پس به چی افتخار کنیم واقعاً؟

- درسفرِ زندگی
۱۰

پست قبلی من در مورد شهر اولین‌ها باعث شد یه بحث‌هایی بین یه سری از دوستان شکل بگیره و حتی یه جاهایی حرف و حدیث بالا بگیره. اینجا فرصت رو غنیمت می‌شمرم که در مورد یه مفهومی به اسم «تعصب» حرف بزنم.

 

ببینید اینکه اولین کارخونه‌ی برق تو تبریز بوده یا مسجد سلیمان، یا اینکه اولین خیابون رو تو تبریز آسفالت کردن یا یه جای دیگه، اینا همه‌ش حاشیه‌س و خیلی مهم نیست. در اینکه تبریز و تبریزی‌ها همیشه تجددطلب بودن که شکی نیست. بپذیریم اگه قرار باشه یه شهری تو ایران شایسته‌ی لقب «اولین‌ها» باشه اون تبریزه. چون تبریزی‌ها همیشه به دنبال اولین بودن. حالا این خوب هست یا نه خودش جای بحث داره. ولی سوال اینجاست که

آیا تو به عنوان یک تبریزی باید به این قضیه افتخار کنی؟ مثلن افتخار می‌کنی که ترک و تبریزی هستی؟ یا شما که تهرانی هستی افتخار می‌کنی که پایتخت‌نشین هستی؟ یا شما که شیرازی هستی به شیراز و حافظ و سعدی افتخار می‌کنی؟

من کورد هستم ولی اصلن به کورد بودنم افتخار نمی‌کنم. چون من هیچ نقشی تو کورد به دنیا اومدنم نداشتم. من ترجیح می‌دم به چیزی افتخار کنم که خودم براش زحمت کشیدم. من به دستاوردها و تصمیم‌های خودم افتخار می‌کنم. افتخار می‌کنم با وجود اینکه حتی یک جلسه کلاس زبان نرفتم ولی می‌تونم انگلیسی رو خوب صحبت کنم و از راه ترجمه هم پول بخور نمیری دربیارم. افتخار می‌کنم که تصمیم گرفتم لایف‌استایل زندگی‌م رو عوض کنم و از قید هر نوع تعلق (و تعصبی) بیام بیرون. افتخار می‌کنم که پدر و مادرم از من راضی هستن. افتخار می‌کنم که دل‌های خیلی کمی رو شکستم و آدم‌های کمی رو رنجوندم از خودم.

 

از عبارت «این عرب‌ها» یا «این افغانی‌ها» متنفرم. شما هیچ برتری نژادی نسبت به هیچ آدم دیگه ندارید. یادمون باشه مناقشات بین سیاستمداران رو به خصومت‌های بین آدم‌ها تبدیل نکنیم. اگه یه بار برید خوزستان و بین مردمش سفر کنید عاشق عرب‌ها می‌شین. اگه مثل من با افغان‌ها وقت گذرونده باشید عاشق‌شون می‌شید. می‌دونید من به چی افتخار می‌کنم؟ به اینکه که هیچ خصومتی با هیچ نژادی ندارم. از اولش اینجوری نبودم. رفتم، سفر کردم، بهشون نزدیک شدم، باهاشون دوست شدم و دیدم بابا همه اعضای یک پیکریم، فقط نمی‌دونم چرا بین اعضا مرز کشیدن و هرچندوقت یکبار هی این مرزها رو پررنگ می‌کنن و رو آدم‌ها برچسب می‌زنن.

 

Leave out all the Bigotism
مرزها رو بردارید هوای تازه بیاد تو.

 

من به ایرانی‌ بودنم هیچ افتخاری نمی‌کنم و اصلن روش تعصب ندارم ولی خوشحالم که بین این مردم بی‌نظیر زندگی می‌کنم. به داریوش و کوروش هیچ حسی ندارم. یه یارویی چندهزار سال پیش اومد روی این خاک حکومت کرد و رفت، چه خوب چه بد من توش هیچ نقشی نداشتم و اصلن روش یک اپسیلون تعصب ندارم. آریایی دیگه چه چیز بیخودیه؟ بابا این قضیه‌ها رو بذارید کنار که فقط و فقط دشمنی میاره. تنها کسانی که از این مساله سود می‌برن اون بالایی‌ها هستن. مرزها رو بریزید دور. این همه دارم براتون از این ور اون ور و خوبی‌هاشون می‌نویسم که بهتون بگم همه از یه جنسیم. اینکه جبر جغرافیا منو فرستاد مریوان و شما رو فرستاد مراغه چیزی نیست که بهش افتخار کرد. ممکن بود شما تو کراچی به دنیا بیای و منم یه زاغه‌نشین باشم تو ریودوژانیرو. اون حرف شوپنهاور رو جلوی چشمم می‌ذارم و سعی می‌کنم به جای پرورش‌دادن تعصب تو ذهنم، کیفیت‌های باارزش تو خودم ایجاد کنم که بتونم «واقعاً» بهشون افتخار کنم.

نظر شما

  1. پست خوب و مثبتی بود ولی کاش اصن بهش نمی پرداختی
    آقا من دوس دارم تو این وبسایت فقط سفر بخونم سفرررررررررر بیخیال عقیده و سیاست

  2. اون پست کوله پشتی رونذاشتی بد قول.
    وارد این بحث ها نشو .میدونی برعکس ما تمام کشور های اول جهان به حداقل هایی که کشف کردن افتخار میکنن – سوئیس – امریکا – انگلیس و … اگر یک تیکه سنگ از گذشته پیدا کنن همون روتبدیل میکنن به یک مکان توریستی و هزارمدل تبلیغ براش میکنن که ما این بودیم – متاسفانه بیکاری – بی پولی افراط و تعصبات بیجا چه ملیگرانه چه مذهبی باعث شده همه به جون هم بیفتن و مثلا ترک بگه دیدین ما گدا نداریم چون متحدیم یا کردها بگن اگر ما مشکل داریم بخاطر عرب یا ترکه ولی هیچوقت کلی کسی نگاه نمیکنه . هر فردی فقط و فقط فکرخودشه و کلا از جریان زندگی خارج شدن – من پارس هستم و جالبه هرجای ایران رفتم بخاطر شیرازی بودنم بهم احترام خیلی زیادی گذاشتن . من شدیدا به قوانین و حریم خصوصی دیگران حساس هستم اما محدود آدمی دیدم این مدل باشه – ما اگر یک هفته چندتا کتاب بخونیم در مورد رعایت حقوق دیگران وطبیعت و حیوانات و رانندگی و… اصلا نیازی به ۸۰۰۰ سال تمدن نداریم . در حال حاظر شدیدا بی تمدن شدیم – شنیدی میگن اگر میخوای یک کشور رو نابود کنی فرهنگش روهدف بگیر . بعد میفتن بجون هم نسل کشی میکنن و از خون هم میخورن دقیقا اتفاقی که برای سوریه با اون تمدنش افتاد و تمام افراد بزرگ جامعه دارن هشدار میدن که باید فرهنگ رو نجات بدیم . وقتی از ایران بیرون بری کرد وشیرازی وترک نمیبینن فقط به اسم ایرانی میشناسنت و اون وقته که شخصیت خودت رو به تمدنت وصل میکنن – قدر داشته هامون روباید بدونیم تا روزی افسوسش رونخوریم – مثل حس نو دوستی و اعتماد و راستگویی آب و طبیعت و آزادی وهوای خوبی که داشتیم که خیلی از اونها تا حدی زیادی از بین رفت . زمانی بلد بودیم به اندازه نیاز خودمون در بیاریم و کنار بذاریم اما حالا هرچی جمع میکنن براشون کافی نیست و همینه که طبیعت و همچیمون داره با سرعت وحشتناکی نابود میشه . باید یاد بگیریم که عقاید هر فردی تا زمانی که به کسی آسیب نمیزنه محترم هست . حتی اگر بی دین باشه یا تراجنسی یه …. یکنفر که خداشناس باشه اما بشینه پشت ماشین و تو جاده ۲۰۰ کیلومتر سرعت داشته باشه و سبقت غیرمجاز بگیره از هزارتا آدم بی دین خطرناک تره چون با جون آدمهای اطرافش بازی میکنه . خوش باشی داداش گلم

  3. من که به تو افتخار می کنم.

  4. اگرچه با شما کاملا هم عقیده نیستم، ولی به نظر شما احترام میذارم.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      رویکردتون و ادبیاتتون بسیار قابل احترامه. خیلی مخلصم.

  5. دقیقا همینه و غیر از این نیست

  6. میدونی!؟ چه خوبه گاهی لا به لای سفرهات از این حرف ها میزنی.خیلی هااز جمله من با توسفر هاشون رو شروع کردن، یا حداقل مثل من شکل سفرهاشون عوض شد. اما سفر تهش باید یه چیزی داشته باشه، نه!؟مثلا یکی همین که گفتی برتری نژادی شوخی بامزهای نیست اصلا!

  7. وااای چقدر اینا حرف دل من بوود…

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *