کوچ‌گرد دیجیتال و سبک زندگی عشایر مدرن

- درسفرِ زندگی
۱۳

برای مدت زیادی سفر در ذهن ما ایرانی‌ها با مفاهیمی مثل هتل و هواپیما/قطار/اتوبوس یا تور و سفر به جاهای دیدنی و تاریخی و غذاخوردن در رستوران و خرجِ زیادی گذاشتن رو دست پدر/مادر/هردو همراه بود، تا اینکه موج هیچ‌هایک و کوله‌گردی راه افتاد و مفهوم سفر برای خیلی از ما تغییر کرد و متوجه شدیم که «عه! یه جور دیگه هم میشه سفر کرد و چه باحال میشه سفر کرد، میشه مستقل و آزاد بود، میشه تنهایی سفر کرد، رهاتر از همیشه، و در زندگی و در خودمون کاوش کنیم.» و چه خوب که این موج راه افتاد و وسعتِ سفرهای ما بیشتر شد. مرزهای ممکن رو برای خودمون جابجا کردیم و بعضی از این رویاها که توی کله‌مون بود ما رو کشوند به اینکه سفر رو به خودِ زندگی تبدیل کنیم، مثل پدرانمان، قبل از اینکه در روستاها و شهرها ساکن بشن، زمانی که همه‌ی آدم‌ها عشایر و کوچ‌گرد بودن.

این روزها، تعداد کوچ‌گردهای سنتی (منظورم اون تصویری که از عشایر در ذهن همه‌مون هست، مثل عشایر ایل بختیاری یا قشقایی) داره کمتر و کمتر میشه و (جاهای دیگه رو نمی‌دونم ولی در ایران) شرایط بد اقتصادی و تبعیض‌های اجتماعی اون‌ها رو مجبور می‌کنه در جستجوی زندگی بهتر به شهرنشینی روی بیارن.

ولی نوع دیگه‌ای از کوچ‌گردی داره در جهان شکل می‌گیره. کوچ‌گردی دیجیتال. کوچ‌گرد دیجیتال یا Digital Nomad یعنی کسی که قید مکانی نداره و از تکنولوژی برای انجام کارها و کسب درآمد استفاده می‌کنه. کوچ‌گردهایی که بر خلاف ایل‌ها، تنها سفر می‌کنن و به جای اسب و الاغ، با قطار و هواپیما و اتوبوس جابجا می‌شن و به جای دامپروری و کشاورزی، از راه آنلاین ارتزاق می‌کنن. هر جایی که اینترنت و برق باشه اون‌ها می‌تونن سفر کنن، اقامت داشته باشن، کارهاشون رو انجام بدن و از طریق اینترنت تحویل بدن. خوشبختانه این روزها در گوشه‌های دورافتاده‌ی دنیا هم اینترنت پیدا می‌شه (و تقریبن همه‌جای دنیا اینترنت خیلی از ایران ارزونتره و سرعتش هم بیشتره).

کوچ‌گردهای دیجیتال توی حوزه‌هایی مثل مارکتینگ، طراحی (گرافیک، صنعتی یا هرچی)، پشتیبانی از سایت یا شبکه‌های اجتماعی، نویسندگی و تولید محتوا، خبرنگاری و یا عکاسی برای رسانه‌ها، تدریس آنلاین، مترجمی، مشاوره، و … کار می‌کنن. هرجایی ممکنه با یک کوچ‌گرد دیجیتال ملاقات کنید. اون‌ها ممکنه توی یک کافه در تهران، توی خانه‌ی رنگین‌کمانی در تفلیس، یک کتابخونه در بوینس‌آیرس، یک فضای همیاری برای استارت‌آپ‌ها (co-working space) در سیدنی، یا خونه‌ی میزبانشون در قاهره مشغول کار باشن و یه قهوه‌ی لاته هم دم دستشون باشه که چند وقت یک‌بار ازش جرعه‌ای بنوشن.

این سبک زندگی به ظاهر خیلی جذاب میاد. اینکه همیشه در سفر باشی و هر جایی که دلت خواست کار کنی. ولی کوچ‌گردی نیمه‌های خالی‌ای هم داره. مثلن حمل کردن وسایل دیجیتال بعد از مدتی خسته‌تون می‌کنه (هرچی سنگین‌تر باشن زودتر این اتفاق می‌افته). یا اینکه با اتخاذ این سبک زندگی، دیگه اون راحتیِ فضای آشنای محیط کار رو نداری و هر روز جات تغییر می‌کنه. شاید توی سفر به لبنان یا بالی دیگه اون صندلی راحت و اون میزکار گیرت نیاد! و اینکه باید با امنیت شغلی و مالی خداحافظی کنی. همه‌ی این سختی‌ها رو داره. در صورتی می‌تونی با خیال راحت این سبک زندگی رو تجربه کنی و بزنی به جاده که ۱) در اون زمینه کاملن متخصص بشی و توی مرزهای کشور خودت این سبک زندگی رو امتحان کنی و ببینی جواب می‌ده یا خیر و ۲) همت کنی، جسارت به خرج بدی و قدم اول رو برداری. مثلن بلیط بخری و خودت رو مجبور کنی که تا تاریخ پرواز همه‌ی مایحتاج مادی و معنوی این سفر رو تهیه کنی. این مطلب در مورد کاردرسفر و جهانگردی و این مطلب در مورد سختی‌های هیچ‌هایک و کوله‌گردی رو بخونید.

قصه‌ی Nomadic Matt یا «متِ کوچ‌گرد»

شاید معروف‌ترین کوچ‌گرد دیجیتال دنیا «مت کِپ‌نس» باشه که وبلاگ nomadicmatt.com رو می‌گردونه. این آدم اولش سفری یک ساله رو شروع کرد که تبدیل شد به یک ماجراجویی ۱۸ ماهه به دور دنیا. در این سفر کرک و پرش ریخت و سال ۱۳۸۷ شمسی برگشت خونه‌ش. بی‌قرار بود. انگار مت از سفر برگشته بود ولی سفر از اون برنگشته بود. فهمید که به جاده تعلق داره و می‌خواد همیشه در سفر باشه. ولی مت نمی‌تونست بی‌گدار به آب بزنه. باید راهی پیدا می‌کرد که حین سفر کسب‌درآمد کنه. می‌خواست از شغلش استعفا بده و بزنه به جاده.

کپ‌نس به همه‌ی ایده‌های ممکن فکر، و در مورد سفر به دور دنیا رویاپردازی می‌کرد. یک روز این ایده به ذهنش رسید که سفرنویس بشه. و اینجوری شد که وب‌سایتش متولد شد.

مت کپ‌نس | کوچ‌گرد دیجیتال و بلاگر
صفحه‌ی اصلی وبلاگ مت | شعارش هم هست «بهتر، ارزان‌تر و طولانی‌تر سفر کن»

۸ ماه گذشت و خیلی سخت کار کرد و متوجه شد که قضیه خیلی کند داره پیش می‌ره و اینجوری حالاحالاها به جایی نمی‌رسه. مت فهمید که اسم‌دَرکردن در فضای آنلاین خیلی کار سختیه و نیازمندِ سال‌ها کار و تلاشه. نیازمندِ یک سری دانش‌ها و مهارت‌ها مثل بازاریابی اینترنتی و SEO و یک شور و اشتیاق قوی برای نوشتن. ولی با این وجود مت روی هدفش پافشاری کرد و آروم‌آروم مخاطبین زیادی پیدا کرد. بیشتر خواننده‌هاش از قشری بودن که می‌خواستن در مورد سفر ارزان و سبک زندگی کوچ‌گردی دیجیتال بیشتر بدونن. مت محتوای ارزشمند زیادی تولید کرد و کتابچه‌ی راهنمای پرفروشی نوشت.

من هم این روزها یک کوچ‌گرد دیجیتال هستم با این تفاوت که یک ناحیه‌ی امن و ساکت و گرم و راحت دارم به اسم «گلوریا» که هر چندوقت یکبار برمی‌گردم توش، و به جای اینکه در دنیا سفر کنم، توی خودم و کتاب‌ها و وبلاگ‌ها و کاغذها و خودکارها سفر می‌کنم. ولی انگار در روزهای آتی سفرهای زیادی تو راهه و این یعنی باید برای مدتی از گلوریا خداحافظی کنم… شما هم باهام بیاید…

نظر شما

  1. فوق العاده بود نوشتتون💙💙💙💙💙💙

      1. واااای سلااااام با کلی انرژی مثبت برای همه و برای یکی از بهترین الگوهای زندگیم ارشاد عزییز.
        من فردا میخوام اولین هیچهایک زندگیمو شروع کنم خواستم این انرژی مثبتمو تقدییییییم کنم به همتووووووون

        1. ارشاد نیک‌خواه

          عزیز دلی. برو ببینم چه می‌کنی. کلی خفن باشه سفرت.

  2. انگار مت از سفر برگشته بود ولی سفر از مت برنگشته بود!
    عااالی بود مرسی 👌

  3. جالب بود. راجع به کار در سفر یه چیزایی خونده بودم. اما امان از شغل دولتی که نمیشه ولش کرد! :-/

    یه سوال مهم دارم که تو سایتتون ندیدم چیزی راجع بهش.
    من میخوام خودم بلیط پرواز خارجی تهیه کنم. نه با کمک آژانس و نه از سایت های ایرانی که کلی گرون میکنن بلیط هارو!
    اما وقتی کارت اعتباری ندارم چطور هزینه بلیط رو در بوکینگ یا اسکای‌اسکنر پرداخت کنم؟!
    ممنون میشم اگه تجربه ای داری بهم بگی.
    پر سفر باشی 🙂

  4. اقا دستتون درد نکنه خسته نباشید عالیییی بود

  5. مشکلی که من همه ی عمرم با این طور سایت ها یا مطالب داشته م این بوده که سعی می کنن اعلام کنن سبک زندگی خودشون برای بقیه ی آدمهای روی کره ی زمین هم مناسبه. این که شما به آدما تلقین کنی که همه شون استعداد نوشتن و عکاسی و وبسایت درباره ی سفر راه انداختن دارن و همگی همین فردا باید کارشون رو ول کنن و بزنن به جاده و غیره، چیزیه که نباید توصیه ش کرد. هر کسی باید خودش سبک زندگیش رو پیدا کنه و نباید این توّهم درش ایجاد بشه که فقط همین سبک و همین استیل زندگیه که درست و خفن و واقعیه. از سفر میشه خیلی چیزا یاد گرفت امّا از یه زندگی روزمره ی خوب هم همونقدر میشه فهمید اگه بینش و درک درست داشته باشی. اگه این بینش و درک رو نداشته باشی، هزار کیلومتر سفر هم کمکی به هیچکس نمی کنه، فقط می ره توی رزومه ت یا لیست کارایی که صرفاً می خوای انجام بدیشون تا انجام شده باشن، نه تا چیزی ازشون یاد بگیری.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      کاملن درسته آرمینا. مسافت‌های پیموده شده کم‌ارزش‌ترین چیز دنیا هستن اگر تاثیری روی نگرش و جهان‌بینی نداشته باشه.

      اینجا در این سایت سعی می‌کنم از دید خودم دنیا رو به خواننده‌هام نشون بدم و بهشون بگم که «میشه» یه جور دیگه هم زندگی کرد. دیگه اختیار با خودشونه که چه مسیری رو انتخاب کنن. من سعی دارم بگم با مسیرها و ملاک‌ها و ارزش‌هایی که تا الان ارزش محسوب می‌شده مخالفم و می‌خوام تعریف خودم رو بسازم. و تعریفم اینه.

  6. کارت خوبه و موفق هستی، لذت ببر که سفر آخرشه..

  7. ارشاد عزیز

    پابرجاتر از هر زمان دیگه باش

    ذوق و صفای درونت در چهره ی نوشته هات چشم نوازه😊🌹🌹🌹

    1. ارشاد نیک‌خواه

      بسیار انرژی‌های دلپذیری ازت گرفتم مجید جان. مرسی.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *