هیچ‌هایک به سرزمین بختیاری | قسمت سوم: کامیون‌سواری

- درسفرنامه‌ها
۱

هیچ‌هایک یعنی قصه‌ها. یعنی آدم‌های توی جاده و مسیری که توی این تودرتوی عجیب و غریب به اسم زندگی طی کردن. هیچهایک یعنی اینکه برای یک یا چند ساعت بخشی از این مسیر رو با هم طی کنید و هم‌سفر بشید. یکی از این آدم‌هایی که جاده سر راهمون قرار داد آقا محمود بود، راننده کامیونی که ما رو سوار کرد و تا دوراهی دورود رسوند. یه کامیون بنز قدیمی داشت، بارش گازوئیل بود و داشت می‌بُرد افغانستان. خودش زاهدانی بود. انقلاب که شد مهاجرت کردن بیرجند و اونجا موندن. 

 

قبل از اینکه ادامه‌ی قصه‌ی آقا محمود رو بخونید:

کجا داریم می‌ریم؟ داریم می‌ریم به سرزمین بختیاری، به یک عروسی سنتی که از طرف بهنام، کُر بختیاری دعوت شدیم. خیلی هیجان داریم و امیدواریم بتونیم اونجا لباس محلی هم جور کنیم و باهاشون برقصیم و کباب بختیاری بخوریم و خلاصه شیرجه بزنیم توی سرزمین چهارمحال و بختیاری.

 

گفت: «یه بار قبل انقلاب با دو تا از دوستام پولامون رو گذاشتیم روی هم شد چهارصد و هشتاد تومن. چهارصد و هشتادتا یک تومنی ها! سوار اتوبوس شدیم رفتیم تهران، سفر. دوازده روز تفریحِ اساسی کردیم. همه‌ش با کباب گذشت. یه هتل بود سمت میدون شهیاد، ببخشید آزادی٬ که پشت‌بومش رو تخت چیده بود، می‌داد شبی پنج تومن. آخرش که برگشتیم زاهدان هنوز پول داشتیم ته جیب‌مون. الان یه بطری آب معدنی رو می‌دن پونصد تومن!»

هیچهایک

‌آقا محمود خیلی از دست اقتصاد و قوانین بازنشستگی راننده کامیون‌ها شاکی بود. از احمدی‌نژاد هم خیلی شاکی بود. می‌گفت احمدی‌نژاد یه قانون تصویب کرد که راننده کامیون‌ها چون همیشه در سفر و گشت و گذار هستن دیگه سختی کار نمی‌خورن و در نتیجه به جای بیست سال، باید سی سال کار کنن تا بازنشست بشن!

ازم پرسید: «کجا می‌شینی؟» گفتم: «شریعتی، سر ملک، اون سمتی.» گفت «من سال ۶۲ تهران راننده مینی‌بوس بودم. خط انقلاب امیرآباد. موقع جنگ بود و عراق با راکت تهرانو می‌زد. من هم شب‌ها دربستی دانشجوها رو از خوابگاه می‌بردم بیرون شهر. تا صبح بیرون بودیم و دور آتیش. صبح هم همه رو برمی‌گردوندم تهران.» پرسیدم «خوش می‌گذشت؟» یه لبخند گشادی اومد روی لبش و به دوردست‌های جاده نگاه کرد و گفت «آره. خوش می‌گذشت.»

داشتم به این فکر می‌کردم که خوبیِ جنگ اینه که دچار روزمرگی نمی‌شی.

نظر شما

  1. درعوض هرروز به رعشه میفتی!:)

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *