صندلی داغ با ارشاد

- در
۳۴

صداقت توی نوشته‌های من و داستان‌های من خیلی برام مهمه. به نظرم زندگی هر آدمی اونقدر خفنه که اگه صادقانه روایت بشه پشم‌های جهانیان می‌ریزه. داستان‌های من جدا از من نیستن. وقتی داستان زندگی یک راننده کامیون رو براتون تعریف می‌کنم، اون روایت اول از ذهن من می‌گذره و بعد به قلم من و بعد به چشم‌های قشنگ شما. پس به نظرم مهمه که من رو خوب بشناسید.

قبلن سعی کردم توی داستان‌هام یا پست‌هایی مجزا لایه‌هایی از زندگی خودم رو بهتون نشون دادم که شاید قبلن ندیده بودید. حالا اینجا فضا رو باز می‌ذارم تا شما از من بخواید لایه‌های بیشتری رو نشونتون بدم. هر سوالی دارید بپرسید من جواب می‌دم. سوال‌های شما و جواب‌های من همینجا زیر همین پست می‌مونه و «همه» می‌تونن ببینن.

(از جواب دادن به سوال‌هایی که بقای این سایت رو به خطر می‌ندازن معذورم.)

سوالات شما

  1. سلام اقا ارشاد
    هدف یا انگیزه زندگیت چیه ؟
    مهمترین جمله ای که خوندیو که تاثیر گذار بوده چیه ؟
    طرفدار چه تیمه فوتبال خارجی هستی؟
    خواننده خارجی مورد علاقه؟

    سپاس

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام محمدرضا. خوبی؟ تقلب کردی و چهارتا سوال ازم پرسیدی ولی چون اولین نفر هستی اشکال نداره ؛) :))

      ۱) هدفم از زندگی؟ اینکه «زندگی» کنم و زندگی چند نفر دیگه رو بهتر کنم.
      ۲) تاثیرگذارترین جمله؟ همممم… همچین چیزی توی ذهنم ندارم ولی چند روز پیش توی کتابی خوندم: «اگر کسی که ذهن بزرگی دارد سراب در حال جذر و مد افکار عمومی، یعنی افکار برآمده از ذهن‌های کوچک را ستاره‌ی راهنمای خود بگیرد، آیا هیچ گاه می‌تواند به هدفش نائل شود و اثری ابدی بیافریند؟»
      ۳) بارسلونا
      ۴) ندارم. خیلی‌ها رو دوست دارم. کویین، پینک فلوید، ریدیوهد، میوز، ولوت آندرگراوند، … و این لیست ادامه داره و بر حسب مود و فصل و شرایط تغییر می‌کنه.

      1. سلامت باشی تازه میخواستم چند تا سوال دیگه بپرسم خجالت کشیدم 😊
        یکش این بود ۳ تا کتاب برتری که خوندی 😁

  2. سلام خوبی؟ امیدوارم همیشه رو براه باشی، این مورد هشت که در مورد خودت سانسور کردی بدجوری فکرمو مشغول کرده، شبا نمیتونم بخوابم :))

    1. ارشاد نیک‌خواه

      تا اسم سانسور میاد همه‌ی گوش‌ها تیز میشه :)) البته خب… طبیعیه. خودم هم عاشق علامت سوال‌ها هستم :))

  3. حاجی سلام. ببین من یه دانشجوی علوم انسانی ام و از اونایی که عاشق تغییر دنیان، ببین این صفت در من ذره ای کم نشده هرچقدر هم که سنم بالا میره، ببین ما از جایی باید ایده هامون رو منتشر کنیم اما من از نشون دادن هویتم میترسم میفهمی چی میگم؟ انگار همیشه میخوام ناشناس بمونم و این خوب نیست، میخوام ببینم چه فکری در تو باعث شده که به راحتی از خودت، زندگیت و هرچیزی بدون ترس بگی، یعنی وقتی که سایت درست کردی چطور نترسیدی که اسم ارشاد نیکخواه رو بذاری، ترس از محیط مجازی منظورمه. دمت گرم و دلت خوش

    1. ارشاد نیک‌خواه

      خیلی سوال خوبیه و خودم هم جواب قاطعی براش ندارم. اینکه خاستگاه این ایدئولوژی چیه که من اینقدر راحت خودم رو اکسپوز می‌کنم. ولی فکر کنم از اونجا شروع می‌شه که بدونی خودت یک آدم پر از نقص و عقده هستی و همه اینجوری هستیم و اینکه خودت (فارغ از اینکه بقیه چی فکر می‌کنن و چطوری قضاوتت می‌کنن) خودت رو دوست داشته باشی و با خودت اوکی باشه. اینجوری فقط به فکر نشون دادن قشنگی‌ها و خوبی‌هات نخواهی بود و برای مخاطب‌هات هم باورپذیرتر خواهی بود چون اون‌ها با دیددن نقص‌ها و عیب‌های تو با تو همزادپنداری می‌کنن چون شاید اون عیب‌ها و نقص‌ها رو خودشون هم دارن. اینجاست که ارتباط نزدیکی شکل می‌گیره و تاثیرگذاری حرف‌هات هم بیشتر خواهد بود و مگه هدفت همین نبود که دنیا رو تغییر بدی؟

      برای تغییر دنیا باید به آدم‌ها نشون بدی که مثل اون‌ها هستی و اگه هویت خودتو بهشون نشون ندی حرفت رو باور نمی‌کنن.

  4. الان یه فرصت پیدا کردم قشنگ پتت رو بریزم رو آب. البته به کمک خودت 🙂

    فعلا با سافت کوئسشن شروع میکنم
    چکار کردی لهجه فارسیت اینقدر باحاله؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      وای دمت گرم سافت شروع می‌کنی :))
      من اصالتن کورد هستم و لهجه‌هه از اونجا میاد. لهجه‌ی کوردی دارم 🙂

  5. ارشاد خان تا حالا عاشق شدی ؟ اگه ممکنه توضیح بدید.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آره. تا دلت بخواد. تقریبن هر هفته و هر روز عاشق می‌شم. ولی عشقی که بزنه پس کله‌م و داغ بشم یه چهار پنج باری بوده. بعدش رفتیم تو رابطه و بعد از شیش هفت ماهِ خیلی خوب… تموم شدن.

  6. اون موردی رو که کیوان اورد فستیوال دقیقا کجا قایم کرده بود که پیدا نکردن مامورای دم در؟؟

  7. مطالبت رو کی (فی البداهه یا بعدن) و چطور می نویسی؟ اونارو ادیت میکنی؟ پیش اومده از نوشتن یا گذاشتن پستی پشیمون بشی؟ و سوال آخر: قضاوت دیگران چقدر برات مهمه؟ لطفا به همه جواب بده…

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام علی.

      مطالب رو همون لحظه که به ذهنم می‌رسه یادداشت می‌کنم و بعد می‌شینم بازنویسی می‌کنم. معمولن یک تا چهارپنج بار بازنویسی می‌کنم.

      اگه بعد از گذاشتن یک پست پشیمون بشم حذفش می‌کنم خب. چه کاریه :)) ولی یادم نیست آخرین بار این اتفاق افتاده. معمولن پشیمون نمی‌شم.

      و در مورد قضاوت شدن… آره برام مهمه. ولی قضاوت همه برام مهم نیست. قضاوت کسانی برام مهمه که باهاشون ارزش‌های مشترک دارم یا اینکه آدم‌هایی هستن که قبولشون دارم و نظرشون برام محترمه.

  8. سلام
    از فروشگاه روی سایت راضی هستی؟
    برای ایجاد سایت فروش پرسیدم.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام امیر.
      آره. برای شروع خوب بوده. یعنی خب ما با سه تا محصول شروع کردیم و قصد داریم باز هم محصولات خوبی که به نظرمون هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ قیمتی مناسب هستن رو معرفی کنیم و توی فروشگاه هم بذاریم. دیگه ببینیم چی میشه چطور میشه.

  9. سلام ارشاد جان. یه سوال : مگه آدم می تونه ۴ یا ۵ بار عاشق بشه؟ مطمئنی اونا عشق بوده؟ یعنی بزا اینجوری بپرسم..تعریفت از عشق چیه؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      وای این سوال خیلی سخته. یعنی شایدم راحته ولی برای من سخته چون به قول خودت من هنوز توی تعریفش موندم پس واقعن نمی‌تونم تعریف درست‌حسابی‌ای ازش برات بگم. تو نظرت چیه؟ عشق چیه؟

      1. آره خیلی سخته واقعا. اوووم من تنها چیزی که می دونم اینه که عشق احساسیه که جوری تو عمق روح و جون و استخونت نفوذ می کنه و تورو به عرش اعلا می رسونه که هیچ وقت نمی تونی اون احساس رو فراموش کنی، نمیشه که این احساسو با شخص دیگه ای هم داشت!…. ادمو از زمین می کنه(کاف با فتحه!) و پرت می کنه تو آسمون…اونقدر احساس پرحجم و پرباریه که حتی بدون هم‌آغوشی از نوع انسانیش می تونه ادمو اغنا کنه… خیلی عمیقه و من به خودم می بالم که یک بار تو زندگیم این احساسو تجربه کردم هرچند درد و سختیاش زیاده …واسه همین بعید می دونم که بشه اسم اون رابطه ها رو عشق گذاشت..ولی میشه گفت شاید تجربه تو، یه لایه ی بیرونی از عشق باشه…چون به نظر من عشق متشکل از لایه هاست…اضافه کنم که نمی دونم عشق خودم تو کدوم لایه بوده و ادعا نمی کنم که نهایتش بوده باشه ولی به حدی بوده که فک کنم برات دعا کنم عاشق نشی بهتره… :)) (راستی من دخترم 😀 )

        1. ارشاد نیک‌خواه

          مرسی برای دعایی که برام کردی ولی… زندگی با عشق خیلی خفن‌تره به نظرم. ولی خب… آدم رو از کار و زندگی می‌ندازه :))

  10. ارشاد بنظرم شهرت داره مغرورت میکنه ، چند وقت پیش یه کارگردان مطرح ایرانی (که خودت هم طرفدارشی ) تصمیم گرفت راجع به تو یه مستند بسازه ، اما بصورت ناشناس بهت پیام داد ، ینی در واقع به دستیارش گفت بهت پیام بده و درخواست همکاری کنه ، برای این کارش هم دلیل داشت ، اما گویا تو به سردی و بی علاقه به این موضوع جواب دادی که باعث شد قضیه کنسل شه ، البته من نمیدونم چی گفتن و چی گفتی ، ولی من اینجوری شنیدم ( اون دستیاره پسرعموی من بود ) ، حالا این قضیه به کنار ، داشتم مطلبی که راجع به خودت نوشتی رو میخوندم ، یه جاش گفتی راجع به شهرت داری مطالعه میکنی ، خواستم این رو بگم که به هر حال شهرت غرور میاره و این اجتناب ناپذیره ، اما قابل کنترل ، و اگه کنترلش نکنی تو رو خیلی از خودت دور میکنه ، این ماجرا رو صرفا نقل کردم که شاید باعث بشی تو همون ارشاد اولیه بمونی و اگر هم قراره تغییر کنی ، خصوصیات خوبتو نگه داری با خودت تا اون نمک ذاتی و خصوصیت محبوب بودنت کمرنگ نشه ، چون من خودم بشخصه محبوبیت رو بیشتر از شهرت میپسندم

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام هوتن. آره تا حالا چند تا کارگردان ازم خواستن تا در موردم مستند بسازن. حتی قبل از اینکه به اصطلاح «مشهور» بشم. ولی هیچ وقت هیچ کدوم اون ارتباط نزدیک و اون استایلی که به من نزدیک باشه رو نداشتن و در نتیجه قبول نکردم چون به نظرم برای همچین فیلمی فیلمساز باید خودش بخشی از ماجرا باشه. همسفرم باشه و نه فیلمسازم. اگه فیلمسازم باشه نمی‌تونه قصه‌ی صادقانه‌ی یک راننده کامیون یا مکالمه‌ی من با یک چوپان رو به درستی ثبت کنه ولی اگه همسفرم باشه به من و به ماجرا نزدیک‌تره. متوجه منظورم هستی؟

      شاید هم من زیادی در این زمینه سخت گرفتم کلن. ولی به هرجال اینجوری شد که تا حالا همه‌ی پیشنهادهای فیلم‌ساختن از من و سفرهام به درودیوار خورده.

  11. اون لحظه ی مهم از این رو به اون رو شدن رو داشتی؟ (اگه داشتی با چی بود؟یه جمله،کتاب،فیلم،اتفاق) یا زمان برد؟ یا اصن از اول هم همینجوری به زندگی ساده و باحال نیگا میکردی؟ ( :

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام. خب آره. از این لحظات خیلی زیاد داشتم در زندگی. مخصوصا در سفرهام. مثلن وقتی یه آدم غریبه سوارت می‌کنه، دقایق اول یه قضاوت در موردش توی سرت شکل می‌گیره ولی بعد از یک ساعت معاشرت می‌فهمی که «بابا، اصلن قضیه یه چیز دیگه است» و می‌فهمی چقدر زود قضاوت کردی… اونجا بیشتر از هر کتاب، فیلم یا هرچیزی از این رو به اون رو می‌شی و تغییر می‌کنی. و در روز ممکنه چندبار این اتفاق برات بیفته. معلومه که دیدت به زندگی عوض می‌شه. نه؟

  12. از چه چیزی بیشتراز همه میترسی؟سفر بهت کمک کرده که ترس هات از بین برن؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آره خب. سفر کردن بهم فهموند خیلی از ترس‌هایی که داشتم (از جمله مواجه شدن با غریبه‌ها، نداشتن سرپناه، نداشتن برنامه‌ی سفر و …) فقط یه حباب توخالی و بزرگه که از دور ترسناکه. وقتی می‌ری جلو می‌بینی خیلی متزلزل و ترسوئه و راحت شکسته می‌شه.

      می‌خوای در مورد بزرگترین ترس من بدونی؟ بزرگترین ترس من اینه که کور بشم.

  13. ارشاد بیا و نظرت رو درباره ازدواج بگو جان برادر

    1. ارشاد نیک‌خواه

      من کی باشم که نظر بدم در این مورد. فقط این سری رفتم مریوان دیدم همه‌ی دوست‌های هم سن‌وسالم یا ازدواج کردن یا در شرف قضیه هستن. حس عجیبی بود. و جالب اینجاست که دیگه معاشرت‌ها و مراوده‌های مزدوج‌ها کمی تا قسمتی محدود میشه به مزدوج‌های دیگه و دیگه ما مجردها یه جورهایی ازشون جدا می‌شیم کم و بیش. نمی‌دونم… من فکر کنم یه روزی ازدواج می‌کنم… ولی الان وقتش نیست.

  14. سلام ارشاد
    ۱- در مورد کارهایی که میکنی (شغل و درآمد) بیشتر توضیح بده لطفاً چون به نظرم خیلی مهمه و اون جور که باید بهش نپرداختی. به هر حال کرایه خونه دادن کار سختیه واقعاً. ۲- بعدم اگه میشه بگو چجوری از خیابون وسایل پیدا می کنی. قلقش بیاد دستمون من از این کار خیلی خوشم میاد. ببخشید دو تا سوال شد اگه خواستی یکی جواب بدی همین دومی رو جواب بده.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام علیرضا. ردیفه جواب جفتش رو می‌دم.
      ۱) ببین من الان فقط می‌نویسم و برای ارتزاق و درآمد از صنعت تبلیغات کمک می‌گیرم. هر نوع فعالیت تبلیغاتی می‌تونه توی این دسته قرار بگیره. چه توی سایت چه توی اینستاگرام خودم. یا هر روش دیگه‌ای. ولی این وسط دارم به کارهای دیگه هم فکر می‌کنم، به شرطی که دوستش داشته باشم و بهش اعتقاد داشته باشم.
      ۲) راه‌وچاه خاصی نداره. توی خیابون راه می‌رم یه نیم‌نگاهی به اطرافت داشته باش، منمکنه آدم‌ها چیزهای جالبی دور انداخته باشن که بتونی یه جای خونه ازش استفاده کنی یا با یک تغییر کوچیک یه چیز دکوراتیو قشنگ ازش دربیاری. همین.

سوالت از سیزدهم چیه؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *