در ستایش راننده‌هایی که ایران رو بهشت هیچ‌هایک کردن

اگه تا حالا هیچ‌هایک نکردی احتمالن با خودت می‌گی چقدر این هیچ‌هایکرها آدم‌های خفن و شجاع و جسوری هستن که اینجوری به راننده‌ها اعتماد می‌کنن و می‌زنن به دل جاده. اگر هم هیچ‌هایک کرده باشی احتمالن فکر می‌کنی که چقدر من خفن و شجاع و رها هستم و چه موجِ باحالی از شادی و امید رو توی این مملکت راه انداختیم و دنیا حول محور هیچ‌هایکرها می‌چرخه و بقیه که هیچ‌هایک نمی‌کنن واقعن دارن چیکار می‌کنن با خودشون و زندگی‌شون. ولی راستش به نظر من در مقایسه با اون راننده‌ای که ما رو وسط ناکجا‌آباد سوار می‌کنه، از ما هیچ پولی نمی‌گیره، خودش و ماشینش رو به خطر می‌ندازه، به ما اعتماد می‌کنه و سفرِ ما رو ممکن می‌کنه، ما خیلی هم باحال و خفن نیستیم. همیشه از خودمون و سفرهامون گفتیم و به‌به و چه‌چه، یه بار هم بیاید از راننده‌های این مملکت بگیم، همسفرهای تصادفی ما در جاده که باعث شدن این همه لبخند و انرژی و مهربونی و اعتماد و احترام روی جاده‌های ایران در جریان باشه.

یعنی می‌خوام بگم در این دنیای پر از بی‌اعتمادی که هر روز رسانه‌ها یه حجم درست‌وحسابی از اخبار تاریک و جنایت و آدم‌بدها به خوردمون می‌دن، اون راننده‌ای که وسط جاده نگه می‌داره تا شما رو بدون پول و کاملاً مرامی سوار کنه خیلی آدم باحالیه خداییش. یعنی یه جورایی داره مثل شما به زندگی نگاه می‌کنه و مثل شما باور داره که هنوز اعتماد و مهربونی و رفاقت توی دنیا هست.

یک بار از راننده‌ی ماشین شاسی‌بلندی که ما رو سوار کرده بود پرسیدم: «چی شد که ما رو سوار کردین؟» جواب داد: «من همیشه سوار می‌کنم. هی از این ور اون ور می‌شنوم که مسافرهای بین راهی راننده رو خفت کردن و توی جاده نمی‌شه اعتماد کرد و اینا، ولی من گوشم به این حرف‌ها بدهکار نیست. از آدم‌های توی جاده خوبی زیاد دیم و باید جوابش رو بدم.» بهش گفتم بابا دمت خیلی گرم.

یه بار هم از راننده کامیونی که ما رو از شیراز به اصفهان سوار کرد همین سوال رو پرسیدم. جواب داد: «راستش من هیچ وقت سوار نمی‌کنم. یعنی یه آدم تو جاده در حال جون دادن باشه با سرعت ۱۲۰ از کنارش رد می‌شم. چون خدایی نکرده اتفاقی بیفته زندگیم (که همین ماشین باشه) رو از دست می‌دم. ولی نمی‌دونم چی شد که شما رو دیدم، اعتماد کردم و زدم زیر ترمز.» خوش به حال ما که آدم‌های خوش‌اعتمادی هستیم!

راننده کامیون‌ها قشر بسیار جالبی هستن. شما در زندگی روزمره‌ی شهری خیلی باهاشون برخورد نمی‌کنید چون اکثرن تو جاده هستن و تنها. هیچ‌هایک کردن و همسفر شدن باهاشون خیلی تجربه‌ی خاصیه. اگرچه کامیون سرعت بالایی نداره ولی بعد از رسیدن به مقصد اصلن احساس خستگی نخواهید کرد. چون از مسیر به اندازه‌ی (در برخی موارد بیشتر از) مقصد لذت بردین. چون اونا داستان‌های زیادی برای گفتن دارن و خیلی خوش‌معاشرت هستن. از بس تنهایی توی اون کابین به جاده‌های روبرو زل زدن و به مشکلات‌شون، زن و بچه‌ و زندگی فکر کردن و ریختن تو که با دیدن یک مسافر بین راهی دلشون وا می‌شه می‌ریزن بیرون و کلی براتون حرف می‌زنن، به شرطی که گوشش رو داشته باشید و تمایل نشون بدین. من که برای همین قصه‌ها و سرگذشت‌ها هیچ‌هایک می‌کنم، شما رو نمی‌دونم.

البته این قضیه فقط خاصِ راننده کامیون‌ها نیست. اکثر راننده‌هایی که شما رو مرامی و بدون دریافت هزینه سوار می‌کنن آدم‌های اهل دلی هستن و دنبال یک هم‌صحبت که ادامه‌ی سفرشون رو تنها نباشن. ممکنه یک وانت نیسان آبی سوارتون کنه که راننده‌ش باربری می‌کنه ولی عاشق تنبوره و تنبور می‌زنه، یا یک کارخونه‌دار که شما رو برای صرف صبحونه دعوت کنه کارخونه‌ش که سر راهتون هست، یا یک استاد دانشگاه که از خاطرات جنگ و هم‌رزمی با چمران براتون می‌گه. هر راننده‌ای با دیگری متفاوته ولی همه‌شون در یک چیز مشترک هستن:

دل بزرگی دارن.

مدیون همه‌تون هستم. همه‌ی شما راننده‌هایی که من رو به جاهای مختلفی بردین، با من هم‌صحبت شدین و چیزهای زیادی بهم یاد دادین، باعث رشد من شدین، من رو سر سفره‌تون دعوت کردین و نهایت بخشندگی رو بهم نشون دادین. مرسی که جواب اعتماد رو با اعتماد و دوستی و فراتر از اون دادین. این همه شادی و لبخند و امید در جاده‌های این ممکلت مدیون شماست. براتون بسیار احترام قائل هستم و کوچیک‌ترینم.

نظر شما

  1. عالی بود پسر، دستشون درد نکنه

  2. خیلی این پست لازم بود. آفرین . لایک 🙂

  3. بە راسی ماندو نەبیت ئەزیز گیان
    زۆر چێژم وەر گرت.
    هەر بەردەوام بیت.

  4. سلام ارشاد. من محسنم. همون elimohasti تو اینستاگرام
    مطلبت رو خواندم. من مدتهاست مطالبت رو میخوانم. در برخی موارد نظراتمون ۱۸۰ درجه با هم فرق داره و من نه میخوام و نه میتونم مثل تو فکر کنم ولی مهم نیست. هر آدمی یه جوره.
    این مطلبت رو خیلی دوست داشتم. به خصوص پاراگراف اولت رو. دو جاشو خیلی پسندیدم. یکی اینجا که گفتی «اگر هم هیچ‌هایک کرده باشی احتمالن فکر می‌کنی که چقدر من خفن و شجاع و رها هستم و چه موجِ باحالی از شادی و امید رو توی این مملکت راه انداختیم و دنیا حول محور هیچ‌هایکرها می‌چرخه و بقیه که هیچ‌هایک نمی‌کنن واقعن دارن چیکار می‌کنن با خودشون و زندگی‌شون« و دومی نگاه متفاوتت به مسئله و بررسی اون از نظر اون طرف ماجرا که راننده ها باشن. «ولی راستش به نظر من در مقایسه با اون راننده‌ای که ما رو وسط ناکجا‌آباد سوار می‌کنه، از ما هیچ پولی نمی‌گیره، خودش و ماشینش رو به خطر می‌ندازه، به ما اعتماد می‌کنه و سفرِ ما رو ممکن می‌کنه …».
    دمت گرم
    موفق باشی
    خانه جدیدت هم مبارک

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *