هیچ‌هایک در ایران به کدوم سمت داره میره؟

تعدا هیچ‌هایکرهای ایرانی هی داره بیشتر میشه و هر روز در جاده‌های این کشور، راننده‌ها برای کوله‌گردها توقف می‌کنن، همسفرشون می‌شن و اینجوریه که یک روحِ قشنگ روی جاده‌های ایران در جریانه. روحی که توی ایران خیلی تازه‌س و تنها دو سه سال از تولدش می‌گذره.

دو سه سال پیش اولین عکس‌ها با هشتگ #هیچهایک رو من توی اینستاگرام پست کردم و الان اگه روش تقه بزنید بیشتر از هژده‌هزار عکس براتون میاد. هژده هزار تجربه و هژده هزار خاطره.

ولی هیچ‌هایک در ایران به کدوم سمت داره می‌ره؟

بیاید نمونه‌ی غربیش رو ‌بررسی کنیم. برگردیم به اوایل دهه‌ی شصت و هفتاد میلادی یعنی حدود ۵۰ سال پیش که هیچ‌هایک در غرب همه‌گیر شد. همون دورانی که جنبش هیپی در اوج خودش بود و هیچ‌هایکرها در خروجی‌ شهرها صف می‌بستن برای ماشین‌های عبوری که سوارشون کنن. اونقدر زیاد شدن که در انگلستان جایگاه هیچ‌هایک /به انگلیسی: hitchhiking depot/ براشون ساخته بودن.

هیپی‌هایی که می‌خواستن فاصله از خونه رو به حداکثر برسونن و از لندن یا آمستردام هیچ‌هایک می‌کردن تا هند و تایلند. این یکی از پرطرفدارترین مسیرهای هیچ‌هایک بود که بهش Hippie Trail یا همون «مسیر هیپی» می‌گفتن، و خیلی جاها با جاده‌ی ابریشم همپوشانی داشت. مسیر هیپی از ایران هم می‌گذشت و هیچ‌هایک در ایران از بهترین قسمت‌های سفرهاشون بود. شاید مامان باباهاتون یادشون باشه اون زمانی که هیپی‌های زیادی به صورت هیچ‌هایک یا با ون‌های خودشون از ترکیه یا عراق وارد خاک ایران می‌شدن و از مرز پاکستان یا افغانستان خارج می‌شدن و به سفرشون ادامه می‌دادن.

مسیر هیپی‌ها یا همون hippie trail
تابستان ۱۹۷۲ | سمت چپ: ریتا دالی، ۱۸ ساله – سمت راست: بارب سناید، ۱۸ ساله. که دارن کاناداگردی می‌کنن. توی این عکس دارن از ونکوور می‌رن سمت خونه‌شون یعنی تورنتو و در این لحظه دارن از خروجی شهر ساسکاچوان هیچ‌هایک می‌کنن. منبع: www.thestar.com

ولی این جنبش کم‌کم افول کرد و روح هیچ‌هایک در غرب ناپدید شد. الان دیگه کسی تو اروپا یا آمریکا هیچ‌هایک نمی‌کنه. خیلی تک و توک شاید یک آدم کله‌خر رو ببینی که ساعت‌ها منتظر ماشین‌های عبوری بمونه. یک پسر آلمانی به مهزاد گفته بود که تو آلمان هیچ‌هایک رو یک کار old-fashioned (یه جورایی یعنی از مد افتاده و خز) می‌دونن. توی گاردین هم خوندم کهچند وقت پیش هم یک نفر در نیوزلند ۴ روز منتظر موند تا بلاخره یک ماشین سوارش کرد!

می‌دونید چرا هیچ‌هایک توی غرب منقرض شد؟ الان بهتون می‌گم…

• پول توی جامعه بیشتر شد. یعنی سطح رفاه اقتصادی بالا رفت و آدم‌ها پول بیشتری داشتن که برای مسافرت خرج کنن.

• مسافرت‌های هوایی ارزون شد. الان با رایان‌ایر می‌تونید بلیط هواپیمای رم به لیسبون رو با ۱۵ یورو پیدا کنید.

• ماشین ارزون شد. دیگه حتی دانشجوها هم می‌تونستن ماشین داشته باشن.

• تکنولوژی ماشین‌ها رو تغییر داد و اون رو به محیطی راحت و یه جورایی لاکچری تغییر داد. منظورم اینه که دهه‌ی هفتاد یک راننده که از صدای زیاد ماشین و سیستم تعلیق داغونش عاصی شده بود از سوار کردن یک غریبه‌ی پرحرف لذت می‌برد تا خستگی سفر رو حس نکنه. ولی الان ماشین‌ها صندلی‌های ارگونومیک دارن، با کنترل از راه دور موزیک رو عوض می‌کنن، و سیستم تهویه و کنترل دمای خودکار دارن. چرا باید راننده یک غریبه‌ی چرکوی عرق‌کرده رو سوار این پناهگاه امن و راحتش بکنه؟

• یه دلیل اینکه افزایش تعداد اتوبان‌ها و آزادراه‌ها بود که هیچ‌هایک کردن رو خیلی سخت می‌کرد. تو اتوبان که کسی نگه نمی‌داره.

• و آخرین دلیل که شاید مهم‌ترین دلیل هم هست اینه که فردگرایی غرب رو بلعیده. مردم دیگه حوصله‌ی همدیگه رو ندارن و ترجیح می‌دن یک غریبه رو به حریم خصوصی‌شون راه ندن. کاپیتالیسم و پیشرفت تکنولوژی، از ATMها گرفته تا خرید آنلاین تا انواع اپلیکیشن‌ها، باعث شده الان خیلی آسون بتونیم از دیگران اجتناب کنیم و یک کلمه هم باهاشون حرف نزنیم.

ولی در ایران قصه هنوز فرق می‌کنه. اینجا فردگرایی هنوز جامعه رو نخورده. آدم‌ها اهمیت می‌دن و غریبه‌ها رو راحت‌تر به حریم خصوصی‌شون راه می‌دن. مهمون‌نوازی (گاهی در حد افراطی) تو خون ایرانی‌هاست. به ویژه در شهرهای کوچیک‌تر و روستاها. برای همینه که هیچ‌هایک در ایران خیلی جوابه و من به این کشور می‌گم «بهشت هیچ‌هایک».

• در ایران آدم‌ها هنوز تو صف آش و نون وایمیسن و با هم معاشرت می‌کنن.

• در ایران آدم‌ها هنوز پراید و پژو ۴۰۵ سوار می‌شن. ماشین‌هایی که به ترتیب سال‌های ۱۹۸۶ و ۱۹۸۸ برای اولین بار رونمایی شدن. در نتیجه محیط داخلی ماشین‌ها هنوز اونقدر لاکچری و تروتمیز نشده.

• در ایران بزرگراه‌ها و اتوبان‌ها مانع قابل‌توجهی برای هیچ‌هایکرها نیستن.

• در ایران جوان‌ها پول ندارن و درصد زیادی از خانواده‌های ایرانی (از جمله خودم و خانواده‌ی محترم) زیر خط فقر به سر می‌برن. نه ماشین، نه حمل‌ونقل و نه اقامت هنوز ارزون نیست و اوضاع اقتصادی نه تنها بهتر نشده بلکه بدتر هم شده.

به همه‌ی این دلایل توجه مردم مخصون جوان‌ها خیلی به این سبک سفر جلب شد. جوان‌هایی که دنبال یک مسیر، یک کورسوی امید، یا شاید یک راه خروج بودن. کی می‌دونه چی به سر هیچ‌هایک تو ایران میاد. شاید آروم‌آروم همون مسیر هیچ‌هایک و هیپی‌ایسم رو پیش بگیره و کم‌کم رخت از جاده‌ها بربنده. ولی تا جایی که من می‌دونم، یک کوله‌گردِ هیچ‌هایکر به مقصد اهمیت نمی‌ده. با زمان حال همپا شده و از مسیر لذت می‌بره. تنها چیزی که تو فکرشه اینه که آدم بعدی که سوارش می‌کنه چه جور آدمیه و امشب قراره کجا بمونه و با محلی‌های کدوم شهر یا روستا گپ بزنه.

به همه‌تون توصیه می‌کنم قبل از اینکه هیچ‌هایک توی ایران منقرض بشه و فردگرایی آدم‌ها رو نسبت به هم بی‌تفاوت کنه و اون روح قشنگی که اول متن در موردش صحبت کردم ناپدید بشه، حتمن این سفر رو توی ایران امتحان کنید. قصه‌های جالبی اون بیرون در انتظارتونه.

نظر شما

  1. چه بامزه تو درست وقتی این این متنو نوشتی که یه نفر برای اولین بار منو رو دعوت به هیچ هایک و اقامت رایگان کرده و من مستاصلم در موردش ، آیا این نشانه ها کافی نیست برای اینکه ایمان بیاورم 😉؟

  2. عالی بود، تو محشری. لذت میبرم از سبک نوشتاریت. مثال خود و خونوادت زدی. عشقی، عشقن.😘

    1. ارشاد نیک‌خواه

      یک بار کافی نیست که من قربونت بشم فخرایی جان.

  3. البته انتظار اینم باید داشته باشیم که تو قرن حاضر تو کشور ایران این می تونه یه جور مد گرایی باشه و اگه یادت باشه حتی با هم به کلاس اموزش هیچهایک هم برخوردیم تو بازار بانه و شاید اگه به نحوی تو و خیلی ها ی دیگه یه چیزی شبیه ورکشاپ یا دوره همی هدف اینکارو واسه سیل جمعیتی که پسوند trips و برای اکانت اینستاگرامشون انتخاب می کنن بزارین تبدیل بشیم به یه موج که شاید بتونه کارای مهم تری بکنه

    1. ارشاد نیک‌خواه

      خیلی باهات موافقم سروش و خیلی دلم برات تنگ شده.

  4. لطفا از انتشار کلمۀ غریب و نامانوس “لاکچری” خودداری کنید. این کلمه سالها قبل به عنوان “لوکس” وارد زبان فارسی شده و نیازی به تغییرش نیست. لاکچری رو نسل جدید اختراع کردند و به کار می‌برند، با وجود اینکه بسیاری از به‌کاربرندگانش نه انگلیسی بلدن نه هیچ زبان خارجی دیگه، فارسیشونم معمولا پر از اشکاله. دلیل این توضیح این بود که می‌دونم آدم با سوادی هستی و برای این چیزها ارزش قائلی، و خودتم درست می‌نویسی همیشه. پایدار باشی.

  5. خیلى قشنگ توضیح دادین. ممنون. فکر کنم خیلى طول بکشه تا این فردگرایى در ایران هم همه جارو محاصره کنه هرچند هنوزم کم نیست. روستاها نقش زیادى در زنده نگهداشتن این اصالت مهمان نوازى و صمیمیت دارن. من به شخصه تا از محیط شهرى دلزده میشم تک و تنها به روستاى پدریم میرم. زندگى هنوز خوشگلیاشو داره :)) بازم ممنون 🌹

  6. ارشااااد خیلی خوب توضیح دادی دمت گررررم 🙏 جمعه می‌بینمت🙂😎

  7. ارشاد جان چطوری پایه هیچهایک پیدا کنیم؟ نمی شه یه اپ طراحی کرد که بچه ها رو به هم وصل کنه؟ مثل کوچ سرفینگی ها. یا مثلن شما از یه طریقی بر مبنای مقصد و مبدا انتخابی لینک کنی بچه ها رو به هم.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام مرجان. سوالی پرسیدی که سوال خیلی‌هاست. حتمن در آینده‌ی نزدیک در موردش می‌نویسم.

  8. میدونی از چی نوشتنت خوشم میاد و باعث شده لینک وبلاگت رو بوکمارک کنم و اولین بهانه ی روشن کردن لپتاپم باشه؟ جدای از سادگی و خودمونی بودنش، روح جامعه شناسی ایه که تو نوشته هات موج میزنه و من عاااشقشم. تا حالا از این زاویه به نوشته هات نگاه کردی؟! شاید تعمدیه!

    1. ارشاد نیک‌خواه

      قربونت برم که اینقدر به من لطف داری.

  9. پسر چقدر عالی بود… دمت گرم بینهایت حال کردم بات

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *