صندلی داغ با ارشاد

- در
۸۵

صداقت توی نوشته‌های من و داستان‌های من خیلی برام مهمه. به نظرم زندگی هر آدمی اونقدر خفنه که اگه صادقانه روایت بشه پشم‌های جهانیان می‌ریزه. داستان‌های من جدا از من نیستن. وقتی داستان زندگی یک راننده کامیون رو براتون تعریف می‌کنم، اون روایت اول از ذهن من می‌گذره و بعد به قلم من و بعد به چشم‌های قشنگ شما. پس به نظرم مهمه که من رو خوب بشناسید.

قبلن سعی کردم توی داستان‌هام یا پست‌هایی مجزا لایه‌هایی از زندگی خودم رو بهتون نشون دادم که شاید قبلن ندیده بودید. حالا اینجا فضا رو باز می‌ذارم تا شما از من بخواید لایه‌های بیشتری رو نشونتون بدم. هر سوالی دارید بپرسید من جواب می‌دم. سوال‌های شما و جواب‌های من همینجا زیر همین پست می‌مونه و «همه» می‌تونن ببینن.

(از جواب دادن به سوال‌هایی که بقای این سایت رو به خطر می‌ندازن معذورم.)

سوالات شما

  1. سلام اقا ارشاد
    هدف یا انگیزه زندگیت چیه ؟
    مهمترین جمله ای که خوندیو که تاثیر گذار بوده چیه ؟
    طرفدار چه تیمه فوتبال خارجی هستی؟
    خواننده خارجی مورد علاقه؟

    سپاس

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام محمدرضا. خوبی؟ تقلب کردی و چهارتا سوال ازم پرسیدی ولی چون اولین نفر هستی اشکال نداره ؛) :))

      ۱) هدفم از زندگی؟ اینکه «زندگی» کنم و زندگی چند نفر دیگه رو بهتر کنم.
      ۲) تاثیرگذارترین جمله؟ همممم… همچین چیزی توی ذهنم ندارم ولی چند روز پیش توی کتابی خوندم: «اگر کسی که ذهن بزرگی دارد سراب در حال جذر و مد افکار عمومی، یعنی افکار برآمده از ذهن‌های کوچک را ستاره‌ی راهنمای خود بگیرد، آیا هیچ گاه می‌تواند به هدفش نائل شود و اثری ابدی بیافریند؟»
      ۳) بارسلونا
      ۴) ندارم. خیلی‌ها رو دوست دارم. کویین، پینک فلوید، ریدیوهد، میوز، ولوت آندرگراوند، … و این لیست ادامه داره و بر حسب مود و فصل و شرایط تغییر می‌کنه.

      1. سلامت باشی تازه میخواستم چند تا سوال دیگه بپرسم خجالت کشیدم 😊
        یکش این بود ۳ تا کتاب برتری که خوندی 😁

  2. سلام خوبی؟ امیدوارم همیشه رو براه باشی، این مورد هشت که در مورد خودت سانسور کردی بدجوری فکرمو مشغول کرده، شبا نمیتونم بخوابم :))

    1. ارشاد نیک‌خواه

      تا اسم سانسور میاد همه‌ی گوش‌ها تیز میشه :)) البته خب… طبیعیه. خودم هم عاشق علامت سوال‌ها هستم :))

  3. حاجی سلام. ببین من یه دانشجوی علوم انسانی ام و از اونایی که عاشق تغییر دنیان، ببین این صفت در من ذره ای کم نشده هرچقدر هم که سنم بالا میره، ببین ما از جایی باید ایده هامون رو منتشر کنیم اما من از نشون دادن هویتم میترسم میفهمی چی میگم؟ انگار همیشه میخوام ناشناس بمونم و این خوب نیست، میخوام ببینم چه فکری در تو باعث شده که به راحتی از خودت، زندگیت و هرچیزی بدون ترس بگی، یعنی وقتی که سایت درست کردی چطور نترسیدی که اسم ارشاد نیکخواه رو بذاری، ترس از محیط مجازی منظورمه. دمت گرم و دلت خوش

    1. ارشاد نیک‌خواه

      خیلی سوال خوبیه و خودم هم جواب قاطعی براش ندارم. اینکه خاستگاه این ایدئولوژی چیه که من اینقدر راحت خودم رو اکسپوز می‌کنم. ولی فکر کنم از اونجا شروع می‌شه که بدونی خودت یک آدم پر از نقص و عقده هستی و همه اینجوری هستیم و اینکه خودت (فارغ از اینکه بقیه چی فکر می‌کنن و چطوری قضاوتت می‌کنن) خودت رو دوست داشته باشی و با خودت اوکی باشه. اینجوری فقط به فکر نشون دادن قشنگی‌ها و خوبی‌هات نخواهی بود و برای مخاطب‌هات هم باورپذیرتر خواهی بود چون اون‌ها با دیددن نقص‌ها و عیب‌های تو با تو همزادپنداری می‌کنن چون شاید اون عیب‌ها و نقص‌ها رو خودشون هم دارن. اینجاست که ارتباط نزدیکی شکل می‌گیره و تاثیرگذاری حرف‌هات هم بیشتر خواهد بود و مگه هدفت همین نبود که دنیا رو تغییر بدی؟

      برای تغییر دنیا باید به آدم‌ها نشون بدی که مثل اون‌ها هستی و اگه هویت خودتو بهشون نشون ندی حرفت رو باور نمی‌کنن.

  4. الان یه فرصت پیدا کردم قشنگ پتت رو بریزم رو آب. البته به کمک خودت 🙂

    فعلا با سافت کوئسشن شروع میکنم
    چکار کردی لهجه فارسیت اینقدر باحاله؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      وای دمت گرم سافت شروع می‌کنی :))
      من اصالتن کورد هستم و لهجه‌هه از اونجا میاد. لهجه‌ی کوردی دارم 🙂

  5. ارشاد خان تا حالا عاشق شدی ؟ اگه ممکنه توضیح بدید.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آره. تا دلت بخواد. تقریبن هر هفته و هر روز عاشق می‌شم. ولی عشقی که بزنه پس کله‌م و داغ بشم یه چهار پنج باری بوده. بعدش رفتیم تو رابطه و بعد از شیش هفت ماهِ خیلی خوب… تموم شدن.

  6. اون موردی رو که کیوان اورد فستیوال دقیقا کجا قایم کرده بود که پیدا نکردن مامورای دم در؟؟

  7. مطالبت رو کی (فی البداهه یا بعدن) و چطور می نویسی؟ اونارو ادیت میکنی؟ پیش اومده از نوشتن یا گذاشتن پستی پشیمون بشی؟ و سوال آخر: قضاوت دیگران چقدر برات مهمه؟ لطفا به همه جواب بده…

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام علی.

      مطالب رو همون لحظه که به ذهنم می‌رسه یادداشت می‌کنم و بعد می‌شینم بازنویسی می‌کنم. معمولن یک تا چهارپنج بار بازنویسی می‌کنم.

      اگه بعد از گذاشتن یک پست پشیمون بشم حذفش می‌کنم خب. چه کاریه :)) ولی یادم نیست آخرین بار این اتفاق افتاده. معمولن پشیمون نمی‌شم.

      و در مورد قضاوت شدن… آره برام مهمه. ولی قضاوت همه برام مهم نیست. قضاوت کسانی برام مهمه که باهاشون ارزش‌های مشترک دارم یا اینکه آدم‌هایی هستن که قبولشون دارم و نظرشون برام محترمه.

  8. سلام
    از فروشگاه روی سایت راضی هستی؟
    برای ایجاد سایت فروش پرسیدم.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام امیر.
      آره. برای شروع خوب بوده. یعنی خب ما با سه تا محصول شروع کردیم و قصد داریم باز هم محصولات خوبی که به نظرمون هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ قیمتی مناسب هستن رو معرفی کنیم و توی فروشگاه هم بذاریم. دیگه ببینیم چی میشه چطور میشه.

  9. سلام ارشاد جان. یه سوال : مگه آدم می تونه ۴ یا ۵ بار عاشق بشه؟ مطمئنی اونا عشق بوده؟ یعنی بزا اینجوری بپرسم..تعریفت از عشق چیه؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      وای این سوال خیلی سخته. یعنی شایدم راحته ولی برای من سخته چون به قول خودت من هنوز توی تعریفش موندم پس واقعن نمی‌تونم تعریف درست‌حسابی‌ای ازش برات بگم. تو نظرت چیه؟ عشق چیه؟

      1. آره خیلی سخته واقعا. اوووم من تنها چیزی که می دونم اینه که عشق احساسیه که جوری تو عمق روح و جون و استخونت نفوذ می کنه و تورو به عرش اعلا می رسونه که هیچ وقت نمی تونی اون احساس رو فراموش کنی، نمیشه که این احساسو با شخص دیگه ای هم داشت!…. ادمو از زمین می کنه(کاف با فتحه!) و پرت می کنه تو آسمون…اونقدر احساس پرحجم و پرباریه که حتی بدون هم‌آغوشی از نوع انسانیش می تونه ادمو اغنا کنه… خیلی عمیقه و من به خودم می بالم که یک بار تو زندگیم این احساسو تجربه کردم هرچند درد و سختیاش زیاده …واسه همین بعید می دونم که بشه اسم اون رابطه ها رو عشق گذاشت..ولی میشه گفت شاید تجربه تو، یه لایه ی بیرونی از عشق باشه…چون به نظر من عشق متشکل از لایه هاست…اضافه کنم که نمی دونم عشق خودم تو کدوم لایه بوده و ادعا نمی کنم که نهایتش بوده باشه ولی به حدی بوده که فک کنم برات دعا کنم عاشق نشی بهتره… :)) (راستی من دخترم 😀 )

        1. ارشاد نیک‌خواه

          مرسی برای دعایی که برام کردی ولی… زندگی با عشق خیلی خفن‌تره به نظرم. ولی خب… آدم رو از کار و زندگی می‌ندازه :))

  10. ارشاد بنظرم شهرت داره مغرورت میکنه ، چند وقت پیش یه کارگردان مطرح ایرانی (که خودت هم طرفدارشی ) تصمیم گرفت راجع به تو یه مستند بسازه ، اما بصورت ناشناس بهت پیام داد ، ینی در واقع به دستیارش گفت بهت پیام بده و درخواست همکاری کنه ، برای این کارش هم دلیل داشت ، اما گویا تو به سردی و بی علاقه به این موضوع جواب دادی که باعث شد قضیه کنسل شه ، البته من نمیدونم چی گفتن و چی گفتی ، ولی من اینجوری شنیدم ( اون دستیاره پسرعموی من بود ) ، حالا این قضیه به کنار ، داشتم مطلبی که راجع به خودت نوشتی رو میخوندم ، یه جاش گفتی راجع به شهرت داری مطالعه میکنی ، خواستم این رو بگم که به هر حال شهرت غرور میاره و این اجتناب ناپذیره ، اما قابل کنترل ، و اگه کنترلش نکنی تو رو خیلی از خودت دور میکنه ، این ماجرا رو صرفا نقل کردم که شاید باعث بشی تو همون ارشاد اولیه بمونی و اگر هم قراره تغییر کنی ، خصوصیات خوبتو نگه داری با خودت تا اون نمک ذاتی و خصوصیت محبوب بودنت کمرنگ نشه ، چون من خودم بشخصه محبوبیت رو بیشتر از شهرت میپسندم

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام هوتن. آره تا حالا چند تا کارگردان ازم خواستن تا در موردم مستند بسازن. حتی قبل از اینکه به اصطلاح «مشهور» بشم. ولی هیچ وقت هیچ کدوم اون ارتباط نزدیک و اون استایلی که به من نزدیک باشه رو نداشتن و در نتیجه قبول نکردم چون به نظرم برای همچین فیلمی فیلمساز باید خودش بخشی از ماجرا باشه. همسفرم باشه و نه فیلمسازم. اگه فیلمسازم باشه نمی‌تونه قصه‌ی صادقانه‌ی یک راننده کامیون یا مکالمه‌ی من با یک چوپان رو به درستی ثبت کنه ولی اگه همسفرم باشه به من و به ماجرا نزدیک‌تره. متوجه منظورم هستی؟

      شاید هم من زیادی در این زمینه سخت گرفتم کلن. ولی به هرجال اینجوری شد که تا حالا همه‌ی پیشنهادهای فیلم‌ساختن از من و سفرهام به درودیوار خورده.

  11. اون لحظه ی مهم از این رو به اون رو شدن رو داشتی؟ (اگه داشتی با چی بود؟یه جمله،کتاب،فیلم،اتفاق) یا زمان برد؟ یا اصن از اول هم همینجوری به زندگی ساده و باحال نیگا میکردی؟ ( :

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام. خب آره. از این لحظات خیلی زیاد داشتم در زندگی. مخصوصا در سفرهام. مثلن وقتی یه آدم غریبه سوارت می‌کنه، دقایق اول یه قضاوت در موردش توی سرت شکل می‌گیره ولی بعد از یک ساعت معاشرت می‌فهمی که «بابا، اصلن قضیه یه چیز دیگه است» و می‌فهمی چقدر زود قضاوت کردی… اونجا بیشتر از هر کتاب، فیلم یا هرچیزی از این رو به اون رو می‌شی و تغییر می‌کنی. و در روز ممکنه چندبار این اتفاق برات بیفته. معلومه که دیدت به زندگی عوض می‌شه. نه؟

  12. از چه چیزی بیشتراز همه میترسی؟سفر بهت کمک کرده که ترس هات از بین برن؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آره خب. سفر کردن بهم فهموند خیلی از ترس‌هایی که داشتم (از جمله مواجه شدن با غریبه‌ها، نداشتن سرپناه، نداشتن برنامه‌ی سفر و …) فقط یه حباب توخالی و بزرگه که از دور ترسناکه. وقتی می‌ری جلو می‌بینی خیلی متزلزل و ترسوئه و راحت شکسته می‌شه.

      می‌خوای در مورد بزرگترین ترس من بدونی؟ بزرگترین ترس من اینه که کور بشم.

  13. ارشاد بیا و نظرت رو درباره ازدواج بگو جان برادر

    1. ارشاد نیک‌خواه

      من کی باشم که نظر بدم در این مورد. فقط این سری رفتم مریوان دیدم همه‌ی دوست‌های هم سن‌وسالم یا ازدواج کردن یا در شرف قضیه هستن. حس عجیبی بود. و جالب اینجاست که دیگه معاشرت‌ها و مراوده‌های مزدوج‌ها کمی تا قسمتی محدود میشه به مزدوج‌های دیگه و دیگه ما مجردها یه جورهایی ازشون جدا می‌شیم کم و بیش. نمی‌دونم… من فکر کنم یه روزی ازدواج می‌کنم… ولی الان وقتش نیست.

  14. سلام ارشاد
    ۱- در مورد کارهایی که میکنی (شغل و درآمد) بیشتر توضیح بده لطفاً چون به نظرم خیلی مهمه و اون جور که باید بهش نپرداختی. به هر حال کرایه خونه دادن کار سختیه واقعاً. ۲- بعدم اگه میشه بگو چجوری از خیابون وسایل پیدا می کنی. قلقش بیاد دستمون من از این کار خیلی خوشم میاد. ببخشید دو تا سوال شد اگه خواستی یکی جواب بدی همین دومی رو جواب بده.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام علیرضا. ردیفه جواب جفتش رو می‌دم.
      ۱) ببین من الان فقط می‌نویسم و برای ارتزاق و درآمد از صنعت تبلیغات کمک می‌گیرم. هر نوع فعالیت تبلیغاتی می‌تونه توی این دسته قرار بگیره. چه توی سایت چه توی اینستاگرام خودم. یا هر روش دیگه‌ای. ولی این وسط دارم به کارهای دیگه هم فکر می‌کنم، به شرطی که دوستش داشته باشم و بهش اعتقاد داشته باشم.
      ۲) راه‌وچاه خاصی نداره. توی خیابون راه می‌رم یه نیم‌نگاهی به اطرافت داشته باش، منمکنه آدم‌ها چیزهای جالبی دور انداخته باشن که بتونی یه جای خونه ازش استفاده کنی یا با یک تغییر کوچیک یه چیز دکوراتیو قشنگ ازش دربیاری. همین.

  15. ۱۰ تا کتاب خوب معرفی کن.مرسی

    1. ارشاد نیک‌خواه

      راستش تا الان که باهات صحبت می‌کنم تعداد کتاب‌های خوبی که خوندم به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسه. اخیرن «تسلی‌بخشی‌های فلسفی» رو خوندم از آلن دوباتن. عالی بود. هنر شفاف‌اندیشیدن هم خیلی کتاب خوبیه. اهمیت‌گرایی یا همون Essentialism هم خیلی دوست داشتم و خودم ترجمه‌ش کردم.

  16. آقا ارشاد سلام. خیلی مخلصیم.
    سوال اینه که اگر یه شخصی (به طور مثال خودم) توسط یه سری از چیز های ثانویه به صورت خیلی زیادی تنبل و به معنای اصلی همه چیز به یه ورش شده باشه و برنامه خاصی نداره واسه آینده ولی ته دلش میخواد که اینجوری نباشه و یه تکونی بده به خودش.
    پیشنهاد و نظرت چیه؟ چجوری بگم یعنی اگه تو اینجوری باشی که نیستی چیکار میکنی که اینجوری نباشی.
    شرمنده زیاد شد ❤

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام مهرداد. به نظرم اول باید اونقدر بگردی (منظورم لزومن سفر کردن و زدن به جاده‌ها نیست) تا اون چیزی که تو رو به وجد میاره (انگلیسی‌ها بهش می‌گن passion) رو پیدا کنی. اون رو که پیدا کنی دیگه تکانه هم خودش میاد، انرژی و علاقه هم میاد. اون چیزی که توش بهترین هستی و حالت رو خوب می‌کنه چیه؟ بهت حق می‌دم تا الان پیدا نکرده باشی. حتمن درگیر درس و کنکور و کار و این‌ها بودی. ولی باید براش وقت بذاری و پیداش کنی و توش استاد بشی. برو سراغش.

  17. هوماه پورمختار

    چه چیزی سیزدهم داره که ارشاد نداره؟
    و چی ارشاد داره سیزدهم نمیتونه داشته باشه؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      راستش خیلی جاها تفکیک این دوتا از هم راحت نیست چون زندگی شخصی (ارشاد) با کارم (سیزدهم) خیلی هم‌بافته هستن و خیلی جاها همپوشانی دارن. سیزدهم بخش‌هایی از ارشاده که پابلیک میشه و سعی داره به مردم بگه که «یه جور دیگه هم میشه زندگی کرد.» زندگی‌ای که ارشاد و سیزدهم رو عوض کرده به سمت بهتر، و شاید برای شما هم کارگر باشه و زندگی شما هم تغییر بده. می‌دونی چی میگم؟

      1. هوماه پورمختار

        آره اما جوابمو از سیزدهم گرفتم. دوس داشتم از زبون ارشاد بشنوم.

  18. سلام ارشاد.
    قصه و حس و حالت وقتی برای اولین بار هیچ هایک کردی و راحت و ارزون سفر کردی رو تعریف میکنی؟همیشه اولین ها جالبن.البته چون زمان زیادی میگذره هم ممکنه یادت نباشه!

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام حنانه. اینجا برات نوشتم چی شد فهمیدم میشه هیچهایک کرد و چه حالی داشتم.

  19. درود ارشاد… امروز چطوری؟
    ۱: نظرت راجع مصرف بیش از حد گُل و مشروب و ماری جوانا و… که اینقد زیاد بین هیچهایکرا و تریپ خفن ها(به خیال خودشون) رایجه چیه؟
    بنظرت چقدر و چطور میشه (بدون مصرف اونا) خفن دید و تجربه های معرکه و خفن ایجاد کرد در سفر؟
    آیا هیچ وقت این قضیه رو مُخت بوده که چرا ملت اینقد سراغ راه در رو (مصرف موادبرای لذت جانانه بردن) در سفرهای ماجراجویی هستن؟ و انگار خیلی وقتها این روند باعث خیلی بالا بودن و خیلی پاییین اومدن روحیه و انگیزه و سلامت روانشون میشه …
    (اگه توضیح بیشتری نیاز بود بگو 🙂

    ۲: چطور میشه در قسمت های مختلف سایتت باهم همکاری داشته باشیم؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام نوروشادی. خیلی سوال خوبی پرسیدی. و دوست دارم نظر خودم رو باهات در میون بذارم.

      ۱) راستش من با مصرف بیش‌ازحدش مخالفم. مصرفی که به عادت تبدیل شده. به اعتیاد. مصرفی که از کنترل خودآگاهی خارج شده و دیگه اونه که تو رو کنترل می‌کنه و نه خودت اون رو. اینجاست که به نظرم اون آزادی و رهاییت رو از دست می‌دی و اینجاست که دیگه موافقش نیستم. من خودم هم گل کشیدم، ولی بهترین لحظاتی که از سفرهام «یادمه» وقت‌هایی بوده که سوبر و خالی از دراگ بودم.

      ۲) دارم به این فکر می‌کنم که نویسنده‌های مهمان هم بگیرم. مثلن یک تم یا یک موضوع رو انتخاب کنیم، در موردش حرف بزنیم و برای مدتی در موردش مطالب خوبی رو منتشر کنیم. در اون شرایط سایت سیزدهم دیگه ارشادِ تنها نیست و یک بستری میشه برای جلو بردن اندیشه و فرهنگ و حالِ خوب. نظرت چیه؟

      1. word of wonder :))
        بزن بریم ;))

  20. چرا اینیستا دایرکت رو جواب نمیدی؟ خیلی خفنی مثلا؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سوال خیلی خوبی پرسیدی.

      ببین خیلی دایرکت دارم و واقعن نمی‌دونم چیکارش کنم. کم آوردم در مقابل حجم و تعدادش و کلن چرخیدن توی گوشی خیلی برام سخته. نمی‌تونم برای مدت زیادی گوشی رو دستم بگیرم. در نتیجه ایمیل رو ترجیح می‌دم چون با کامپیوتر و کی‌بورد بزرگ رابطه‌ی بهتری دارم.

  21. نظرت راجب سایکدلیک ها و نقشش توی شکل گیری این مدل زندگی ساده و هیپی وار چیه؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      راستش نمی‌دونم. برای من که سایکدلیک جایی توی این قضیه و شروع این سبک زندگی نبود.

  22. سلام ارشاد همونطور که می دونی کسایی که اهل سفرن ، با نژاد ها و ملیت های مختلفی از آدما روبرو میشن و متأسفانه یه سری مواقع آدم رفتارهای بقیه رو می زنه به حساب این قضیه و بهشون برچسب میزنه . منظورم صرفاً نژاد پرستی نیستا، حتی همین دید ناسیونالیستی که تو وجود خیلیا از جمله خودم هست و خیلی باهاش مشکل دارم و باعث میشه که مدام تو سفر (مخصوصا سفر خارجی) هی خودمو با این و اون مقایسه کنم و تو لحظه سفرم نباشم.حالا سوالم ازت اینه که تو هم با این قضیه برخوردی داشتی؟ و اینکه راهکاری پیدا کردی که بشه از این فکر و خیال بیرون رفت؟ مرسی😉

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام امین. خب معلومه که با هم تفاوت داریم و معلومه که آدم ناخودآگاه مقایسه می‌کنه این تفاوت‌ها رو با هم. به نظرم مادامی که خودت رو سرتر از یکی دیگه ندونی این مقایسه کردن نه تنها بد نیست بلکه لذت‌بخش و در خیلی موارد آگاهی‌بخشه. نه؟

  23. آره واقعاً. فک کنم این قضیه با سفر کردن بیشتر،کمرنگ تر هم بشه:)

  24. سلام ارشاد خان عزیز
    حاجی این کیوان چی داره مگه(ویژگی مثبتی که باعث شده انقدر خوب و سازگار اوقاتتون رو باهم سپری کنید)که انقدر شما دوتا باهم دوستای خوبی هستید(حالا حداقل به ظاهر که احتمالا واقعا هم همینطوره)

    1. ارشاد نیک‌خواه

      ویژگی اصلی کیوان که اون رو همسفر و همراه خوبی می‌کنه اینه که خیلی من رو می‌شناسه و من هم خیلی اون رو. توی خیلی از مسائل مثل هم فکر می‌کنیم و خیلی جاها هم تفکرات همدیگرو می‌بریم زیر سوال. من و کیوان همخونه‌ایم و زمان زیادی رو با هم می‌گذرونیم ولی خیلی خوب به همدیگه فضا می‌دیم و همدیگرو تنها می‌ذاریم. وقت‌هایی که لازم باشه خیلی خوب برای هم هستیم. آدم سختی نیست و خیلی به ندرت با هم اصطکاک پیدا می‌کنیم. کلن آدم رَوونیه و گیر نمی‌کنه به هیچی و این خیلی خوبه.

  25. سلام کیوان
    من یه آدمی هستم که دوستای کمی تو زندگی دارم،چون از بچگی تنها بزرگ شدم ،ولی میدونم تو دوستای زیادی داری ،پس از روابط اجتماعی خیلی میدونی ،من وقتی با یکی هستم همش حس میکنم الانه که اون حوصلش از من سر بره،نمیدونم باید چی کار کنم ،تو وقتی با یه نفر هستی چیکار میکنی که حوصلش از حرفا و کارات سرنره ؟؟…دیگه ببخشید اگه سوالم به نظرت بیخوده ،برا خودم جوابش مهمه 🙈

    1. ارشاد نیک‌خواه

      به نظرم قدم اول اینه که «با آدمی بگردی که حوصله‌ت ازش سر نره و حوصله‌ی اون از تو سر نره.» به این آدم‌ها می‌گن دوست صمیمی. یعنی کسی که هرجور که هستی تو رو می‌پذیره و همیشه برات وقت می‌ذاره و به حرف‌هات گوش می‌ده و حوصله‌ش ازت سر نمی‌ره.

      حالا اگر هم با کسی بودی که دوست صمیمی نبود و می‌خواستی باهاش معاشرت کنی، در مورد چیزی حرف بزن که اون براش جالب باشه. بعد برو در مورد چیزی حرف بزن که برای تو جالب باشه و برات مهم نباشه که اون حوصله‌ش سر می‌ره یا نمی‌ره. خیلی از این قضیه فقط توی ذهن توئه و واقعی نیست.

      دیگه برای الان چیزی به ذهنم نمی‌رسه واقعن. رسید میام می‌گم.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام علی.

      راستش از این آها مامنت‌ها زیاد دارم. ولی یکی‌شون که خیلی تو ذهنم بولد هستش و به این سبک زندگیم مربوط میشه اینجا توی این سفر بود که جرقه‌های یک زندگی جدید در من جرقه زد (!).

      مثلن توی همون لحظه که عکس از من گرفته شده. اونجا من قشنگ با دیدگاه جدیدی نسبت به زندگی مواجه شدم.

  26. سلام ارشاد امیدوارم خوب باشی.دوتا سوال دارم ولی فعلا یکیشو میپرسم.من تنها چیزی که حالمو خوب میکنه سفره؛ به خصوص اگر با دوستام باشه.اما بنابر شرایطی حالا یا متاهل بودن دوستام یا فاصله زیادمون از نظر شهری کسی رو پیدا نمیکنم که باهاش سفر برم. چطوری میشه از تنها سفر کردن لذت برد؟ایا همه میتونن؟خودم ادم اجتماعی هی هستم و درونگرا نیستم. ممنون که وقت میذاری.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام سینا.

      مسافرهای تنها همیشه می‌گن «وقتی تنها سفر می‌کنیم هیچ وقت تنها نمی‌مونیم.» چون همیشه دوست‌ها و همسفرهای جدید پیدا می‌کنن. مثلن اگه الان بری هرمز کلی کوله‌گرد می‌بینی که می‌تونی باهاشون دوست بشی، مخصوصن برای تو خیلی راحت‌تره چون گفتی اجتماعی و برونگرا هستی.

      یه کار دیگه هم می‌تونی بکنی اینکه دوستِ پایه پیدا کنی و با اونا بری سفر.

      جیگرتو

  27. سلام ارشاد
    خوبی
    ببین من خودم به اینی که میگی شروع سخته و کم کم باید جلو رفت اعتقاد کردم
    ولی انقد این کم کمایی که واسه خودم میذارم زیاده، مثلا زبان، ورزش، کتاب خوندن که یهو وسطشون گم میشم و استرس میگیرم و همه رو ول میکنم
    تو چجوری مدیریت میکنی
    حس می کنم یه جورایی مصداق organized chaos هستی
    مرسی که وقت میذاری

    1. ارشاد نیک‌خواه

      وای مریم خود من هم خیلی این مشکل رو دارم و هی دارم باهاش مبارزه می‌کنم و سعی می‌کنم اورگنایز کنم همه چی رو. در موردش می‌خونم، برای خودم هدف می‌ذارم، و انجامشون نمی‌دم :)))

      کلن حرف‌هایی که اینجا می‌زنم وصیکم و نفسی هستن و می‌نویسم که خودم هم یاد بگیرم. به نظرم باید یک روتین ایجاد کنیم. یک روتین روزانه که بهش عادت کنیم و تصمیم‌گیری‌ها رو حذف کنیم. چون این تصمیم‌گیری‌ها (که خب الان چیکار کنیم و به چی برسیم؟) ذهن رو خسته می‌کنه. نظرت چیه؟

  28. با سلام
    من شدیدا عاشق سفرم و ایرانگردی و جهانگردی رو دوس دارم. و خیلی دلم میخاد هیچ هایک کنم اما ی سوال که برام پیش اومده اینه که چطور شروع کنم ؟ اونم واس من که بیشتر اهل کتاب و مطالعه هستم و درونگرایی ام غالب هست. ممنون میشم راهنماییم کنین. تو دایرکتم پی ام دادم جواب ندادی قبلا!!!

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام حمید.

      یک مطلب نوشتم در مورد اینکه چجوری شروع کنیم. اون رو خوندی؟ اینجا می‌تونی اون مطلب رو بخونی.

      و در مورد درونگرایی و سفر، من خیلی نوشته‌های پری رو بهت پیشنهاد می‌کنم توی سایت سبکتر. اون هم درونگراییه که در مورد تجربه‌هاش می‌نویسه.

      ببخشید دیر شد جواب دادن به سوالت.

  29. سلام ارشاد
    دو تا سوال دارم. یکیش اینه که ببین من تو اروپا زندگی میکنم و میخوام هیچهایک رو اینجا شروع کنم ولی یکی از مشکلاتی که دارم اینه که اینجا در بعضی مناطق و جاده ها هیچهایک ممنوعه و یا در محل های خاصی میشه انجامش داد. تو سایتی گروهی رو میشناسی که این اطلاعات رو بشه توش پیدا کرد. و البته در این سایت ها و گروه ها شاید بتونم همسفر پیدا کنم.
    سوال دومم اینه که برای انجام کارهای فریلنسری تو چه کاری رو پیشنهاد میکنی تو اروپا. منظورم اینه کارهای گرافیکی؟ تولید محتوا؟ عکاسی؟ یا هر چیز دیگه ای که بشه در مدت کوتاهی بشه چیزی یاد بگیری که بتونی در حد بخور و نمیر یک کوله گرد ازش پول در اورد.

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام جاوید. آره می‌دونم که خیلی جاها در اروپا، به ویژه در اتوبان‌ها هیچ‌هایک ممنوعه. سایت HitchWiki می‌تونه در این زمینه کمکت کنه.

      و در مورد فریلنسری، باید ببینی خودت چه مهارتی داری خب. از همه‌ی این‌هایی که گفتی میشه پول درآورد. سایت‌های freelancer و fiverr رو چک کن میشه پروژه‌های باحالی ازش درآورد.

  30. سلام ارشاد
    اینکه داری تو لحظه زندگی میکنی و از علایقت لذت میبری برا من خیلی جذابه
    اما تا حالا شده نتونی کاملا مستقل باشی و اینجوری باشه که باید حواست به خانواده خودتم باشه و اونارو ساپورت کنی؟
    اینکه یه پسر خوب باشی یا یه برادر خوب و در قبال اونا هم مسئولیت داری؟
    یا کلن مستقل شدی و برای خودت زندگی میکنی؟
    سوالم میشه اینکه با این تضادا برخورد کردی تا حالا و اگه آره چطوری باهاشون کنار میای؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام میلاد. خوشبختانه با خانواده رابطه‌ی خوبی دارم و هرکجا که لازم باشه ساپورتشون می‌کنم. تا حالا به موقعیتی بر نخوردم که تضاد داشته باشه با سبک زندگیم ولی اگر پیش بیاد سعی می‌کنم بچه‌ی خوبی برای خانواده باشم 🙂

  31. سلام ارشاد
    شدیدا به تغییر علاقه دارم.بعد از چند تلاش ناموفق واسه تغییر دنیا به تغییر کشورم بعد شهرم و بعد دوستان و… فکر می کردم تا رسیدم به تغییر چیزای کوچیکتر مثل خودم.خیلی خودمو تغییر دادم.اما هنوز ناراضی ام.
    چرا آدم نمیشم؟!!
    البته این سوال اصلیم نیست!!!
    سوالم از تو اینه…
    چطور میتونی با وجود این حجم عظیم از محدودیت ها و مشکلاتی که داریم تفریح کنی؟

    1. ارشاد نیک‌خواه

      چی بگم والا. به نظرم تفریح کردن زیاد کار سختی نیست و محدودیت و مشکلات نمی‌تونن مانعش بشن. چندتا دوستِ همدل داشته باشی کافیه. اگر هم منظورت محدودیت‌های مالیه که خب، این همه تفریح های ارزون هست. فقط کافیه سخت نگیری. عمر کوتاه‌تر از اونیه که درگیر مشکلات و محدودیت‌ها شد.

  32. حالللللل کردم ، مررررررسی سیزدهمِ دوست داشتنی ♥

سوالت از سیزدهم چیه؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *