سفرنامه‌ی اسرائیل از زبان الکسی

- درآدم‌های جاده, سفرنامه‌ها
دیدگاه‌ها برای سفرنامه‌ی اسرائیل از زبان الکسی بسته هستند

اولین بار کلمه‌ی هیچ‌هایک رو از زبون «الکسی بوندارنکو» شنیدم که سالِ ۹۳ از طریق سایت کوچ‌سرفینگ من رو در تهران پیدا کرد و چند روزی مهمونم شد. چهار سال بعد من رفتم روسیه و چند روزی مهمونش شدم.

آدم ماجراجو و سفربرویی‌ـه. تازه با لینا ازدواج کرده و این روزها خیلی خوشحاله. تو دانشگاه سن‌پترزبورگ سینما خونده و شغلش این روزها فیلمبرداری ورزشی‌ـه.

سرنوشت اینجوری رقم خورد که چهار سال پیش، الکسی بعد از سفر به ایران، اسرائیل رو به عنوان مقصد بعدی انتخاب کرد.

خونه‌ی الکسی در مسکو

آدم کله‌خری‌ـه و بخواد کاری رو بکنه، می‌کنه.

میگه: «چون قبل از سفر به ایران پاسپورتم رو گم کرده بودم، وقتی رفتم اسرائیل تنها مُهری که روی پاسپورتم خورده بود مُهر ورود و خروج ایران بود.

همین که رسیدم به فرودگاهِ تل‌آویو و پلیسْ گذرنامه‌م رو چک کرد، یه نگاه بهم انداخت و گفت «باهام بیاید.» رفتیم توی اتاقی و یک افسر دیگه اومد و حدود ۴ ساعت من رو سین‌جیم کرد. سوال‌های عجیبی می‌پرسید، و اون‌ها رو هر یک‌ساعت‌یک‌بار تکرار می‌کرد. مثلن می‌پرسید «خب… گفتی اسم بابابزرگت چیه؟ می‌شه روی این کاغذ برامون اسمش رو بنویسی؟»

ولی در نهایت بهم ویزا دادن و من وارد کشور شدم. هرچند که واضح بود موساد همه‌ش می‌دونست کجا میرم و کجا میام. اینکه همه‌ش دارن من رو می‌پان برام محسوس بود.

اقامتم تو هاستل‌ها بود. نسبتن هم گرون بود. شبی ۵۰ تا ۶۰ دلار.

تو اسرائیل سعی کردم از طریق کوچ‌سرفینگ میزبان پیدا کنم ولی اونجا کوچ‌سرفینگ ضعیفه. هیچ‌هایک کردن راحت‌تر از میزبان پیدا کردن بود. ولی نه به راحتی ایران. من تو ایران خیلی راحت هیچ‌هایک می‌کردم و با کوچ‌سرفینگ میزبان پیدا می‌کردم.

پرسیدم سخت‌ترین کشور برای هیچ‌هایک کدوم بود؟ جواب داد که «اسپانیا. یه بار حدود ۶ ساعت منتظر موندیم برای یک ماشین.»