برندسازی در اینستاگرام | چرا قصه‌گویی مهمه

پست‌هات که همه‌ش چندتا محصوله و زیرش قیمت‌ها رو نوشتی! مثل همه‌ی پیج‌های (شکست‌خورده‌ی) دیگه یک فروشگاه کسل‌کننده‌س که من رو نگه نمی‌داره و به خرید ترغیب نمی‌کنه. خودت کجایی اصلن؟ کی این‌ها رو می‌سازه؟ قصه‌شون چیه؟ چرا من رو جذب نمی‌کنن؟ آها! چون شخصیت ندارن. کاراکتر ندارن. روح ندارن!

برای اینکه پیجت رو احیا کنی، یا اگه می‌خوای یک پیج اینستاگرام راه بندازی، دست‌سازه‌هات رو بفروشی و در قبرستان فروشگاه‌های شکست‌خورده دفن نشی، چندتا توصیه برات دارم:

خودت رو نشون بده. من می‌خوام بدونم تو کی هستی و قصه‌ت چیه و چرا این‌ها رو می‌سازی. محصولاتی شبیه به این چیزی که تو می‌سازی همه جا ریخته. دستبندِی که بافتی، سرامیک‌هایی که می‌سازی، ظروف سفالیت، تی‌شرتی که چاپ کردی، مطمئنم که روح و قصه دارن ولی خب… نتونستی که برامون تعریف کنی و روحش رو بهمون نشون بدی. در نتیجه تفاوتی با بقیه‌ی دست‌سازه‌هایی که ساده از کنارشون رد می‌شم ندارن.

آدم‌ها عاشق قصه هستن و دوست دارن چیزی که می‌خرن داستانی پشتش باشه، روح داشته باشه، کاراکتر داشته باشه. لازم نیست داستانِ زندگیت رو در هشت پاراگراف برامون تعریف کنی. همین که بدونیم خالق این آثار چه جور آدمیه و غیر از این هنر چه علاقه‌مندی‌هایی داره و در ساخت این دست‌سازه‌ها از چه چیزهایی الهام گرفته و این چیزی که قراره بیاد خونه‌ی من چه سرگذشتی داشته کافیه.

مثلن توی کارگاه یک گربه داری؟ ازش پست بذار. یه دست لباس کار جدید کادو گرفتی؟ بپوش و جلوی آینه از خودت یه عکس بگیر. از اون دوست گرافیست که لوگوی فروشگاهت رو طراحی کرده یه عکس بگیر و چند خط در موردش بنویس. اگه پیج تو فقط پست محصولات و قیمت‌هاشون باشه، من حوصله‌م سر میره و زود می‌رم. چون فاز خاصی دریافت نمی‌کنم. باید فازِ خودت رو بپاشی روی پیج و پست‌هات.

کمال‌گرا نباش. خبری نی. اصلن به این فکر نکن که ممکنه کسی از قصه‌ها و پست‌های تو خوشش نیاد. برات مهم نباشه بقیه چی می‌گن. برد و باختی وجود نداره. تو داری از طریق هنر و صنعتی که بلدی با دنیا ارتباط برقرار می‌کنی و با جهان اطرافت حرف می‌زنی. پس اگه به چیزی که می‌گی اعتقاد داری، نترس و بلند حرفت رو بزن.

صبر و پشتکار داشته باش. شناخته شدن در اینستاگرام و دست‌به‌دست شدن نیاز به تداوم داره و این مسیر رو نمیشه یک شبه طی کرد. شاید لازم باشه هر روز پست بذاری و از خودت، کارهات، مصائب کارگاه‌تون و بقیه‌ی قصه‌های مربوط به این بُعد از زندگیت برای مخاطب‌هات بگی. یادت نره که آدم‌ها دوست دارن بخشی از تو و روح هنرمندت رو داشته باشن، نه فقط چندتا کاموا و خاک رس و دکمه و هرچی.

با ادبیات ساده و خودمونی بنویس. این روزها آدم‌ها حوصله‌ی خوندن متن‌های پرطمطراق و پرواژه رو ندارن. همون‌جوری که برای رفیقت حرف می‌زنی، همون‌جور هم برای ما بنویس و قصه‌ی خودت و زندگی هنریت رو تعریف کن. ساده بنویس. خودت باش. خودت قشنگی.

بعد از مدتی که پیجت رونق گرفت و فالوورهات زیاد شدن، می‌بینی که طیف وسیعی از آدم‌ها دارن تو و کارهات رو می‌بینن. و از اونجایی که علاوه بر کارهات، خودت رو در معرض دید قرار دادی نظرات متفاوتی می‌گیری و گاهی نشناخته قضاوت می‌شی. کنار اومدن با این نظرات آسون نیست، از الان گفته باشم. باید یاد بگیری که این نظرات همیشه هستن و باید یاد بگیری که برات مهم نباشه و بگذری. باید یاد بگیری برای آدم‌هایی خلق کنی که باهات ارزش‌های مشترک و فاز مشترک دارن. و یادت نره در صورتی این آدم‌ها تو رو پیدا می‌کنن که خودت رو نشون بدی و از خودِ خودت برامون بگی.

می‌دونم که تعریف کردنِ خودت سخت‌ترین قسمت ماجراست. ولی خب… پیج زدن و فروش اینترنتی از طریق اینستاگرام هیچ وقت آسون نبوده و به همین دلیله که باید به قبرستانِ بزرگ استارتاپ‌های شکست‌خورده سر بزنید و اونجاست که می‌بینید به ازای هر استارتاپ موفق، ده‌ها نمونه‌ی شکست‌خورده هم وجود داره.

وقت بذار و وبگردی کن و در مورد تکنیک‌های قصه‌گویی (storytelling) برای یک فروشگاه اینستاگرامی مطالعه کن. اداره کردن یک برند در اینستاگرام تکنیک‌های مختلفی داره که اینجا جا نمیشه همه‌ش رو بگم براتون و راستش خودم همه‌ش رو بلد نیستم. ولی بهش نیاز پیدا کنم می‌رم سراغش و گوگل رو شخم می‌زنم.

از پیج‌های خوب الهام بگیر و ازشون یاد بگیر. مثلن اینستاگرام سامانتا رو نگاه کن. از اون نجارهاست که همه‌ش داره قصه‌های کارگاهش رو تعریف می‌کنه و از طریق پست‌هاش با مخاطب‌هاش حرف می‌زنه. یا به استودیو آن سر بزن. نگین و شقایق پیج خیلی خوبی دارن و از طریق اینستاگرام مخاطب‌هاشون رو به کارگاهشون راه می‌دن.

هَم بِکش و ساختن ویدیو و تکنیک‌های عکاسی رو یاد بگیر. بیشتر کتاب بخون تا قصه‌های بهتری بگی. هر چندوقت یکبار ساخت یک چیزی رو به مخاطب‌هات یاد بده. ارزش‌آفرینی کن.

یه یارویی هم بود که معتقد بود آدمِ بی‌استعداد وجود نداره، آدم‌ها یا تنبل هستن یا نیستن!

خب دیگه، خسته شدم. این‌ها همه‌ی چیزی بود که به ذهنم می‌رسید. امیدوارم از مسیر لذت ببری. جیگرتو

پی نوشت:

یک موجی هم راه افتاده بود به اسم #حمایتکنیم که اینفلوئنسرها از فروشگاه‌های اینستاگرامیِ تازه‌کار (که وسع مالی ندارن هزینه‌ی تبلیغات بدن) حمایت می‌کردن و اون‌ها رو معرفی می‌کردن. خب… راستش من خودم چون خیلی کم خرید می‌کنم و چیز زیادی در زندگی لازم ندارم نمی‌تونم نشناخته پیجی رو معرفی کنم. ولی اگر قصه‌گوییِ خوب دیدم و یک پیج فروش محصولات دیدم که روح داره، حتمن معرفی می‌کنم.

نظر شما

  1. عالی بود ارشاد…ممنون ازت که انقد خوب تجربه هاتو به اشتراک میزاری منم دارم دقیقا رو همین موضوع تحقیق میکنم در حال حاضر. خواهش میکنم بازم بگو از تجربه هات در این باره و همچنین بلاگر بودن و اینستاگرامر بودن(البته پست قبلیت رو خوندم)

    1. ارشاد نیک‌خواه

      جیگرتو محمد جان. باور کن دوست دارم بنویسم. بیشتر و بیشتر. دارم می‌افتم روش و تمرین می‌کنم هر روز بنویسم. ببینم چطور پیش میره.

  2. دمت گرم باحال بود بعضی هاشو میدونستم و الان اطلاعاتی که دادی کاملتر شد که بریم بپاچیم تو گوگل و کتاب و ….
    که یاد بگیریم
    برای بهتر کردن دنیای خودمون
    و دنیای دوستامون
    راستی
    خیلی جیگری
    جیگر خودتو
    چرا از جیگر بقیه مایه میزاری 😂😂😂😂😂😂😂😂

  3. سلام ارشاد.. خیلی دوست داشتنی هستی ! 🙂

    این موضوعی که راجع بهش نوشتی دغدغه ی من شده.
    آخه مدتیه پیج اینستاگرام راه انداختم که دست سازه هام رو بفروشم ،
    ولی تو یه سطح نگه داشته شدم انگار ، جلو نمیره کارام..
    توصیه هاتو انجام میدم.
    جرات مند تر میشم .

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ایول افسانه. برو ببینم چیکار می‌کنی.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *