هیچ‌هایک به سرزمین بختیاری | قسمت اول: خونریزی

- درسفرنامه‌ها
۱

قصه از این قراره که من به یک عروسی سنتی بختیاری دعوت شدم! همیشه عروسی‌های سنتی رو دوست دارم چون ترکیب بسیار زیبایی از رنگ، موسیقی سنتی، آداب و رسوم و البته شادی اقوام مختلفه و این خیلی من رو جذب می‌کنه. این شد که همراه با مینا و نیلوفر، دوتا یار قدیمی و همسفر دوست‌داشتنی هیچ‌هایک کنان راهی سرزمین بختیاری شدیم.

یکی از اولین مواجهه‌های ما با این سرزمین گوشت و علاقه‌ی بختیاری‌ها به کباب بود. اینجوری بهتون بگم که بختیاری‌ها بدون گوشت نمی‌تونن زندگی کنن. کباب بخش جدایی‌ناپذیری از سفره‌ی بختیاریه. اینجا، یعنی روستای کاج از توابع شهرستان اردل از توابع شهر کرد، پر از قصابیه و به خاطر گوشت‌های باکیفیت از دام‌هایی که علف وحشی کوهستان خوردن شهرت داره. شهردارش (آخه اخیرن شهر شده) به من گفت که روزانه ۵۰۰ راس دام در این روستا ذبح میشه که رقم قابل توجهی محسوب میشه در نوع خودش!

گوشت و قصابی در چهار محال و بختیاری

این بره‌ی سه‌ماهه رو یک ساعت پیش کشته بود. چندتا بره‌ی دیگه هم همون بغل مغازه کنار یک ظرف بزرگ پر از علوفه بسته شده بودن. از آقای قصاب پرسیدم «به نظرت این بره‌ها می‌دونن که قراره به سرنوشت این یکی دچار بشن؟» جواب داد که «آره، می‌دونن. یه بار یه شتر و بچه‌ش رو کشتیم. اول بچه رو کشتیم، بعد مادرش رو. جیگر مادره خراب شده بود. یعنی قابل استفاده نبود. می‌دونن.»

قصابی - چهارمحال و بختیاری
آقای قصاب (در حالی که داشت پوستِ بره رو با یک چاقوی کهنه‌کار ولی تیز می‌کند) گفت: «معلوم نیست این بره چه آرزوها و امیدهایی برای زندگیش داشت. می‌خواست بزرگ بشه، ازدواج کنه…»‌

می‌تونستی به همه‌ی آرزوهات برسی اگه گوشتت اینقدر خوشمزه نبود، لامصب!

ولی بذارید در مورد این فرهنگ گوشت خوردن در سرزمین بختیاری یه چیزی بهتون بگم. این عکس رو ببینید. توی مسیر گرفتم. بخشی از اکوسیستم اینجاست. یک کوهستان که از دور زیباست ولی وقتی بهش نزدیک می‌شی خیلی ترسناکه. حالا تصور کن اینجا زندگی کنی و تصور کن زمستون بخوای اینجا دوام بیاری.

زاگرس - چهارمحال و بختیاری

دوام آوردن و زندگی کردن بین کوهستان‌های وحشی و ترسناکِ منطقه‌ی چهارمحال‌وبختیاری غذای درست و‌ حسابی هم می‌طلبه. به همین دلیله که مردمِ این منطقه نمی‌تونن کاهو با سیب‌زمینی آب‌پز و سبزیجات تازه و شیر سویا رو غذا بدونن. فکر کنم اون‌ها معتقدن که:

اینجا باید گوشت به دندان کشید در غیر این صورت طبیعت با دندان‌های تیز و سفیدش تو رو به دندون می‌کشه.

 

نظر شما

  1. ولی چه ناراحت شدم وقتی گفت جگر مادره خراب شده بود یکی اون بعدشم اونجایی که گفت اولش بچه اش رو کشتیم حالم بد شد. میدونم میدونم همه گوشتخواریم ولی این جملات حالمو خراب کرد.

کامنت بذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *