چجوری سفر رو شروع کنیم؟ چجوری همسفر پیدا کنیم؟

چجوری شروع کنم؟ سوالت اینه؟ به نظر من قدم اول اینه که یک همسفر خوب پیدا کنی. یه همسفر که هم‌فازت باشه و یه جورایی با هم دنبال یک چیزِ یکسان باشید. و یا اگه چیزتون یکسان نیست، حداقل همسو باشید، همدیگرو به جلو هل بدین، و در راه از همدیگه حمایت کنید.

در نتیجه از اونجایی که «چجوری سفر رو شروع کنیم؟» برای من یعنی «چجوری همسفر پیدا کنیم؟»، در ادامه می‌خوام چندتا روش بهت پیشنهاد بدم تا همسفرِ پایه‌ت رو پیدا کنی، و بلاخره کوله رو ببندی و یه کم از انرژی جاده رو بچشی و ببینی اون بیرون چه خبره و این داستان‌هایی که من تعریف می‌کنم حقیقت دارن یا همه‌ش «بافته شده».

قبل از اینکه به این روش‌ها بپردازم، اول بذار یه چیزی بهت بگم. لازمه‌ی پیدا کردن دوست و همسفر جدید اینه که اول با خودت دوست بشی. خودت رو همین‌جور که هستی بپذیری و باور کنی که عده‌ای هم اون بیرون هستن که تو رو همین‌طور که هستی می‌پذیرن. فقط باید بری سمتشون، خودِ خودت رو بهشون نشون بدی و باهاشون تعامل داشته باشی. الان دیگه وقت مردم‌گریزی نیست. اگر تصمیم گرفتی شروع کنی و با همسفر شروع کنی، وقتشه به اون خودِ بدبین و کمرو بگی «خفه شو!» و با روی باز و لبخند با آدم‌های جدید معاشرت کنی.

 

با تورهای مسافرتی شروع کن

اگر تاحالا سفر مستقل کوله‌گردی نداشتی، با تور سفر کردن رو شروع کن. الان اگه گوگل کنی تورهای باحالی برای ایرانگردی می‌تونی پیدا کنی. با تورهای یک‌روزه شروع کن و کم‌کم تعداد روزهای سفر رو بیشتر کن و با تورهای طولانی‌تر و ماجراجویانه‌تر همراه شو. شروعی به این سبک دوتا منفعت داره: اول) تو اتمسفر سفر جمعی می‌تونی برای سفرهای بعدی همسفرِ هم‌فازت رو پیدا کنی. دوم) باعث میشه راحت‌تر رضایتِ اولیه‌ی خانواده رو جلب کنی و به مرور زمان و با سفرهای بیشتر و طولانی‌تر اون‌ها رو متقاعد، و اعتمادشون رو جلب کنی.

در مورد پیدا کردن تور خوب از اشکان پرسیدم که متخصص توریسم در ایرانه. می‌گه: «مهم اینه که اول انتخاب کنید چه نوع توری می‌خواید برید، فرهنگی، تاریخی، طبیعت‌گردی، ماجراجویانه یا هرچی. بعد بر اساس ژانر منتخب، تحقیق کنید که چه شرکتی توی اون نوع تور بهتره. حتمن توی اینترنت سرچ کنید و سابقه‌ی شرکت‌ها رو دربیارید. یادتون نره که حتمن قرارداد ببندید چون بدون قرارداد دستتون به هیچ‌جا بند نخواهد بود اگر همه چیز خوب پیش نرفت. ترجیحن به طور مستقیم با اپراتورهای برگزارکننده‌ی تور سفر کنید و با واسطه‌ها کار نکنید. مخصوصن توی شهرستان‌ها خیلی این چالش وجود داره و واسطه‌ها خیلی زیادن. در صورتی که با واسطه‌ها کار می‌کنید، حتمن ازشون بپرسید که برگزارکننده کیه و در مورد سابقه‌شون و نظرات دیگران جستجو کنید.»

استانبول، ترکیه | در جریان همایش جهانی گردشگری، برای ما وبلاگ‌نویس‌ها تور شکم‌گردی استانبول گذاشته بودن. اسم تور بود: «یه لقمه استانبول بزن». این تور نقش مهمی داشت توی دوست شدن بچه‌ها با همدیگه. یک روز کامل با هم استانبول رو چرخیدیم و خوردیم و در مورد فوتبال و ترکیه و پرچم‌شون و پوشش آدم‌ها و رجب طیب اردوغان و همه چی حرف زدیم.

 

مخ یکی از دوست‌هات رو بزن

اگر با تور سفرهات رو رفتی و می‌خوای سفر کوله‌گردی و مستقل رو  تجربه کنی، پیشنهاد اول من اینه که توی دوست‌هات، کسی که نسبتاً باهات هم‌فازه پیدا کن، خیلی صادقانه در مورد سفری که تو ذهنته براش بگو. اینکه چی تو فکرته و چرا می‌خوای بری. راحتی‌ها و سختی‌هاش رو براش بگو. کجا می‌خواید بمونید و کجاها می‌خواید برید. قشنگ و شفاف با هم حرف بزنید و ببینید همسفر خوبی برای هم خواهید بود یا خیر.

متقاعدش کن که باهات همسفر بشه و برای شروع، سفر کوتاهی رو باهاش تجربه کن. توی این سفرهای کوتاه چیزهای خیلی خوبی در مورد خودت و کلن سفر یاد می‌گیری. خودت رو در سفر و روی جاده می‌شناسی. کم‌کم سبک سفرت رو پیدا می‌کنی. آروم آروم به ترکیب بهینه‌ی چیزهایی که لازم داری توی کوله‌ت داشته باشی می‌رسی و هی سبکتر می‌شی. و خب، کم‌کم بهترین همسفرهای هم‌فازت رو پیدا می‌کنی.

ببین این قضیه مثل یادگرفتن شنا می‌مونه. می‌تونی از عمق یک متری شروع کنی (سفرهای کوتاه و راحت‌تر)، کم‌کم شنا یاد بگیری و بعد از مدتی در ناشناخته‌های اون طرف استخر، یعنی عمق چهار متری (سفرهای بلندمدت و بی‌مقصد) ببینیمت؛ یا اینکه یهو خودت رو پرت کنی توی چهارمتری و اینقدر دست و پا بزنی که یاد بگیری. ولی خب، ریسک (و دهن‌سرویسی‌های) روش دوم خیلی بالاست و شاید نخوای همچین مشقتی رو برای یادگرفتن شنا به خودت تحمیل کنی.

ضرورتی نداره که اولین سفر، یک هیچ‌هایک بی‌مقصد برای کشف یک سرزمین ناشناخته باشه، یا شامل سه ساعت پیمایش سخت توی یک دره‌ی صعب‌العبور. قرار شد از عمق یک متری شروع کنیم. با همسفرت کوله‌هاتون رو بذارید روی دوشتون، برید ترمینال، و راهی بندرانزلی، اصفهان، بندرگز، شیراز، یا هرجایی که می‌تونید برای خودتون یک اقامت راحتِ یک‌شبه و مطمئن داشته باشید و در کوچه‌ها و فرهنگ و شیرینی‌ها و غذاها و قصه‌های شهر، سفر کنید. از همین سفرهای کوتاهه که پخته شود خامی و فیلان. سفرهایی مطمئن و برنامه‌دار ولی جدید و کنجکاوی‌برانگیز. خوبی سفر اینه که پر از دوست و راهنما و آدم‌های مهربونه و با سفرهای بیشتر دوست‌های بیشتری پیدا می‌کنی. هر بار یه ذره به جاده اعتماد کن و ببین واکنش اون چیه. اگه جوابش ردیف بود و حال داد یعنی بیشتر بیا جلو. فراموش نکن که این قضیه یک فرآیند یک شبه و یک هفتگی و یک ماهه نیست و

سفر هزار فرسنگی با یک قدم شروع می‌شه. – لائو تسه

 

یک پیشنهاد برای پیدا کردن همسفر از بین دوست‌هات یا دوست‌های دوست‌هات:

ببین، معمولن دوست‌های دوست‌هات کم‌وبیش شبیه و هم‌فازت هستن دیگه. برای اینکه هم‌سفرِت رو از بین این آدم‌ّها پیدا کنی پیشنهاد می‌کنم یک گروه تلگرامی بسازی. توش سه چهارتا از دوست‌هات که به نظرت همسفر خوبی هستن رو اد کن و خیلی صادقانه قضیه رو بگو:

«بچه‌ها، من خیلی وقته می‌خوام برم [مقصد مورد علاقه‌تون رو بنویسید] ولی یک همسفر پایه لازم دارم. اگه شما پایه هستید، بیاید بریم. اگه خودتون پایه نیستین با توجه به شناختی که از من دارید، از بین دوست‌ها و آشناهاتون اگه کسی هست که به نظر شما هم‌فازِ منه و ممکنه همسفر خوبی بشیم، اینجا ادش کنید که با هم در مورد این سفر حرف بزنیم.»

 

توی باشگاه‌ها، گروه‌ها، دورهمی‌ها و جامعه‌های هم‌فاز بچرخ

اگر از دوست‌هات چیزی نمی‌ماسه و همسفرت اونجاها نیست، بهت پیشنهاد می‌کنم توی گروه‌ها، کلاس‌ها و جامعه‌هایی که ممکنه هم‌فازت باشن شرکت کن، و دوست‌های جدیدی پیدا کن. آدم‌های زیادی اون بیرون هستن که دغدغه‌ها و ارزش‌های مشابهی با تو دارن و می‌تونن همسفرهای خوبی برات باشن. پری در «سایت سبکتر» یه مطلب نوشته در مورد «راه‌هایی برای پیدا کردن همسفر» و خیلی خوب توضیح داده قضیه رو. مریم هم یه مطلب داره در مورد «۱۰ راهکار برای پیداکردن همسفر» که توصیه می‌کنم حتمن اون مطلب‌ها رو بخونید.

من بهترین دوست‌ها و همسفرهام رو توی همین دورهمی‌های خودجوش پیدا کردم. اگر دورهمی پیدا نکردید، خودتون بسازید. سایت کوچ‌سرفینگ از خوب‌های این ماجراست که می‌تونید بعد از عضویت در دورهمی‌هایی که توی شهرتون برگزار میشه شرکت کنید یا خودتون دورهمی بسازید. من بهترین دوست‌های دوران‌ها رو از همین دورهمی‌ها پیدا کردم.

 

از اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی کمک بگیر

یک راه دیگه برای پیدا کردن همسفری که باتجربه و خوش‌سفر باشه اینه: توی اینستاگرام بچرخ، آدم‌هایی که به نظرت خوش‌سفر و باحال هستن رو پیدا کن، و خیلی صادقانه براشون بنویس که:

 سلام. من […] هستم، […] سالمه و عاشق نقاشی، آشپزی، گربه‌ها و […] هستم. خیلی وقته دوست دارم سفرهایی به سبک سفرهای شما رو تجربه کنم ولی خب، برای شروع به یک تکانه، یا شاید یک همسفر با تجربه نیاز دارم. و چون با سفرهای تو خیلی حال می‌کنم، دوست دارم با تو همسفر بشم. می‌دونم الان نمی‌تونی بهم جواب بدی چون خب تو که من رو نمی‌شناسی و درک می‌کنم نخوای با کسی که نمی‌شناسی سفر کنی. در نتیجه می‌خوام به یک قهوه‌ دعوتت کنم، هر کافه‌ای که به جفتمون نزدیک باشه. با هم گپ بزنیم و ببینیم همسفرهای خوبی برای هم می‌شیم یا نه.

حالا این پیام رو با هر ادبیاتی که دوست داری بنویس، ولی راستش رو بهش بگو. یهو دیدی تیرت به هدف خورد و همسفر شدین و سر از ناکجاآبادهای خفنی درآوردین.

یکی از دوست‌هام مهران (اینستاگرام: @mehranmaghzi) یه مدت همینجوری با کسانی که دوست داشتن هیچ‌هایک رو تجربه کنن همسفر می‌شد و بهشون یاد می‌داد و اینا. نمی‌دونم این روزها هم این برنامه‌ها رو می‌چینه یا نه ولی در مورد این قضیه ازش پرسیدم گفت:

در تمام برنامه‌هایی که با تازه‌کارها به سفرهای هیچ‌هایکی می‌رفتیم اکثر بچه‌ها تو سفر با هم آشنا می‌شدن و بعدش با هم گروه تشکیل می‌دادن و سفرهای مختلف می‌رفتن، طوری که من بعد از هر برنامه منتظر بودم ببینم هفته‌ی بعدش کی با کی رفته سفر و عکس‌های ماجراجویی‌هاشون رو توی اینستاگرام می‌دیدم. این احتمال هم هست که در سفرهای اول همسفرِ هم‌فاز پیدا نشه ولی نباید از خودتون ناامید بشید و باید ادامه بدین.

 

تنهایی شروع کن، تو راه همسفر پیدا کن

اگر روش‌های بالا رو امتحان کردی و به نتیجه نرسیدی (که خب شک دارم اگه درست انجام بدی به نتیجه نرسی) بهت پیشنهاد می‌کنم تنهایی راه بیفتی. تقریبن از همه‌ی کسانی که تنهایی سفر می‌کنن بپرسی می‌گن «ما هیچ وقت تنها نمی‌مونیم. همیشه در سفر همسفر پیدا میشه.» راست هم میگن. الان اگه برید جنوب کشور کلی کوله‌گرد و هیچ‌هایکر می‌بینی که می‌تونی باهاشون همسفر و همراه و دوست بشی. من خیلی از دوست‌هام رو از همین سفرها پیدا کردم. همونطور که قبلن گفتم: شروع کردن و پیدا کردن همسفر از خودت شروع می‌شه. از یک تصمیم. از اینکه آیا می‌خوای یک چیزی رو در زندگی تغییر بدی یا نه. این تصمیم رو بگیری دیگه بقیه‌ش درست می‌شه. با اولین سفرها اولین‌ همسفرها هم پیدا می‌شه و با اولین همسفرها اولین ماجراجویی‌ها.

 

اگر این مطلب به دردت می‌خوره خوشحال می‌شم با بقیه هم به اشتراک بذاری.

نظر شما

  1. سلام، مطلب واقعا عالی ای بود. بخصوص اولش که گفتی خودتون رو قبول کنین و بدونین خیلیا هستن که با این چیزی که هستین حال میکنن و نمیخواد تظاهر به خفن بودن بکنین. راه حل های بدرد بخور و در دسترسی پیشنهاد دادی. من که خودم مخ یکی از دوستام رو زدم واسه سفر به جنوب. چشمک.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ایول پسر. امیدوارم تجربه‌های خفنی داشته باشی توی این سفر.

  2. ارشاد سلام.من زهرام و ازونام که مدتهاست دنبالت میکنم ولی اهل لایک و کامنت نیستم.
    این مدل سفر کردن واقعا جذابه و من دِی دریمینگ میکنم دربارش…ولی…فوبیا دارم.
    چند سال پیش با دوتا از دوستام رفته بودیم ساری،سنمون زیر بیست بود و اولین سفر بدون حضور مرد یا بزرگتر،صبح با قطار رفتیم و شبم برگشتیم،ولی اونجا با دوتا پسر بومی که میخواستن جاهای قشنگ ساری رو نشونمون بدن رفتیم یه جنگلی جایی،چندتا تماس تلفنی داشتن توی مسیر…..(تپش قلب گرفتم دارم مینویسم،اولین باره بعد از قریب به ده سال درموردش حرف میزنم) خلاصه که بهم تجاوز شد،چند نفر موتوری هوار شدن سرمون،با زور چاقو و فلان از هم جدامون کردن،گوشیامونو گرفتن و….
    حالا من ازدواج کردم و همسر ماجراجویی دارم که اگه بهش پروبال بدم ممکنه خاطرات قشنگی رو دوتایی بسازیم،ولی اون فوبیای لعنتی که نکنه بیان خفتمون کنن یا چی….ولش کن اصن،خواستم بگم خوش بحالت که مردی،که شجاعی…شاید توی زندگی بعدیم دیگه فقط دی دریمینگ نباشه برام

    1. ارشاد نیک‌خواه

      زبونم بند اومده و نمی‌دونم چی بگم.

      این انصاف نیست واقعن. به نظرم برو پیش یک روانکاو و در موردش حرف بزن. کندوکاو کن شاید بتونی راهی پیدا کنی و بر این فوبیا غلبه کنی. شت.

    2. کتاب اسرار خاطرات کودکی بخون شروع خوبیه…

  3. اون مثال شنا (از دید تو ندیده بودمش قبلا فکر می‌کردم تنها راه یادگیری کاملش اینه یهو بری تو ۴ متری ،هنوزم بر همین باورم البته) و تیکه خفه شو به من بد بینو خوب گفتی.
    به نظر منم شنا مثال و شباهتایی به زندگی و کارا داره مثل همین که تو گفتی.
    یا مثل همین که من تو اینستا نوشته بودم :
    شنا ورزش موردعلاقم به جز اینکه هم ورزشه هم تفریح و هم مورد علاقه‌ی منه، یه چیزای جالب دیگه‌ای هم تو خودش داره، یکیش اینه که وقتی تو آبی اگه هول کنی و آروم نباشی جایی که پاتم به زمین میرسه آب میتونه غرقت کنه. (این خیلی باحاله ب نظرم🤔).
    هر گاه از چیزی می ترسی خود را در آن بیفکن که گاهی ترسیدن از آن چیز مهم تر از واقعیت خارجی است(امام علی)
    #شنا#ترس
    اینجا هشتک #هیچهایک و #در_آن_افکنیدن رو هم اضافه می‌کنم.

  4. آدم وقتی می خواد سفر کنه ، معمولا با این جملات مواجه میشه ؟
    – کار دارم ، بگذار چند روز دیگه !
    – الان که هوا سرده ، کی میره مسافرت ؟!
    – آخ حال داری ، پیاده بری ؟
    – من این هفته کار دارم !
    – و…..
    که همه دوستان می دونند ، من تهش به این نتیجه رسیدم ، وسط راه همسفر پیدا کردن بسیار راحت تر از اول راه همسفر پیدا کردن هست.

  5. خب ارشاد چرا لینک گروه های که عضوی مثل هیچهایک و هاست یاب و همسفر و اینارو نمیذاری براشون

    1. ارشاد نیک‌خواه

      این گروه‌هایی که گفتی رو عضو نیستم. اگه تو عضو هستی لینک رو همینجا بذار برای بچه‌ها.

  6. من خیلی علاقه دارم که برم سفر ولی همیشه خجالت کشیدم به کسی بگم شما برای سفرهاتون همسفری که تا حالا هیچ جا نرفته و دنبال تجربست نمیخواید یا حداقل معرفی کسایی که میخوان:)))

  7. مطلبت عالی بودراهکارات,کلی انگیزه ایجاد کرد برام

  8. فوق العاده بود ،ممنون از زحمتی که کشیدی
    همیشه سلامت و موفق باشی
    الان با اجازه شما share میکنم برای همه دوستام

  9. سلام، عالیه،، دوروزه پیج اینستاگرامتونو دنبال میکنم، اینقد این سفرنامه شب یلداتون قشنگه بی صبرانه دنبالش میکنم،، ادم انرژی میگیره ازتون،، عاشق سفرم وتنها سفر میکنم ،
    ایکاش روزی بتونم با خودم کنار بیام وجهانگرد بشم اونم با دوچرخه…

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *