درباره‌ی کتاب هنر سیر و سفر اثر آلن دوباتن

- درسفرِ زندگی
۸

بعد از خوندن اولین کتابش، که چند وقت پیش هم توی اینستاگرام خودم بهتون معرفی کردم، نتونستم از فضای کارهای آلن دوباتن بیام بیرون. در نتیجه سریع رفتم سراغ یکی دیگه از کارهاش. این بار «هنر سیر و سفر» یا The Art of Travel.

در مورد این کتاب چی می‌تونم بگم جز عالی. عالی. عالی.

کل حرف حساب کتاب اینه که لذتی که از سفر می‌بریم بیشتر بستگی به این داره که چرا می‌ریم سفر، و ربطی به مقصد و بقیه‌ی ماجراها نداره. در این کتاب دوباتن من رو تشویق کرد آگاهانه زیبایی‌هایی که در سفر من رو تحت تاثیر قرار می‌ده تشریح کنم، و با این کار اون زیبایی‌ها رو از آنِ خود کنم. من رو تشویق کرد بعد از دیدن یک زیبایی از جمله‌ی «این رو دوست دارم» به جمله‌ی «از این خوشم میاد چون…» ارتقا پیدا کنم. با ون‌گوگ به جنوب فرانسه سفر کردم و فهمیدم که چرا ون‌گوگ رنگ‌ها رو اینجوری می‌دید و چرا آسمانِ شب‌هاش اینقدر غنی، چندلایه و جادوییه. با این کتاب فهمیدم که چرا وقتی در شهرکرد بودم و به کوهستان‌های وحشی زاگرس نگاه می‌کردم، این‌قدر حس حقارت بهم دست داد و اینکه چطور این مکان‌های متعالی می‌تونن بهم یاد بدن که «داداش، یه سری چیزها رو نمیشه تغییر داد، فقط باید پذیرفت.»

با این کتاب ترغیب شدم که به چیزهای روزمره، مثل چندتا آب‌نبات رنگی‌رنگی با طعم‌های نوشابه، توت‌فرنگی‌تمشک، تمشک، سیب، هفت‌میوه و بلوبری اعتلا ببخشم و باهاشون احساسی ماورایی پیدا کنم و ذهن رو نسبت به «سم عادت» هشیار کنم. من رو دعوت کرد دیدگاه معمول خودم رو رها کنیم و برای لحظه‌ای دنیا رو از چشمان یکی از همین آب‌نبات‌ها نظاره کنم و میان بعد انسانی و طبیعت اطراف شناور باشم. و مگه وظیفه‌ی هنر همین نیست؟ آشنایی زدایی.

با این کتاب یاد گرفتم که همه هنرمندیم و هنرِ سفرکردن ربطی به استعداد نداره و اکتسابیه. به قول راسکین «انسان در زمان تولد همان اندازه هنرمنده که کرگدن، کرگدن متولد می‌شه.» یه جایی هم مارسل دوشان می‌گه «ذهن هنرمند خودِ هنره.» یه جایی هم یکی دیگه می‌گه «آدم بی‌استعداد وجود نداره، آدم‌ها یا تنبل هستن یا تنبل نیستن.»

بعد از خوندن این کتاب، اگر در یک هفته کل آمریکای جنوبی رو بچرخم، بهش افتخار نمی‌کنم و حتی روم نمی‌شه جایی بگم. چون این کتاب بهم یاد داد میل به سفر عجولانه و مقصدهای دور یعنی اینکه بلد نیستم از جزئیات لذت ببرم.

با این کتاب یاد گرفتم که آگاهانه‌تر عکس بگیرم. فهمیدم که تکنولوژی دستیابی و ثبت زیبایی رو آسون‌تر کرده، ولی روند مالکیت و تحسینش رو ساده‌تر نکرده. برای مالک شدن زیبایی باید مکث و واکاوی کرد. باید با نوشتن یا تصویرگری (عکاسی، ویدیو، نقاشی، طراحی) زیبایی رو آگاهانه تشریح و تحسین کرد، و برای این کار باید آرام سفر کرد و صبور بود.

عکس رو مهشید گرفته. دختری که خودش هم خیلی هنرمندانه سفر می‌کنه.

نظر شما

  1. Salam, AZ matalebe khobo arzeshmandetoon tashakor mikonam, man harooz page shomaro mibinam. Arezooye movafaghiyate rooz afzon

  2. هر چند به خودم عهد بستم تا تموم شدن کتاب های نخوندم، کتاب دیگه ای نخرم، اما آلن دوباتن داره وسوسه ام می کنه که کتاباشو بگیرم.

  3. ممنون از آموزش هایی که قرار می دهید

  4. اولین بار توی سخنرانی‌های تد با این بشر آشنا شدم. نگاهش به مسائل مدرن بی‌نظیره.

  5. ارشاد جون اولا تشکر از متنای زیبا و مفیدت… شاید ربطی نداشته باشه ولی یبار گفته بودی که شروع یه کار رو گاهی وقتا خیلی به عقب میندازی…من جدیداً یه کتاب خوندم به اسم “قدرت عادت” اثر چارلز داهیگ (فعلا جلد اولشو خوندم) که یه جاهاییش منو یاد فیلم Momento کریستوفر نولان هم انداخت و وقتی داشتم می خوندمش خود بخود یاد تو افتادم و چون به خودم کمک کرده گفتم به تو هم معرفیش کنم…با خوندن این کتاب آدم خیلی راحت تر می تونه با شناختن الگوی عادت ها اونارو تغییر بده و مدیریتشون کنه… :)))

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام متین. چه خوب که یک کتاب خوب بهم معرفی کردی. حتمن می‌رم سراغش.

  6. حتما کتاب پروست چگونه می تواند زندگی شمارا دگرگون کند از الن دوباتن رو هم بخون

  7. اتفاقا دیروز داشتم به همسرم همینو میگفتم. داشتم میگفتم دوست دارم به جزئیات سفر کنم نه به کلیات. به یک روستا یا شهر سفر کنم نه به یک کشور! جوریکه وقتی وارد یک کشور میشم از عجله و هول اینکه همه جاهای قشنگش رو یک جا ببلعم، هی از این شهر به اون شهرش نپرم. دلم میخواد حواسم به جزئیات دور و اطرافم باشه، اینکه اصلا برای چی اونجام و اونجا چی میخواد بهم یاد بده. حتی به خاطر دیدن تک تک روستاهای یک کشور، بارها به اونجا سفر کنم ولیی همگی از سر حوصله و فکر…
    ممنونم از معرفیش.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *