اینستاگرام و افسردگی | چجوری بدون اینکه چایی‌مون سرد بشه اینستاگردی کنیم

توی یک بعدازظهر قشنگ روی تختت نشستی، چای دستته و داری از پنجره بیرون رو نگاه می‌کنی و به آهنگ طلوع از سیاوش قمیشی گوش می‌کنی. رگه‌های نور خورشید اومدن توی اتاقت و نقش‌های قشنگی روی دیوارت ایجاد کردن. حس می‌کنی حوصله‌ت سر رفته. یه ندایی از ناخودآگاه تو رو می‌کشونه سمت موبایلت و بدون اینکه حتی بهش فکر کنی یا در مورد اون ندای ناخودآگاه سوال کنی می‌ری سراغ گوشیت و اینستاگرام رو باز می‌کنی تا ببینی دنیا دست کیه و کی‌به‌کیه. می‌بینی فیلان سلبریتی اینستاگرامی یه عکس از قهوه‌ش با یک فیلتر folkطوریِ قشنگ‌کننده گذاشته و زیرش کپشن نوشته

برای خودت زندگی کن و نه برای نگاه بقیه! عصر تابستونی‌تون بخیر.

هم‌کلاسیت هم با دوستاش رفته کافه و یه سلفی گرفتن که اگه کمی دقت کنی متوجه می‌شی همه‌شون برای گرفتن اون عکس گوشی‌هاشون رو برای چند ثانیه گذاشتن کنار تا توی عکس معلوم نباشه که یک ساعت گذشته رو به جای اینکه با هم معاشرت کنن، توی گوشی‌هاشون بودن و داشتن اینستاگرام بقیه رو چک می‌کردن. ولی تو که به این قضیه دقت نمی‌کنی و با خودت می‌گی:

ای بابا. همه دارن خوش می‌گذرونن و من هم اینجا نشستم تنها و بیکار و بی‌حوصله.

همینجور اسکرول می‌کنی می‌ری پایین می‌بینی چندتا از دخترهای سلبریتی رفتن بیرون و از همدیگه عکس گذاشتن و با خودت فکر می‌کنی «کاش فالوورهای من هم از ۴۰هزارتا بیشتر بشه تا بتونم با این‌ها بگردم». باز اسکرول می‌کنی و میری پایین‌تر. اون دختر باحاله که مدتیه فالو می‌کنی یه عکس از زاویه‌ی بالا گرفته از تختش و پاهاش و یه فنجون اسموتی خیلی قشنگ و یه کتاب انگلیسی از هاروکی موراکامی و زیرش نوشته

.Murakami-ing away my Thursday

و تو هم با خودت می‌گی که «ای بابا، چرا مردم اینقدر باهوش و خفن هستن و جهان‌بینی عمیقی دارن و اسموتی‌های قشنگ می‌خورن، ولی من اینجوری نیستم؟». همین‌طور اسکرول می‌کنی میای پایین و یکی در میون آدم‌ها رو می‌بینی که تو سفر و پارتی و کوفت و زهرمار هستن و عکس قشنگ از خودشون گرفتن و همه می‌خندن و شادن و…

چاییت! چاییت سرد شد! (همزمان یک کیلومتر اون‌ورتر در کافه‌ لمیز ونک، قهوه‌ی یک سلبریتی سرد شد و از دهن افتاد، بسکه ازش عکس گرفت!)

و اینجوری می‌شه که به جای لذت بردن از خلوت بعدازظهرت وارد یک تودرتوی اینستاگرامی شدی و نه چیزی یاد گرفتی و نه چیزی به زندگیت اضافه شد. فقط فهمیدی فیلان مانتو که فیلان سلبریتی پوشیده قیمتش ۴۵۰ تومنه که خب… از دست جیبت کاری ساخته نیست و فیلان سلبریتی از خمیردندون سیگنال استفاده می‌کنه که خب… معلومه به کدامین عضو بدنت دایورت می‌کنی قضیه رو!

حالا که همه اینقدر شاد و شنگول و روشنفکر و خفن و زیبارو و خوش‌پوش هستن… تو چه جایگاهی در این دنیا داری؟ تو هم باید تایید بگیری از جامعه. ما نیازمند تایید و مشروعیت هستیم. پس چیکار می‌کنی؟ چاییت رو توی یک ماگ خوشگل‌تر می‌ریزی، خرت و پرت‌های روی میز رو جمع می‌کنی و می‌ریزی روی تخت، یه عروسک چوبی و یه چندتا مدادرنگی و مدادشمعی میاری به صحنه اضافه می‌کنی و خلاصه تصویر رو پر از رنگ و چیزهای باحال می‌کنی و یه عکس ازش می‌گیری و پست می‌کنی اینستاگرام و زیرش می‌نویسی: «اگه با علاقه انجامش بدی بهترین نتیجه‌ها رو می‌گیری.» شاید هم یه شعر بی‌ربط از گروس عبدالملکیان می‌نویسی زیرش. مثلن…

و دنیا آنقدر کوچک شد که از چاله‌ای که بارها از روی آن پریده بودیم، افتادیم.

قضیه به اینجا ختم نمی‌شه. حالا موقع برداشت و خرمن‌کوبی لایک‌ها و کامنت‌ها و به‌به‌ها و چه‌چه‌هاست. هی رفرش می‌کنی و هی رفرش می‌کنی و با لایک‌هایی که جمع می‌کنی ارضا می‌شی و چه بعدازظهر قشنگی رو سپری کردی. دمت گرم.

آره قضیه یه چرخه‌ی بیماره. باعث و بانیش هم خودمون هستیم. ما چیزهایی که در مورد خودمون می‌فرستیم تو اینستاگرام رو ‌فیلتر می‌کنیم. ما خودمون رو یه جور دیگه نشون می‌دیم. یه جورِ بهتر، باحال‌تر، خفن‌تر، خوشگلتر، شادتر و باهوش‌تر. و اینجاست که دوتا اتفاق می‌افته.

۱) از مقایسه‌ی زندگی خودمون با زندگی اینستاگرامی دیگران غمگین می‌شیم و هرچه زمان بیشتری رو توی اینستا می‌گذرونیم حس خوشبختی خیلی از ما دورتر میشه.

۲) سعی می‌کنیم ما هم کم نیاریم! ادمیزاد است دیگر، دوست نداره کم بیاره. پس ما هم سعی می‌کنیم زندگی‌مون رو بهتر از نسخه‌ی واقعیش نشون بدیم. و بدین صورت در این «غمگینی جمعی» مشارکت خود را اعلام می‌داریم و از خودِ واقعیمون دور می‌شیم و به جای اینکه حالِ واقعیمون رو خوب کنیم حالِ خوبِ ساختگی و مصنوعی رو پست می‌کنیم تو اینستاگرام و زیرش هشتگ می‌زنیم #ما_خیلی_خفنیم یا #ما_خیلی_باحالیم.

یکی دیگه هم عکس ما رو توی اینستاگرامش می‌بینه و اون هم غمگین میشه و واکنش مشابهی نشون می‌ده چون می‌خواد ثابت کنه اون هم شاد و باحال و خفنه. و این چرخه ادامه پیدا می‌کنه. پس حواستون باشه که عکس‌های اینستاگرام فقط یه لحظه‌ی گلچین‌شده از زندگی طرفه و همه‌ی قضیه رو نشون نمی‌ده. پس چهار تا راهکار براتون دارم:

۱) اینقدر تو اینستاگرام نچرخ. گردنت درد نگرفت؟ مگه تو دلت چای داغ نمی‌خواست؟

۲) وقتی هم توش می‌چرخی بدان و آگاه باش که همه همیشه خوشبخت و باحال و روشن‌فکر نیستن. تو هم اونقَدَر بدبخت و بی‌حال و بی‌ذوق و بی‌ذکاوت نیستی.

۳) خودت باش بابا! به نظرم خیلی باحالتره اگه یکی من رو به خاطر خودِ زشت و احمق و پر از عقده دوست داشته باشه، و نه به خاطر منِ اینستاگرام. #خودت_باش #زشت_باش.

۴) کاری کن که همیشه (اوکی، اکثر اوقات) واقعن خوشحال باشی و باحال و باهوش. به جای اینستاگرام‌گردی کتاب بخون. به جای منوتو، یه چندتا فیلم مستند خوب ببین. به جای وقت گذروندن تو گروه‌های تلگرام یه کلاس درست‌حسابی برو و یه چیزی یاد بگیر. واقعی زندگی کن و همونو پست کن توی اینستاگرام.

این مطلب بازنویسی یک پست اینستاگرامه که خیلی وقت پیش گذاشته بودم توی پیج خودم. حس کردم شاید بهتر باشه با کلماتی نو اینجا توی سایت هم داشته باشیمش.

نظر شما

  1. نوع تفکرتون رو خیلی دوست دارم 💛

  2. شاید خوشبختى همین باشد
    که حس نکنى
    باید جاى دیگرى باشى…
    کار دیگرى بکنى…
    کس دیگرى باشى…
    خوشبختی، توانایی لذت بردن از همانجایی که هستی، و همان کاری است که انجامش میدهی.

  3. یا هم مثل من فرار کن.کلا اینستاگرامو حذف کن.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      این هم راهکار شجاعانه‌اییه. دمت گرم.

  4. ارشاد!
    چند وقتیه اینستاگرامم رو بستم.البته کلا پاکش نکردم.ولی هر چی میگذره کمتر فکر میکنم که ممکنه روزی برگردم به اون محیط! راحت ترم و ذهن آروم تری دارم.
    همین کارو در مورد فیسبوک هم کردم….
    حس میکنم یه عالمه حس بد از روزهام حذف شده.و بهتر خودم رو میبینم…

    1. ارشاد نیک‌خواه

      چقدر عالی اسما. واقعن جالبه. همه‌ی کسانی که اینستاگرام رو حذف کردن می‌گن زندگی‌مون آروم‌تر شده. بهم بگو به جای اینستاگردی چیکارا می‌کنی با خودت و زندگی؟

  5. این چهار تا مورد اخرت به جای خود، درست، ولی موضوع اینه که همون طور که خودت گفتی شبکه های اجتماعی واقعا چیزی به آدم اضافه نمی کنه. درسته خوبه، فانه، ولی من خودم بعد چهار سال بودن تو فیسبوک یه روز نشستم حساب کردم دیدم تنها چیزی که تو این سالها ازش یاد گرفتم دستور پخت حلوای هویج بوده! (که اونم بدمزه در اومد😐). فکر کن، روزانه یک الی سه ساعت به مدت چهار سال وقتتو برای چیزی بذاری که هیچی ازش در نیاد. خیلی افتضاحه!
    اینه که کلا از فیسبوک اومدم بیرون و اگر یه تصمیم درست تو زندگیم گرفته باشم همینه. فایده دیگه ش هم جدا از وقت، اینه که تو هر موقعیت خوشایندی واقعا از لحظه م لذت می برم و به فکر عکس “تماشاگر پسند” گرفتن نیستم که اینم موهبت بزرگیه. الان خیلی یواش و کنترل شده اینستا و تلگرام دارم و از این موضوع راضی ام.
    البته تو به این چیزا اهمیت نده، تو باش، ادامه بده. ما هم ازت چیز یاد می گیریم هم دوستت داریم

    1. ارشاد نیک‌خواه

      فکر کنم خیلی تصمیم شجاعانه‌ای گرفتی بیای بیرون از فیسبوک و اگه الان هم کنترل‌شده اینستا و تلگرام میری که خیلی خفنه. دمت گرم. امیدوارم حلوای بعدی که درست می‌کنی خیلی خوشمزه در بیاد.

  6. چه خوب گفتی… من به شخصه سعی میکنم کمتر تو اینستا بچرخم ، دوستامم مسخره میکنن و میگن چرا فعالیت نداری!😞

    1. ارشاد نیک‌خواه

      به حرفشون گوش نده. وقتی تو اینستا نیستی یعنی داری یه جای دیگه زندگی می‌کنی.

  7. به نظر من در حال حاضر اکثر آدمها به سمت و سوی میرن که همیشه به دنبال تایید شدن از طرف دیگران هستند.بیشتر اوقات حالمون گرفته میشه چون ازمون تعریف نمیکنن.یا چیزی که میگن برخلاف چیزیه که ما دوست داریم بشنویم.اگر این طرز فکر از بین بره و دیگه کسی دنبال تاییدیه گرفتن نباشه ادمها خیلی راحت تر میتونن زندگی کنن.دیگه واست مهم نیست کسی از مدل موهات تعریف کنه یا یکی از لباس پوشیدنت خوشش نیاد.کتابت رو میخونی که به دانشت افزوده شه.ورزش میکنی که سلامتیت رو تضمین کنی….و هزاران کار دیگه که هرکدوم یه منفعت و کیفیتی برات داره و فقط و فقط برای دل خودت انجامشون میدی .نه اینکه همش ظاهری و در جهت شواف در شبکه های اجتماعی باشه.اگر خط فکری ادمها به این سمت بره دیگه کسی حسرت خوشی دیگری رو نمیخوره و نیازی به فرار و حذف اینستاگرام نیست 😉😛 به قول عزیزی #خودت_باش #زشت_باش

  8. من اینستا رو گوشی تا حالا نصب نکردم. چه خوب که از مرورگر دسکتاپ هم واقعا اینقدر جذابیت نداره که این بلاهارو سرم بیاره هنوز. ولی بازم باید مراقب باشم. دمت گرم چیزای خیلی خوبی یادآوری کردی

    1. ارشاد نیک‌خواه

      جیگرتو پسر. زندگی غنی و عمیقی داشته باشی همیشه. می‌دونم که نداشتن اینستاگرام به این قضیه کمک می‌کنه.

  9. من توی اینستاگرام فقط اکانت های نشنال جئوگرافیک و عکاس های خفن دنیا رو دنبال می کنم و همه ی دوست و آشناهایی که این مدل عکس های تقلبی می گذارن رو آنفالو کردم. اینجوری هم از دیدن عکسهای دروغی بقیه حرص نمی خورم و هم هر بار اینستاگرامم رو باز می کنم یک عکس محشر حرفه ای می بینم.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ایول. فکر کنم این بهترین و کارآمدترین روش استفاده از اینستاگرام باشه. منم خیلی از کسایی که دنبال می‌کنم اونایی هستن که یه چیزی بهم اضافه می‌کنن.

  10. منم یک سال نیم پیش تصمیم گرفتم تمام اکانت های شبکه های اجتماعیم رو پاک کنم سخت بود ولی شد و الان تو ترک هستم 😆 و از اون روز من ازادم یکی از بهترین تصمیم های زندگیم
    به همه دوستان این پبشنهاد میدم که حتما همه رو پاک کنند و زندگی جدیدی رو شروع کنن

    1. ارشاد نیک‌خواه

      و یکی دیگه از نمونه‌هایی که خیلی خوب جواب گرفته از این قضیه. دمت گرم باهامون در میون گذاشتی.

  11. عالی بود،دقیقا همینطوره و خیلی زیبا بیان کردی درد و مشکلی که خیلی هم زیاد و زننده شده و منم مدتیه که تمام شبکه های مجازی حتی تلگرامم پاک کردم و آرامش رو حس میکنم،از تمام لحظاتم عمیییق لذت میبرم و تایید همه به همون اعضای بدنمه که خمیردندون فلان سلبریتیه😂دلم میخاد خودم باشم نه دنبال تایید،اینجوری همه چی بهتره😊

  12. خیلی وقته دارم با این قضیه اینستاگرام و وقتی که ازم میگیره سروکله میزنم و به این نتیجه رسیدم به جای استفاده از اپلیکیشنش (که لامصبا خیلی خوب طراحیش کردن و میدونن چجوری مارو همونجا نگه دارن) از وبسایتش استفاده کنم.
    توی وبسایت خبری از دایرکت و استوری نیست و خوشبختانه سرعت پایینی داره و همچنین نمیشه چیزی پست کرد، این باعث میشه زیاد اونجا نمونم و برم چاییم رو داغ داغ بنوشم.

  13. خیلی عالی بود، ممنون.🌸
    فقط یه نکته که ربطی به موضوع نداره، من عضو خبرنامه شما هستم ولی هر بار که وارد سایت میشم تا وقتی که یه متن رو کامل بخونم چندین بار مرتبا پیام میاد.آیا امکان حذفش هست؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام. مرسی که گفتی. الان به رامین می‌گم درستش کنه.

  14. آقا پس اگه همه مخاطبای شما اینستاگرام رو ترک کردن و دارن به زتدگیشون میرسن پس این همه آدم تو اینستا از فضا اومدن؟:)))

  15. خب راستش تا الان فکر میکردم فقط منم که اینستا و تلگرام رو گذاشتم کنار ولی الان دیدم که زیادیم 🙂 باعث دلگرمیم شد .
    ببین به نظر من روش استفاده ی ما از سوشیال مدیا غلطه ، درسته که الان تو کل دنیا تقریبا یه جوره اوضاع و مسایل مختلفی مثل علاقه داشتن به بالا بردن فالوور و فلان و اینا تو همه جا هست اما بین ماها ، جوونای ایرانی این حرکات شدید تره ..
    منشا و دلایل زیاد و مختلفیم داره ، وضعیت کشور ، خانواده ، دوست ، خود شخص . این باعث شده راحت نباشیم ، خودمون نباشیم ، سوشیال مدیا واسه ارتباط برقرار کردنه ، واسه سریع به اطلاعات دسترسی داشتن ، واسه اوقات فراغت و شیر کردن لحظات خاصمون اما ما خیلی جدیش گرفتیم و متاسفانه خیلی خیلی دورش کردیم از اون استفاده ی سالمی که میتونه واسمون داشته باشه .
    من خیلی وقتم تلف میشد ، خیلی از فرصت های زندگیمو از دست دادم واسه هیچی جدا ، و از همه مهم تر خیلی ضربه خوردم ! و خب توی فکر دی اکتیو کردن و فروختن گوشیم بودم که ضربه ی روحی بدی خوردم ، عاملشم همین سوشیال مدیا بود متاسفانه . همین باعث شد دیگه تردید نکنم و گوشی رو بفروشم و خودمو راحت کنم
    بعد از این که خودمو جمع و جور کردم بعد از اون ضربه ی روحی ، دیدم که چقدر زندگیم داره خوب میشه ، چقدر واقعی و جدی تر دارم واسه ارزو هام تلاش میکنم ، چقدر خودمم !
    الان من اکثر کتابایی که میخواستم بخونم و به جاش میچسبیدم به گوشیم رو خوندم ، اینقدر وقت دارم که بشینم سریالا و فیلمایی که دوست دارم ببینم 🙂 ادمایی که الان تو زندگیمن شاید باورت نشه واقعی ترن ، اینجوری نیست که با چند تا اموجی و یکی دو تا مسیج بخوان حال واحوالتو بگیرن و از سر بازت کنن ، زنگ میزنن تا صدای گرمشون روزمو بسازه ، میان و همو میبینیم ، میشینیم دور هم به جای سان شاین و اسموتی ، چایی میخوریم و دور از همه ی مسایل میگیمو میخندیم 🙂
    الان برنامه و هدف داره زندگیم 🙂 و فقط از اون همه پیجای مختلف فقط سایت مربوط به پیج تورو نگه داشتم ارشاد ، چون تو با این که فعالی توی سوشیال مدیا اما از خود واقعیت دور نشدی و هنوزم میشه از پشت شیشه های سخت و سرد گوشیا و کامپیوترامون انرژی مثبت و گرمتو بگیریم 🙂

    1. ارشاد نیک‌خواه

      واقعن تحت تاثیر قرار گرفتم رومینا. دمت گرم. اینکه از تاثیرات حذف کردن اینستاگرام برامون گفتی و اینکه چقدر خوشحال شدم که بین اون همه حواس‌پرتی من و سایت من رو نگه داشتی. دو نقطه قلب.

    2. رومینا!
      واقعا کیف کردم از خوندن تجربیاتت.واقعا زندگی بدون سوشیال مدیا واقعی تر و لذت بخش تره 🙂
      در مورد ارشاد هم موافقم.شاید از بین هزاران پیج اینستا فقط سه چهار تا پیج هستن که ممکنه یه روزی به خاطرشون برگردم اینستا.یکی ش قطعا ارشاده 🙂

  16. سلامِ دوباره به ارشاد و این همه خواننده ی باحالِ اینستا ترک کُن :))))

    خب اوایل که اینستا رو بستم یه کم حس سرگشتگی داشتم! ولی الان کلا یادم رفته پیج داشتم و چی کار میکردم اصلا تو اون پیج؟ گاهی با اینستای اعضای خونواده یه سرک ده دقیقه ای میکشم ولی خیلی کم.مثلا شاید تو هفته یه بار یا دو بار.
    الان در درجه ی اول به برنامه ها و کارهای روزانه م بهتر میرسم و همونطوری هم که یکی از خواننده ها تو کامنتش گفته،استرس و فکر اینکه چه پستی بذارم که خواننده پسند باشه رو ندارم دیگه.البته اینم بگم شخصیتا هم با هم فرق داره.من آدمیم که نیاز به تایید دیگران دارم و از طرفی اونقدر خاص و ویژه نیستم که اینستام مخاطب و طرفدار خاصی داشته باشه :)) اینه که همیشه احساس حقارت میکردم تو اینستا.الان هیچ کدوم این حسا نیست و تمرکزم رو اینه که کارایی که دستم هست رو انجام بدم به بهترین نحو.یعنی تمرکز رو زندگی واقعی نه یه زندگی از پنجره ی شبکه های مجازی!
    کار دیگه ای که میکنم مواقع حوصله سر رفتن،فیلم و سریال دیدنه.که برا تقویت زبانمم هم خوبه.شبا گاهی به عادت قدیما کتاب میخونم قبل خواب.با دوستام و خونواده هم که بیرون میرم دیگه دغدغه ندارم که چطوری صحنه رو درست کنم که خوب و شیک باشه برا اینستا :))
    آها یه چیزی م بگم.بیشتر به خودم فکر میکنم.در آرامشِ کامل.به اشتباهام.به اینکه چه چیزی رو باید تو زندگیم عوض کنم تا بهتر بشه یا چیکار کنم بیشتر خوش بگذره یا بیشتر به درد بخور باشم و کلا بیشتر دقت میکنم به وجوه مختلف زندگیم و شخصیتم و درونم و ذهنم.
    یکی دیگه از کارایی که در نبود اینستا و فیسبوک میکنم سر زدن به وبلاگ هاییه که خیلی سال قبل میخوندم و خیلیاشون بسته شدن و بعضی هنوز گه گدار مینویسن.اینم حس خیلی خوبی داره.

    راستی سریال Black Mirror رو دیدی؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام اسما. خوبی؟ قطعن بهتری از وقتی که اینستا داشتی :))
      چقدر باحال. اینقدر خوب گفتی که ترغیب شدم اینستا رو ببندم.
      آره بلک‌میرر رو دیدم. خیلی خفنه. می‌دونم کدوم قسمتش رو می‌گی. همون که به هم امتیاز می‌دادن و اینا؟ یه کم زیادی بود ولی خب یه جور ضربه بود به پشت دست همه‌ی ما که «مراقب باشید به کجا دارید می‌رید.»
      دمت گرم برامون نوشتی. باز هم بیا این سمتی.

  17. سلام چقدر خوب نوشتی ارشاد عزیز مثل همیشه دیگه! منم یه دو هفته پیش یهو به خودم اومدم دیدم اووووه روزی اقلا دو ساعت از زمان ام رو دارم صرف اینستاگرام میکنم و اینکه هر کدوم از دوستام یا سلبریتی ها چیکار کردن! چرا اینکارو میکنم و بعد برای کار های اصلی زندگیم وقت کم میارم! برای همین نشستم و بیشتر دوستان و اشنایان و کسایی که پیجشون فقط عکس های خودشون بود رو ان فالو کردم. (ببخشید دیگه دوستان و اقوام! ولی پیج شما چیزی به من اضافه نمیکنه!) و فقط پیج های مربوط به رشته ام که فشن باشه رو نگه داشتم و چند تایی هم اونایی که حس خوبی بهم میدن یا چیزیی ازشون یاد میگیرم که تو و کیوان و نیلوفر هم جز اون هایین. و خیلی بهتر شد اوضاع! الان برای اینکه از اخبار روز دنیای مد با خبر باشم و از دیزاین های مختلف الهام بگیرم، یکمی میچرخم و زود میام بیرون به زندگی واقعیم میرسم

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ایول چقدر عالی که کاربری اینستاگرام رو برای خودت تغییر دادی. اینجوری هم از فضای خاله‌زنکش دوری و هم از بقیه‌ی دیزاینرها الهام می‌گیری. دمت گرم.

  18. برای من اینستا جایی بود که یادگرفتم میتونم چقدر قشنگ زندگی کنم.پیجای زیادی هستن که مثبتن و حال آدمو خوب میکنن و در کنارش کلی فکر منو درباره اینکه چجوری زندگی کنم که حالم خوب باشه ولی رسیدن به اینکه از اینستاگرام یاد بگیرم از اینجا شروع شد که پیجای بدردنخور رو آنفالو کردم و یه فیلتر گذاشتم برای مطالبی که روزانه قرار وارد ذهنم شه.اینستا یا فیسبوک میتونه مفید باشه اگه فیلترای درستی براش بذاریم

    1. ارشاد نیک‌خواه

      کاملن باهات مواقعم. استفاده‌ی درست از اینستاگرام چیزهای خفنی می‌تونه به آدم یاد بده.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *