعد میرن سراغ ناخونای دست راست.ولی دسته دوم اول میرن سراغ کار سخته و ناخونای دست راست رو میگیرن، بعد چپ.واقعا نمیدونم کدومش درسته.چون جوابی که دختر لذت طلب داد قانع کننده بود.

  61. عالللللیییییی بوووووودددددد. الان دو هفتس کارای پایان ناممو عقب می اندازم به استادم گزارشای الکی میدم 😕😕😕🙈🙉🙊

  62. ارشاد به نظرم یه روش برای اینکه کارامون رو عقب نندازیم و ترک عادت کنیم همین سایت نامه نوشتن به اینده ست. مثلا بنویسیم تو اینده به فلان جا رسیدیم و وقتی نامه به دستمون برسه و بفهمیم از جای قبلیمون تکونم نخوردیم یکم خجالت میکشیم و شاید به تکونی بدیم به خودمون.

  63. سلام صبح این مقاله رو خوندم و چقدر بهتر شد حالم مرسی

  64. سلام. من یه سخنرانی تد هم دیدم که خییییللییییی جالب بود. پیشنهاد می کنم حتما ببینش:

    https://www.youtube.com/watch?v=GTQ2xDNlLf8

  65. سلام و بسیار ممنون بابت مطلب خوبت
    در کتاب قدرت شگرف درون ( آنتونی رابینز) یه قسمتی هست که به حل این مشکل کمک میکنه
    میگه کافیه که جای احساس رنج و لذت رو عوض کنیم. خیلی مفصل و کاربردی توضیح داده به دوستان توصیه میکنم بخونن کتابو

  66. من مرنا هستم.
    یک روزه پاک شدم. می خوام تا یک هفتگی مبارزه با اهمال کاری ام رو کنار بگذارم.

  67. من همون قبلی ام
    اسمم رو اشتباه نوشتم
    با این که نوشته شده “مرنا” ولی شما بخونین “منا”
    الانم یک روز و یک دقیقه است که پاکم، برام دست نمی زنین

  68. سلام ارشاد جان یاسین هستم از شهربابک خیلی خوشحالم با شما اشنا شدم… میبینمتون

  69. ارشاد قانون جذب هم بگو من امروز تورو جذب کردم
    راستش چند روزه حالم خوب نیست میخوام برای کنکور شروع کنم بخونم کلی هم کتاب خریدم
    ولی هرروز که پامیشم حالم خوب نیست تلگرام و اینستا و اینترنت و وقت تلف کنی
    واقعا حالم بد بود آخه چرا نمیتونم کارهامو انجام بدم و حالم بده !
    و اومدم این مقاله رو خوندم عالی بود .

  70. عالیی.. شاید یه تلنگر منطقی بهم زد.

  71. سلام.
    آقا ارشاد یه خواهشی ازت دارم. لطفا یه پست هم درباره وبسایت زدن بنویس. بیشتر قسمت هزینه هاش و اینکه تفاوتهای هاستهای مختلف چیه و برای زدن وبسایتی مثل وبسایت خودت که توش مطالب (و فوقش عکس) قراره نوشته بشه چه نوع هاستی با چه قیمت و چند مدت بگیریم بهتره؟ و کلا مراحل راه اندازی و … . ممکنه بگی توی اینترنت سرچ کنی اطلاعات لازم گیرت میاد ولی دوست دارم از زبون یه آدمی که خودش وبسایت زده و مراحلشو طی کرده و میشه از حرفاش مطمئن بود بشنوم!
    پیشاپیش ممنون.

  72. سلام ارشاد،تو عالی هستی،عاشق این سبک نوشتارتم که اتقدر جذاب و البته مطالب عالی،منکه خیلی بدردم خورد و ازت متشکرم که چیزای باحال و خفنتو اشتراک میزاری…دوست دارم یروزی مث تو بتونم زبان یاد بگیرم و کلی سفر کنم،بنظرم قشنگترین جای زندگی هستی،هدف من اینه ک یروز بتونم سفرای باحالمو شروع کنم و کل دنیارو بگردم اونموقع گم نشدم تازه پیدا شدم،الان گم شدم…

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام فاطمه. خیلی ممنونم و خوشحالم که دوست داشتی. امیدوارم خیلی زود پیدا بشی برای خودت.

  73. چقد خوب می نویسی 👌❤ من یادداشت کردم ک هی ب خودم اینا رو یادآوری کنم البته اگه این حرفم ,حرف اون میمون بامزه ی کار عقب انداز نباشه 😁 ممنون از مطلب خوبت 🙏🌹

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ممنونم ریحانه جان. خوشحالم به دردت خورده.

  74. مریم السادات کشمیری

    سلام مطلب بسیار زیبا و جالب و مفیدی بود. نزدیک دو ماه هست که میرم سر کار و اولین تجربه کاری جدی زندگیم هست. به نظرم این مطلب خیلی میتونه بهم کمک کنه اگه بهش عمل کنم. چون من هم عادت عقب انداختن کارها رو دارم. خیلی ممنونم ازت برای مطالب خوبت

    1. ارشاد نیک‌خواه

      خواهش می‌کنم مریم جان. خوشحالم که دوستش داشتی و امیدوارم کارهای خفنی بکنی در زندگانی.

  75. واااای شاید باورت نشه امروز داشتم بخاطر همین عادت زشتم با خودم دعوا میکردم که بطرز عجیب و خیلی یهویی مطلبتو خوندم اصلا من خود ایندمو نمیشناختم الان حس میکنم خود ایندم مثل بچه نداشتمه که در قبالش مسیولم و باید برای فرداش و تامین زندگیش تلاش کنم .
    یه دنیا ممنون بابت این حس خوب 💕💕💕

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ایول هما. برو جلو و بهش برس. خوشحالم کمکی کردم هر چند کوچیک.

  76. چرا من تا حالا نمیشناختمت؟؟؟؟وای خدای من
    عالی بود عالی
    انگار من نشستم و از روی من این مطلب نوشته شده
    فوق العاده ای

  77. سلام ارشاد
    مطلبت بسیار عالی و موشکافانه حال من را توضیح داده بود.
    اما بخشی که گفته بود(خودت را ببخش) در مورد من صادق نیست،من با علم به اینکه میدونم آدمی هستم که تو دقیقه نود کارم را پیش میبرم، از این حس استرس و فشار روحی روانی و اینکه اخر سر مبارزه را میبرم حس قدرت میکنم،برام لذت عجیبی داره،همه جا هم با افتخار از این رفتار عقب انداختن کارهای مهم لذت میبردم.
    اما الان تو پایان نامه نوشتنم دچار مشکل شدم. موضوع مهمی که اشاره کردی:
    ١•کارها را به پارتهای کوچک تقسیم کنیم.
    ٢•به حسمون توجه نکنیم خیلی مفیده و احتمالا رو من جواب بده.
    ممنون که راهکاری پیش پام قرار دادی

    1. ارشاد نیک‌خواه

      جیگرتو پسر. امیدوارم از دست اون غول بی شاخ و دم خلاص بشی. پایان‌نامه رو می‌گم.

  78. من یک عقب انداز حرفه ای ام..میخوام تمرین کنم نباشم😔…حدودا یک سال و نیمه که تصمیم گرفتم یک کسب و کار خونگی برای خودم راه بندازم ولی مغزم واسه عقب انداختن اینقدر حرفه ای شده که رفتم سر وار که مثلا واسه شروع قوی کارم پول جمع کنم..ولی کار خاصی نکردم…همیشه شروع کردن کارایی که برام مهمه و تو ایندمم خیلی تاثیر گذاره دست رو دست میذارم و رویا میبافم و مینویسم و پلن میریزم ولی ولی وقتی میخوام شروع کنم استرس میگیرم چون میخوام همه چی پرفکت باشه…مرسی از مقالت ارشاد جان..

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آخ آخ کمال‌گرایی آفته. از دست اون خلاص بشی همه چی درست میشه.

  79. آقا بی‌نظیر بود. چقدر خوش گذشت خوندنش. و چقدر من این مشکل رو دارم. دقیقاً سر پایان نامه نوشتنم وردو باز کردم و نوشتم فهرست مطالب. در عرض چند ساعت کل فصل هامو طراحی کردم🤣

  80. سلام ارشاد جان
    داشتم میگشتم به توصیه میمونه که گفتی که خودم هم در موردش نمیدونستم الان فهمیدم
    در هر حال دم غیرتت گرم خیلی مطلب مفیدی بود
    الان که دارم کامنت میزارم خیلی کارها هست که باید انجام بدم ارشاد جان یه خیلی داریم یه خیلیییییییی که بخاطر همین اهمال کاری عقب میندازیمشون بخدا چند روزی هم هست که برنامه ریزی میکنم ولی اخرش تیکش نمیزنم برنامم رو
    در کل تشکر ارشاد جان واقعا استادم خیلی حرف قشنگی میزنه
    (میگه صبح زود برو جلو اینه به خودت بگو اگه نمیترسیدی چیکار میکردی)
    وقت کردم کامنت در مورد شخصیت درون میزارم
    نمیدونم میدونی یا نه هر انسانی ۳شخصیت درون داره برمیگردم ولی
    این بار دوست دارم تو بهترین نقطه ی موفقیت ببینمت نه تو تنها بلکه تمام کسایی که عاشق انسانیت هستند یا علی

    1. ارشاد نیک‌خواه

      مهدی خیلی حال کردم با نوشته‌ت. خیلی خودت بود و قشنگ حسش کردم. اون جمله‌ی استاد هم خیلی الهام‌بخش بود. دوستش داشتم.

      امیدوارم الان که این رو می‌خونی خییییییییییلی کارهات به خییییلی کاهش پیدا کرده باشه :))

  81. دقیقا من 🤦‍♀️ اوه نه ببخشید، نباید تو سر خودم بزنم!
    من یه پکیج کامل از اهمال کاری، کمال گرایی، وسواس فکری و خود سرزنشگری ام (کلمه درستشو یادم نیست)
    کارای نسبتا زیادی دارم که باید انجام بدم و میدونم همه رو با هم نمیتونم خیلی زود و بی نقص انجام بدم پس هی سعی میکنم عقب بندازمشون و خودمو سرگرم گوشی میکنم تا ذهنم درگیر این استرس نشه، جالب اینه که اصلا از کاری که میکنم لذت نمی برم که بگم خب به درک حداقل در لحظه لذت بردم، هی بی دلیل تو گوشی بالا و پایین میرم (مثل اینه که تو مغزم سیمان بریزم، نمیدونم سخته توضیحش)، حتی نمیرم سراغ تفریحاتی مثل کتاب خوندن که بی نهایت ازش لذت میبرم، چون کاری که باید رو انجام ندادم به خودم اجازه نمیدم تفریحیم کنم و میدونم اگه هم مثلا سمت کتاب برم اونطور که باید ازش لذت نمی برم چون یکی هی تو ذهنم سرزنشم میکنه. خلاصه که نمونه ی بارز یه فرد خودآزارم.
    مرسی از مطلبت عالی بود و واقعا نیاز بود. برای اینکه الکی تعریف نکرده باشم هم در صورت کارساز بودن میام اینجا اعلام میکنم :))
    مرسی مرسی مرسی

    1. ارشاد نیک‌خواه

      وای نگار خیلی درکت می‌کنم. خیلی خوب توضیح دادی. مخصوصن اون قسمت ریختن سیمان تو مغز رو خیلی حس کردم.
      امیدوارم برات کارساز باشه این مطلب. برو ببینم چجوری شاخشو می‌شکونی :))

  82. ارشاد خان ممنون، به موضوع خیلی مهمی پرداختید که مشکل خیلی هاست 👍👍

    یکی از دلایل این که نمیریم سراغ انجام کارهای اصلیمون، اینه که اینقدر زیادن که یه جورایی حس میکنیم نمیتونیم از پس همشون بر بیایم و یه جورایی میگرخیم و کلن ایگنورشون میکنیم میریم سمت کارهای ساده تری مثل “مرتب کردن پوشه های کامپیوترمون”!!!!!

    اما یه سری راه حل برای این که چه جوری میتونیم از تعدد کارهامون کم کنیم:) :

    اگه خواهر و بردار کوچکتر از خودمون داریم که تخصص مورد نیاز ما رو دارن و زورمون بهشون میرسه، از اونا کمک بگیریم 🙂

    اگه دانشجو هستیم، دوستای دانشگاهی معمولا وقت زیادی رو بدون برنامه ی مشخصی تو دانشگاه یا خوابگاه می گذرونن که اونا رو هم میتونیم خفت کنیم کمکمون کنن :)))

    اما بعد از دوران دانشگاه، معمولا زیاد در دسترس نیستن دو تا راهکار قبلی :))
    که راه حلش اینه که یک تیم در ابرها برای خودمون درست کنیم از فریلنسرهای کاردرست و یه سری از کارهامون رو بسپریم به اونها. این طوری “غول کارهای روی هم تلنبار شده” هم کوچیک تر میشه و ترسمون میریزه از این که بریم سمتشون….

  83. من هم همین مشکل دارم قبلاً به اون میمونه هم رسیدم یعنی تو اینترنت سرچ کردم فهمیدم یک سری شیطونا هستن که کارشون همینه. حرفهایی که زدم شد دقیقا درست بوده روانشناسا تحلیلشون بد نیست ولی راه حلشون جالب نیست یعنی میگن قورباغه قورت بده. ای کاش علم پیشرفت میکرد یکم راهکارها آسونتری جلوی پامون می‌ ذاشت. حالا حساب کن منی که در اثر اهمال کاری عقب افتادم تو زندگی افسرده شدم ناامید شدم و بدبین شدم دیگه حالی نمونده برام. اگه راهکارهای جذاب و راحت داشتی آنوقت یه چیزی . تو این وضعیت رستم میخواد قورباغه قورت بد والا.،😁

  84. مثل الانِ من که دارم مطالب سایت رو برای بار سوم میخونم:]

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *