آیا باید برم رشت زندگی کنم؟

- درسفرِ زندگی
۲۵

بچه‌ها من به زندگی‌کردن توی رشت علاقه‌مند شدم. یه جورایی برای من هم فضای شهری (و فعالیت‌های مربوطه) رو داشت و هم طبیعت و خلوتی سبز، همین نزدیکیِ شهر.

توی رشت هوا تمیزه، زیاد بارون میاد، آدم‌های خفن و خوشدل کم نیستن، و برای رسیدن به اون خلوتِ سبز و مرطوب یا دوستانِ همدل، لازم نیست هر بار ۲ ساعت توی راه و ترافیک باشی. اونجا میشه با همین بودجه‌ای که باهاش یک خونه توی تهران گرفتم، یک خونه‌ی بزرگ حیاط‌دار با کلی درخت خرمالو و نارنج داشته باشم. نمی‌دونم، شاید سال آینده دیگه ساکن تهران نباشم، هرچند گلوریا (خونه‌م) رو خیلی دوست دارم و هی داریم همدیگرو بهتر می‌شناسیم.

بیاید باهام تا چند تا از عکس‌هایی که توی سفر به رشت گرفتم رو بهتون نشون بدم:

کسی چه می‌دونه زندگی چی قراره براش بیاره. بذار وقتش که رسید در موردش تصمیم می‌گیریم. فعلن که تا آخر سال گلوریایی هستیم. ولی در مورد بعدش… نمی‌دونم… من که برنامه‌ی خاصی ندارم و پذیرای هر نوع تغییری که زندگی رو بهتر کنه برام، هستم. بذار ببینیم چی می‌شه.

همه‌ چی یه بده‌بستونه دیگه. تصمیم می‌گیری، یه چیزی به دست میاری و یه چیز(های) دیگه از دست می‌دی. اگر به این نتیجه برسم که موندنم تو تهران اونقدر مزیت نداره که توش بمونم و کارم به موقعیت مکانیم وابستگی خاصی نداره، چرا که نه. می‌زنم مهاجرت می‌کنم رشت.

 

نظر شما

  1. منم رشت را خیلی دوست دارم به خاطر اون درختهای نارنج و هوای همیشه بارونی و تمیزش، آدمهای سرزنده ش، میهمونی هاش، غذاهای متنوعش که طعمهای متفاوتی را با خوردنش تجربه میکنی، تیپهاش و…

  2. درود،
    ارشاد من شیفته رشتم. روزی نیست که به دوستان و نزدیکان از ویژگی های بی نظیر این شهر نگم. گاهی هم فکر میکنن دارم اغراق می کنم. با اینکه مسیر دوره و ساکن دماوندم دست کم ماهی یکبار رو میرم. شیفتگی من واسه ایناست:
    زنده بودن شهر: تا نیمه های شب حوالی سبزه میدون و میدون شهرداری پر آدمه که یا کنار اون دکه های جالب چای می نوشن و یا دارن کباب می زنن.
    چشم انداز: معماری اون محدوده هم که به سبک اروپای شرقیه بی همتاست مثه کتابخانه ملی و یا ساختمون پست.
    فرهنگ: پیشینه فرهنگی و فولکلوری غنی داره
    کنشگری: یه انجمنی هست اونجا به نام ” سرزمین ایده آل ما” که خیلی فعاله. تقریبا توی هر موضوعی دخالت میکنا و حسابی دست اندرکاران شهری رو آورده توی میدون عمل. واقعا از اونا خیلی چیزا آموختم.
    غذا: کیه که غذاهای رشت رو نشناسه. از طرف یونسکو به عنوان شهر خوراک معرفی شده.
    این نوشته نمیتونه این شهر دوست داشتنی رو به خوبی معرفی کنه. باید دربارش گفتگو کرد.

  3. سلام حاجی.میدونم گفتنش اینجا بی ربطه ولی تا الان دوباری هست که دارم خواب میبینم عاشقم شدی:))))فک کنم بخاطر اینه که قبل از خواب پست هات رو میخونم:))

    1. ارشاد نیک‌خواه

      :)))

      اومدم خاستگاری یعنی؟ تو چی گفتی؟؟؟ :)))

  4. باید بری رشت زندگی کنی
    کلا هرجایی که جنگل داشته باشه و بارون بیاد خوبه
    به نظره من که باید جدی جدی بهش فک کنی منم اگه آزادی داشتم واسه انتخاب محل زندگیم مطمئنا میومدم یه جایه جنگلی و سبز رو انتخاب میکردم حتما در آینده اینکارو میکنم تو الان انجامش بده

  5. سفر و خیلی دوست دارم؛ یکی از آرزوهای من اینه که بتونم تو شهرایی که خیلی دوسشون دارم یه مدت زندگی کنم و با فرهنگ و مردم و جغرافیاشون از نزدیک آشنا بشم و لمسشون کنم؛ و رشت یکی از اون عشقاست!

  6. کار درستی میکنی. تهران شاید برای بالای ۸۰ درصد ساکنانش مزیت خاصی برای ارائه نداره. برای این ۸۰ درصد، مهاجرت به یک شهر کوچک شاید درآمدشان را کم کنه اما مطمئنا رفاهشان را افزایش میده.
    من به این نتیجه رسیدم که تو تهران مردم زندگی نمیکنن، روزمرگی میکنن.
    موفق باشی.

  7. با این روندی ک داره پیش میره و مهاجرهای رشت زیاد شدن، فک میکنم ب زودی شلوغ و پرترافیک تر از الان میشه و به نظرم خوب نیست.

  8. بیا… بیا رشت…منتظرتیم 🙂

  9. مه تاب پورمعصوم

    سلام ارشادی که هییییچ وقت دایرکت چک نمی کنی . بیا رشت خوشحال میشم نزدیک باشی
    می دونی یه جمه ای هست که میگه وقتی که مرکز دنیا برای من رشت بود بعلههه

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام مهتاب جون. ببخشید تو رو خدا. نمی‌دونم واقعن با اون همه دایرکت چیکار کنم. خیلی ترسناک شده دایرکت‌هام :))

      خیلی دوست داشتم رشت رو. ببینم سال بعد چطور می‌شه شاید واقعن بیام بمونم.

  10. رشت عالیه.
    مدیونی اگه رشت اومدی و با ما رفاقت نکردی!
    منتظریم……✋✋✋✋✋👍👍

  11. من واقعا فقط برای مسافرت چند روزه می تونم تو شهرهای شمالی بمونم . من شیرازیم و واقعا آفتاب داغ شیراز رو نمی تونم با ابر و بارون رشت عوض کنم. عاشق کوه و دشت های آفتابیم …
    حالا یه پیشنهاد … شیراز هم برین (اگر نرفتین ، اگر رفتین هم…. خب بازم برین) شاید نظرتون عوض شد .
    عاشقشم

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آره راست می‌گی شیراز هم خیلی خوبه برای زندگی. همیشه گفتم، یا رشت یا شیراز. ولی خب سفر اخیرم به رشت بود و در نتیجه بهم حق بده که فعلن توی حال و هوای رشت باشم 🙂

  12. تو تهران زندگی می کنی و یکی از رویاهای شیرینت زندگی کردن توو رشت هستش در عوض من رشت زندگی می کنم و همه رویاهام توو تهران. بیا یکم به سرنوشت کمک کنیم و جاهامونو عوض کنیم تو بیا رشت من برم تهران.
    نظرت چیه؟؟؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      چه ایده‌ی خوبی. عکس از خونه‌ت بفرست ببینم. اگه پسندیدم جامون رو عوض کنیم :))

  13. من و همسرم دلمون رو زدیم به دریا و اومدیم گیلان. کارمون طوریه که هر جای ایران باشیم میتونیم انجامش بدیم. اولش سخت بود یک ترسی تو وجودمون بود که اگه نتونیم و نشه چی میشه. اما بالاخره تصمیمون رو گرفتیم و اومدیم چهارصد متری ساحل دریای خزر. عاشق زندگی اینجا شدیم. رطوبت اینجا و هوای شرجیش گاهی اوقات کلافه‌ات میکنه اما بازهم من عاشق اینجام

    1. ارشاد نیک‌خواه

      وای چقدر خوشحال شدم براتون. خیلی بهم انرژی و جسارت دادین. مرسی

  14. من هم دوست دارم تو رشت یا هر جایی که جنگل و کوه و دریا زندگی کنم نمیدونم چرا نمیتونم الان تو محل کارم(بیمارستان) نشستم دارم دنبال یه راهی میگردم که از شهر فرار کنم

  15. ما وسط جنگل زندگی می کنیم، تو مازندران، ولی دوست دارم مستقل شم، و یه مدت دور از خانواده وسط یه جنگل دیگه زندگی کنم. منتظرم پولام جمع شه تا برم گیلان. طبیعت و جنگل برای ما طبیعت دوستای فریلنسر بهترین جاس برای زندگی. همین الانشم خیلی لذت میبرم از محل زندگیم و حاضر نیستم برم تو هیچ شرایط آب و هوایی دیگه ای زندگی کنم. حتا اگه خارج از ایران باشه و بگن همه چیتو ما میدیم، فقط بیا اینجا و زندگی کن :))
    اگر دوری از دوستات اذیتت نمی کنه، به نظر من تو این تصمیمت شک نکن. و نذار برا سال دیگه. بهار انجامش بده.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام سارا. مرسی که بهم قوت قلب می‌دی و امیدوارم می‌کنی. حتمن این کار رو می‌کنم. هر روز بهش فکر می‌کنم.

  16. سلام
    ماهم تصمیم داریم قید زندگی کارمندی و تهرونی رو بزنیم سال بعد تو هوای خوش شمال و رشتی زندگی کنیم. کم بخوریم کم دربیاریم ولی هوای تمیز نفس بکشم از بارون لذت ببرم . از صبح بزور بلند نشیم تا عصر بزور بگذرونیم از کاری که ازش لذت نبریم که بشه ۵ خسته از ترافیک برسیم خونه. اخرش ماه تموم میشه و میبینم فرصت نکردیم یه سینمابریم. دو ماه یه بار بزور حقوق ندن و بیمه مون نکن. میخوام تا اخر عمرمون دوتایی برای خودمون کار کنیمو زندگی . اگه خدای مهربون کمک کنه . دعا کنید برامون. امیدوارم همه به ارزوهاشون برسن.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *