مهم‌ترین تصمیمی که می‌تونید (برای خوشبختی) بگیرید چیه؟

- درسفرِ زندگی
۱۳

«موران سرف» یک عصب‌شناس دانشگاه نورث‌وسترن که حدود یک دهه‌س داره در مورد تصمیم‌گیری پژوهش می‌کنه میگه‌ که مطمئن‌ترین راه برای اینکه خوشبختی رو به حداکثر برسونیم ربطی به میزان تجربه، میزان هوش، تعداد صفرهای حساب بانکی یا فلسفه‌ی شخصی‌مون نداره!

حرف عجیبیه! پس چیه که ما رو خوشحال‌ترین می‌کنه؟

موران میگه همه‌ش برمی‌گرده به اینکه با کی وقت می‌گذرونیم. ولی قضیه فقط این نیست که دوستاتون رو با دقت انتخاب کنید. میگه «من این حرف‌ها رو بر اساس دوتا پیش‌فرض می‌زنم. دوتا پیش‌فرض که باعث شد ایمان پیدا کنم که یک همراهِ همدل مهم‌ترین عامل رضایت در بلندمدته. حالا بهتون می‌گم این دوتا پیش‌فرض چی هستن.»

یکی اینکه تصمیم‌گیری اصولن کاری خسته‌کننده‌س. تحقیقات زیادی انجام شده که نشون می‌دن بشر مقدار محدودی انرژی ذهنی رو به تصمیم‌گیری اختصاص بده و بعدش دیگه وا میده و خسته می‌شه. اینکه چی بپوشیم، کجا غذا بخوریم، اونجا که رسیدیم چی بخوریم، چه موزیکی گوش کنیم، اصلن باید موزیک گوش کنیم یا پادکست گوش کنیم، شاید هم سکوت بهتر باشه، وقتی حوصله‌مون سر رفت چیکار کنیم، همه‌ی این‌ها انرژی زیادی رو از مغز می‌گیره و هر روز چندین بار این انرژی به مغز تحمیل میشه.

پیش فرض دوم اینه که آدمی به اشتباه فکر می‌کنه که با این تصمیم‌گیری‌ها افسار خوش‌بختی رو کاملن در دست داره و با خودش می‌گه «مادامی که تصمیم‌های درستی بگیرم در مسیر رضایت و خوشبختی قرار دارم.»

ولی موران میگه که سخت در اشتباهی اگه اینجوری فکر می‌کنی. واقعیت اینه که تصمیم‌گیری خیلی وقت‌ها به خاطر سوگیری‌هایی که داریم به راه اشتباهی می‌ره و قضاوت‌های ما رو تحت تاثیر قرار می‌ده. آدم‌ها تمایل دارن تجربه‌های بدی که داشتن رو با یه لایه‌ی قشنگ بپوشونن و اونجوری اون رو به یاد بسپارن، حتی گاهی هم برعکس. آدم‌ها به عواطف‌شون اجازه می‌ٔدن که یک تصمیم منطقی رو به یک تصمیم غیرمنطقی تبدیل کنن. آدم‌ها تحت تاثیر جامعه و اطرافیان، و در خیلی مواقع به صورت ناخودآگاه، تصمیماتی می‌گیرن که در غیر این صورت نمی‌گرفتن.

ولی موران میگه که میشه از این عامل آخریه خیلی خوب و مثبت به نفع خودمون استفاده کنیم.

تحقیقات عصب‌شناسی موران نشون میده که وقتی دوتا آدم زیاد با هم وقت می‌گذرونن بعد از مدتی امواج مغزی‌شون شبیه به هم می‌شه. موران میگه «ما متوجه شدیم که بودن کنار یک آدم باعث میشه که مغز شما با مغز اون‌ها همسو و هم‌آهنگ بشه. و این یعنی آدم‌هایی که باهاشون وقت می‌گذرونید بیشتر از اون چیزی که فکرشو می‌کنید روی تعامل شما با واقعیت و جهان اطراف تاثیر می‌ذارن. و یکی از این تاثیرات اینه که شما شبیه هم می‌شید.» یه جورایی موران همون ضرب‌المثل دوتا گاو رو کنار هم ببندی هم رنگ نشن هم خم میشن رو با علم ثابت کرده برامون.

این قضیه روی رفتار آدم‌ها هم خودش رو نشون می‌ده. مثلن فازمنفی‌ها آدم رو داون می‌کنن؛ اونایی که تندتند حرف می‌زنن سرعت مکالمه رو بالا می‌برن؛ آدم‌هایی که خیلی خنده‌ن و هِی شوخی می‌کنن حال آدم رو خوب می‌کنن و کسی که انرژی بالایی داشته باشه بهت انرژی می‌ده.

از این دوتا پیش‌فرض موران نتیجه می‌گیره که برای اینکه آدم خوشبختیش رو حداکثر کنه و استرس رو به کمترین میزان ممکن برسونه، باید کاری کنه که در زندگی کمتر تصمیم‌گیری کنه و دوروبر خودش رو با آدم‌هایی پر کنه که یه جورایی تجلیِ رفتار و مَنِشی هستن که فرد دوست داره. به زبون ساده‌تر یعنی اگه دوست داری یه رفتاری یا خصیصه‌ای رو در خودت پرورش بدی، با کسی دوست شو که اون خصیصه رو در خودش داره. بقیه‌ش به مرور زمان درست می‌شه و خودت صاحب اون خصیصه می‌شی. یک مزیت دیگه که این قضیه داره اینه که دیگه لازم نیست سر هر تصمیم‌گیری جزئی به مغزت فشار بیاری و خودت رو خسته کنی. برای تصمیم‌گیری‌های جزئی همراهِ اون آدم(ها) شو و انرژی ذهنی اندکی که داری رو برای تصمیم‌های بزرگتری نگه دار.

در مورد سفر کردن این قضیه خیلی جواب میده. شاید بهتر باشه به جای اینکه اینقدر وسواس به خرج بدین و در مورد سوال‌هایی مثل کجا بریم؟ چیکار کنیم؟ و چی بخوریم؟ و کجا بمونیم؟ تصمیم‌گیری کنید، به دنبال یک هم‌سفرِ هم‌دل باشید که بهش اعتماد دارید و خودتون رو بهش بسپارید. اینجوری با خیال راحت، ذهنی آسوده و روانی سبک، فقط تجربه می‌کنید و جاده‌ها رو درمی‌نوردید و هر یک ساعت یکبار درگیر سوال‌های فوق نمی‌شید.

 

اگه بگم به همه‌ی تصمیم‌های کیوان اعتماد دارم و دنبالش می‌رم دروغ گفتم. کیوان خیلی دیوانه‌س. ولی وقتی دیوونه‌بازی می‌خوام واقعن همراهش می‌شم.

 

با محسن هم تعادل خوبی داریم توی سفر. وقتی هم‌سفر می‌شیم خیلی زود امواج مغزی‌مون یکی می‌شه و بدون ترس و نگرانی از هر تنش دوطرفه راه میفتیم ببینیم چی میشه. من هر تصمیمی بگیرم اون اوکییه، اون هم هر تصمیمی بگیره من اوکییم.

 

مثلن موران میگه که تمایلی نداره در مورد اینکه کدوم رستوران یا فست‌فود بره غذا بخوره تصمیم‌گیری کنه. عوضش ترجیح می‌ده تنها یک تصمیم بگیره: اینکه با کی غذا بخوره، و آدمی رو انتخاب می‌کنه که بهش اعتماد داره. در این صورت احتمال اینکه اون آدم جایی رو انتخاب کنه که موران هم ازش خوشش بیاد زیاده و دیگه لازم نیست خودش رو خسته کنه که به این چیزها فکر کنه.

در واقع اینجوری با اتخاذ یک تصمیم گنده، از گرفتن چند تصمیم کوچیکتر خودتون رو خلاص می‌کنید.

این قضیه می‌تونه برای هرکسی که می‌خواد در زندگیش تغییری ایجاد کنه و سطح رضایتش رو بیشتر کنه صدق می‌کنه. مثلن شاید بخواید باشگاه برید، کمتر توی تلگرام و اینستاگرام باشید، یه ساز یاد بگیرید، یا اینکه با غریبه‌ها راحت‌تر ارتباط برقرار کنید. در هر صورت، مهمترین تصمیم اینه که با چه آدم‌هایی می‌گردین و دوروبرتون رو با چه آدم‌هایی احاطه می‌کنید.

نظر شما

  1. ایول. کیوان تو اون عکسه خوده پروفسور هافمن شده lol

  2. خیلی خوب بود آقا. چیزی که گفتی رو تجربه کردم، هرچند خیلی کوتاه ولی آره دقیقا انرژی کمتری لازمه واسه تصمیم گیری وقتی یه نفر هم فاز خودتو پیدا کنی. ولی میدونی؟ من خیلی تو تصمیم گیریام وسواس به خرج میدم بخصوص واسه سفر و خنده داره اگه بگم یه ساله هرشب و روز بهش فکر میکنم و هنوز عملی نشده. و خب یوقتایی میگم اه گندش بزنن، کاش میتونستم با یکی همسفر شم و خودمو بسپارم به دست اون. ببینم چیکار میکنه و یادبگیرم و خودم بعد از اون راه بیفتم.
    از یه طرف بعضیا اینجوری برداشت میکنن که تو آدم منفعلی هستی که خودت تصمیمی نمیگیری و میذاری بقیه نظر بدن.
    ولی کلا مطلب عالی بود. مرسی از خودت و انرژیت و نوشته هات و رنگ زردی که پاشیدی تو زندگی من 🙂

    1. ارشاد نیک‌خواه

      مرسی سپیده جان. به نظرم طبیعیه عده‌ای منفعل باشن و عده‌ای رهبر. مهم اینه که هر دو طرف همدیگر رو بپذیرن.

  3. یه سوال. خب ما کمتر تصمیم بگیریم و همراه یه آدم “خوش موج” بشیم و بقیه رو بسپاریم دست اون.
    خو اون بنده خدا نباید تصمیم بگیره؟!!! که مثلا توی سفر کجا بریم و چه کنیم؟! تصمیما رو بندازیم گردنش یعنی؟!

    1. ارشاد نیک‌خواه

      بعضی آدم‌ها خیلی راحت تصمیم‌گیری می‌کنن و فی‌نفسه از این کار لذت می‌برن و کاراکتر رهبر دارن. مثلن من هیچ وقت زمان زیادی صرف اینکه کجا بریم یا چی بخوریم نمی‌کنم. خیلی زود یکی رو انتخاب می‌کنم و می‌رم سراغش.

  4. باحال بود. یجورایی تعبیر اون ضرب المثل روسی که میگه : بگو دوستت کیست تا بگویم تو کیستی!

  5. نظرت چیه یه قسمت از سایتتو اختصاص بدی به دوستیابی درواقع پیدا کردن همسفر

    1. ارشاد نیک‌خواه

      فکر بدی نیست. باید با رامین (برنامه نویس و مهندس پشت سایت) بگم ببینم چیکارش می‌تونیم بکنیم.

  6. سلام ارشاد. نظرت چیه واسه جام جهانی روسیه یه اکیپ جمع کنی و با همدیگه یه حرکت بزنید. فکر کنم اینجوری هم هزینه سفر کم میشه هم بیشتر خوش میگزره. البته منم میخام باشم.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام. فکر بدی هم نیست ولی بذار ببینم وضعیت مالی و اینا چطور میشه. نزدیکتر شیم بیشتر مشخص میشه.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *