رابطه‌ی سفر با رابطه

- درسفرِ زندگی
۲

خیلی‌ها میگن ما دوست داریم سفر کنیم اما پارتنر/همسر/دوست‌پسر/دوست‌دخترمون دوست نداره. خب بذارین همین اول نظر کاملاً صادقانه‌مو بهتون بگم. اگر سفرهای طولانی‌مدتِ چند ماهه می‌رید، این مدل سفر و رابطه برای شما کار نمی‌کنه مگه اینکه یه همبستگی خفن و استثنایی، مهارت‌های ارتباطیِ خارق‌العاده و کلی برنامه‌های چیده‌شده و فکرشده برای آینده داشته باشین! که راستش من خیلی با روابط از راه دور موافق نیستم.
پس راهش چیه؟

اول اینکه بیاین جامه ندریم و وحشی نشیم و متمدنانه باهاش در این مورد صحبت کنیم :ی

آیا دوست نداشتنش به خاطر اینه که هیچ وقت از بچگی با خانواده سفر نرفته؟ تجربه‌ی بدی از سفر داره؟ یا حوصله‌ی زبان خوندن نداره؟ یا می‌ترسه نتونه از پس هزینه‌هاش بربیاد، یا چی؟ شایدم کلاً هیچ وقت مزه‌ی سفر نرفته زیر زبونش که بدونه باید درباره‌ش چه حسی داشته باشه! پس مهربونانه کنارش بشینیم. به دغدغه‌هاش گوش کنیم و به جای جیغ‌جیغ‌کردن (این فعل جنسیت خاصی نداره!) بهش آرامش خاطر بدیم که همه‌ی دغدغه‌ها بالاخره یه جوری حل میشه.

حقیقتش اینه که خیلی از ماها حتی نمی‌دونیم تو شهر خودمون چه سوراخ سمبه‌هایی هست، حالا کوله انداختیم رو دوشمون که می‌خوایم بریم پاکستان مثلا! خب جیگر من، بیا اول تو شهر یا استان خودمون بچرخیم و ببینیم اون جاهایی که هر روز ازش رد می‌شیم یا ازشون خبر نداریم چه خبره بابا. همون جاهایی که موقع رد شدن حتی سرمون رو بالا نمی‌کنیم و داریم عکس‌های اینستاگرام سفری این‌ و‌ اون رو لایک می‌کنیم! قبول کنیم که ناشناخته ها برای خیلیا ترسناکه(که کاملا طبیعی هم هست) پس بیاین اولش شرایط سفر رو طوری بچینیم که به شناخته‌هامون نزدیک‌تر باشه.

گاهی وقت‌ها آدم‌ها حوصله‌ی برنامه‌ریختن برای سفر رو ندارن. پس فرمون رو خودتون دستتون بگیرین. یه برنامه‌ی کوتاه باب میل دلش (!) و با توجه به علایقش بریزین. جدن هیچ کس بدش نمیاد همچین چیزی رو که با دقت و حوصله و عشق “برای اون” برنامه‌ریزی شده رو تجربه کنه. لطفا خودخواهی رو هم کنار بذاریم و اگر دوست نداره بک‌پکری (کوله‌گردی) سفر کنه اولش برای این مدل سفر کردن اصرار نکنیم.

دانیال و سوفیا / از قشنگ‌ترین زوج‌های روی جاده

همون‌طوری که پارتنر شما شاید دلش نخواد کوله بندازه رو دوشش و لحظه آخری یه سفر به ویتنام یا همین سیستان و بلوچستان خودمون داشته باشه، شما هم حق دارید نخواید به خونه بچسبید. پس با هم در مورد زمان‌هاتون به توافق برسید و یه زمانی رو به خونه و یه زمانی رو به سفر اختصاص بدید. نکته مهمش اینه که به یه توافق دوطرفه‌ی برد-برد برسید و هردو بهش مقید و متعهد باشید.

اگه به هیچ صراطی مستقیم نشدند می‌تونید زمانی که اون‌ها به یه کار یا پروژه‌ای مشغولن با دوستان یا خانواده سفر برید. با دوستای دبیرستانتون یکی دو روز رو برید یکی از شهرهای اطراف. یا با داداشتون برین فلان کوه رو یه دیدی بزنید.

اگه باز هم هیچ کس رو پیدا نکردید خودتون پاشید یه جایی برید (نکنه شمام به نظرتون خیلی عشقولانس که “فقط با هم” سفر برین یا ازون مدلی هستید که از گشنگی می‌میرن تا عشق‌تون از سر کار بیاد و با هم تو یه ظرف غذا بخورین؟!). همه‌ی ما بالاخره یه فامیل یا یه دوست مثلا از دبیرستان، دانشگاه، باشگاه یا کلاس سنتور که دو سال پیش می‌رفتیم داریم که ممکنه یه شهر دیگه زندگی کنه و یکی دو روز پیشش موندن هم مشکلی نداشته باشه و تازه بهونه ای بشه برای از سر گرفتن رابطه‌ها! کسی چه می‌دونه، شاید پارتنرتون هم حسودیش شد و به هرقیمتی شده پیوست بهتون.

در آخر اگه دوست دارین سفر کنید باید این‌کارو بکنید. یعنی با پارتنرتون به این توافق برسید که چطور سفر می‌تونه به “زندگی‌ای که با هم دارید” وارد بشه. ولی اگه به هر دری زدید ولی اون پاشو کرد تو یه کفش و گفت: «نمیام. آقا نمیام!»، دیگه وقتشه یه راهی پیدا کنی که به این نیاز کشف اکتشافاتت پاسخ بدی. باور کن اگه خیلی قویه (و تحت جوگیری اینستاگرامی نیست) حالا حالاها آتیشش خاموش نمیشه و به قول معروف اگه حالا نه پس کی؟

نظر شما

  1. اولا نیلوفر چقدر خوب که به سیزدهم اومدی 🙂
    واقعا خوشم اومد از این نظرت که همه چی رو برمیگردونی به صحبت کردن .. چیزی که به نظرم خیلی بین زوج ها کم و واقعا خیلی وقتا توی حتا کوچک ترین مشکلات هم خودش رو نشون میده

  2. عالی بود، کاش چندتا مصاحبه یا خاطره یا تحربه از سفرروندگان میزاشتی. مثلا دانیال و سوفیا.
    در کل اموزنده بود و لذت بردم

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *