قسمت هشتم: دریای ارومیه

Processed with VSCO with c1 presetProcessed with VSCO with c1 preset

سوار ماشین آرش شدیم و راه افتادیم به سمت ارومیه. تو راه باید از وسط دریاچه ارومیه می‌گذشتیم. ولی خبری از یک پل طولانی و رکوردشکن نبود که از بالای دریاچه عبور کنه. نیازی به ساختن یک همچین پلی هم نبود. دریاچه خشک شده بود و روش یه جاده آسفالت زده بودن. به همین سادگی. و ما هم سر از گردن درازتر داشتیم از روی جاده‌ای عبور می‌کردیم که خودش توی حال بد این دریاچه نقش منفی زیادی داره چون باعث سکون آب در دو طرف جاده شده. آب که نباید وایسه. باید در جریان باشه. مثل خودمونه.

 

Orumiye-2
میان‌گذر دریاچه ارومیه | عکس از کیوان

 

Orumiye-1-2
اینجا کویر نیست. جاده داره از وسط دریاچه ارومیه می‌گذره | عکس از کیوان

 

پری گفت بچه که بودیم مثل خیلی از اهالی شمال‌غرب کشور، اومدن کنار دریا یکی از تفریحات‌مون بود. ما هم از خامنه می‌اومدیم لب دریا و یادمه که همیشه خیلی به ما خوش می‌گذشت.

 

تو پرانتز بگم که:

منظورش از دریا همین دریاچه ارومیه بود. این دریاچه اینقدر بزرگ بود که بهش می‌گفتن. هنوز هم خیلی‌ها توی مکالمه‌های روزمره‌شون بهش می‌گن دریا.

 

پری می‌گه یادمه هر سال آب دریاچه کمتر و کمتر می‌شد و هر سال که می‌گذشت برای اینکه به لب آب برسیم باید کمی بیشتر پیاده‌روی می‌کردیم و از جاده و ماشین‌ها فاصله می‌گرفتیم. میگه بعد از یه سالی دیگه مامان‌بزرگم گفت شماها برید من پام درد می‌کنه نمیام، چون آب دریاچه خیلی رفته بود عقب. همین‌جا صبر کن! دقیقن اینجا! همین نقطه از داستان. اینجاست که باید صدای گریه حضار شنیده بشه.

 

Orumiye-4

 

البته ما اومدیم که خبرهای خوبی بهتون بدیم. امسال بارندگی خوبی داشتیم و مثکه شیرفلکه‌ی یکی دوتا سد هم باز کردن که آب به بیمار برسه و اینجوریه که قسمت‌هایی از دریاچه دوباره آب‌دار شده بود. حتی دیدیم چند نفر دارن توی دریاچه آب‌تنی می‌کنن. خودمون هم پایی به آب زدیم. آبش کمی سنگین و چرب بود برای همین فقط به خیس کردن پا بسنده کردیم. آرش می‌گفت اگه با کفش یا دمپایی می‌رید تو آب دیگه بیخیالش بشید چون کاملاً نابود می‌شه. اینقدر نمکیه این آب قرمز. قرمز؟ آره قرمز!

 

رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر درون

دریاچه ارومیه به رنگ قرمز در اومده بود. شاید هم نارنجی یا صورتی. اصلن خودتون ببینید بگید این چه رنگیه.

 

Processed with VSCO with c1 preset
دریاچه ارومیه قرمز شده | عکس از کیوان

 

Processed with VSCO with f2 preset

بچه‌های ناسا که دارن وضعیت دریاچه رو با ماهواره‌هاشون رصد می‌کنن گفتن که فعالیت یه سری باکتری و جلبک‌های میکروسکوپی توی دریاچه باعث شده آب دریاچه قرمز بشه. اونا می‌گن تو تابستون وقتی که آب دریاچه کم می‌شه و دماش می‌ره بالا فعالیت این موجودات خیلی ریز بیشتر می‌شه و دریاچه رو به این رنگ در میارن. کلن این رنگ قرمز دریاچه یه جورایی یعنی وضعیت قرمزه. وقتی آب دریاچه بیشتر بشه و حالش بهتر شد، رنگش به آبی یا سبز تغییر پیدا می‌کنه.

یه جورایی انگار دریاچه داره واقعن درخواست کمک می‌کنه و با قرمز کردن خودش داره می‌گه «وضعیت من بحرانیه، چرا نمی‌فهمید؟»

پیش‌بینی می‌شه وقتی دوباره پاییز و زمستون بشه و آب بیشتری بیاد داخل دریاچه، رنگش دوباره آبی و سبز می‌شه. ولی واقعن چی شد دریاچه ارومیه اینقدر مریض و بدحال شد؟ بذارید بهتون بگم پس.

 

چی شد که دریای ارومیه کویر شد؟

ولی خب واقعن چی شد که نگین آذربایجان و دومین دریاچه‌ی بزرگ آب شور جهان اینجوری به فاک رفت؟ می‌دونستید که دریاچه ارومیه‌ی خشک یه بمب نمکیه و اگه یه طوفان یا باد شدید بیاد همه‌ی اون منطقه در خطر خواهند بود؟ بله مساله که فقط خشک شدن و بی‌آبی نیست.

 

کلن وضعیت رو به فنای دریاچه ارومیه از بیست سال پیش یعنی سال ۱۳۷۵ شروع شد. هی بدتر و بدتر شد ولی از سال ۱۳۸۰ دیگه سرعتش به سمت فنا خیلی زیاد شد و هر سال آب دریاچه کمتر و کمتر شد. یعنی اینقدر بی‌رویه، بی‌اصول، و سنتی کشاورزی کردن، سد ساختن و روش جاده زدن که دریای ارومیه با وسعت پنج هزار کیلومتر مربع و بیست میلیارد متر مکعب آب به یک نمکزار تبدیل شد. یعنی خداییش خیلی زحمت و هنر می‌خواد این همه آب رو خشکوند. نمی‌دونم این موجود دوپا چطوری تونست این کار رو بکنه!

 

Processed with VSCO with c1 preset

 

کشاورزان عزیز ما در اون منطقه با زدن چاه‌های عمیق اطراف دریاچه، بیشتر شدن زمین‌های کشاورزی و روش‌های سنتی آبیاری (آخه لامصب غرقابی؟ یعنی با این وضعیت کم‌آبی هنوز هم از روش غرقابی استفاده می‌کنی؟ بابا تو خیلی باحالی خداییش!)، مسئولین ناظر بر اون‌ها با اتخاذ رویکرد «به شخمم که چاه عمیق می‌زن و شیره دریاچه رو می‌کشن، من همه‌ش دو سال دیگه مسئولم»، و مسئولین دیگر با احداث سدهای فراوان روی ۴۴ رودخانه‌ای که به دریاچه ارومیه آب می‌رسونن، و مسئولین ناظر بر این مسئولین با اتخاذ رویکرد «به شخمم که سد می‌سازن، من همه‌ش یه سال دیگه اینجام»، یه سری مسئولین با احداث جاده میان‌گذر از روی دریاچه (این خداییش خیلی رو می‌خواد دیگه!)، و مسئولین ناظر بر این مسئولین هم با اتخاذ رویکرد «به شخمم که جاده می‌سازن، کلن دو سال اینجاییم بذار بی‌حاشیه و آروم بگذره»، همه و همه دست در دست هم دادن که اینجا اینجور به چوخ بره. اونقدر وضعیتش بده که حتی لئوناردو دیکاپریو توی اینستاگرامش گفت بابا این دریاچه خیلی خفنه، چرا حواستون بهش نیست؟

 

 

یکی دیگه از دلایلی که آب دریاچه اینقدر کم شد (به گفته لئوناردو فقط پنج درصد آب دریاچه باقی مونده) اینکه که وضعیت کلی آب‌وهوایی منطقه تغییر کرد. این چندسال خشکسالی داشتیم و بارندگی کم بود و دمای هوا هم بیشتر بود. و ما به جای اینکه حواسمون به دریاچه‌مون باشه، همه‌ش حواسمون به این بود که خیار بیشتری بکاریم و هندونه‌هامون رو آبدارتر کنیم. انصافانه‌س؟

 

یه دلیل مهم دیگه هم اینه که روی رودخونه‌های منتهی به دریاچه کلی سد ساختن. یه جاده هم از وسط دریاچه رد کردن. فرض کن یه چیزی فرو کنن تو کمرت که دیگه خون از بالاتنه‌ت نرسه به پایین‌تنه! خب به فاک می‌ری برادر من!

 

در سال‌های اخیر هم کلی بودجه دادن به دریاچه ارومیه که مسئولین خبره‌ی ما باهاش کلی کنفرانس و همایش راه انداختن بدون هیچ خروجی خاصی. کلی هم کار فرهنگی کردن باهاش. فعالیت‌هایی که خوراکِ بخوربخوره!

 

دریاچه ارومیه
دریاچه ارومیه | عکس از آرش

 

در نهایت باید بگم که… من یه اسمی شنیده بودم و می‌دونستم که وضعیت وخیمی داره و داره خشک می‌شه. هر از چندگاهی هم یه آپدیتی می‌شدم از اخبارش، این ور اون ور. هیچ وقت خیلی نگرانی بزرگی نبود در من تا وقتی که رفتم و از نزدیک دیدمش. اونجا بود که صدای دردهاش رو شنیدم. اونجا بود که دیدم واقعن بیماره ولی هنوز سعی داره زیباترین خودش باشه. داره سعی می‌کنه توجه ما رو به خودش جلب کنه چون به کمکمون نیاز داره. و اگه بمیره خیلی راحت نخواهد مرد. کشاورزی در اون منطقه خواهد مرد و یک بمب نمکی به جا خواهد ماند که البته مسئولین عزیز با رویکرد «به شخمم! من که همه‌ش یه سال دیگه اینجام و بعدش ماموریت می‌گیرم و می‌رم اصفهان کنار زاینده رود ریلکس می‌کنم برای خودم» به چالش‌های مربوطه رسیدگی خواهند کرد. عصبانی‌ام!

9 Comments

  1. سلام ارشاد جان، یک سوال داشتم، خواستم ببینم امکان کچ سرفینگ با بچه هم وجود داره. آخه من عشق سفرم و دو تا کوچولو دارم. اونطور که خوندم گویا خانواده‌هایی‌ هستند که به صورت خانواد‌گی کوچ سرفینگ میکنند، خواستم نظر شما رو هم بدونم. سفرت هم خوش بگذره بهت

    1. ارشاد نیک‌خواه

      سلام. آره امکانش هست. بهت توصیه می‌کنم که توی شهر مقصدت بگردی و به کسایی که خانوادگی کاوچ‌سرفینگ می‌کنن پیغام بدی. البته کسانی هستن که مجردی زندگی می‌کنن و می‌تونن میزبان شما بشن. فقط کافیه کمی دایره‌ی جستجو رو بزرگتر کنی. سفرتون سلامت.

  2. هعیععییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  3. راستشو بخواید این مساله قسمت های دیگه ای هم داره.. اگه کشاورزی رو کم کنن چه شغلی میتونن برای اون افراد ایجاد کنن؟؟ مردم مجبور میشن برای امرار معاش دست به قاچاق و … بزنن 🙁
    این قصه سر درااااز دارد!

    1. ارشاد نیک‌خواه

      آره واقعن. قضیه پیچیده س. ولی هر چیزی که پیچیده میشه رو می دونی چیکارش میکنن؟ نظارت رو روش بیشتر می‌کنن. اینجا ولی…

  4. مثل همیشه عالی بود …

  5. خیلی قشنگ نوشتی .. واقعا از ته دلت نوشتی 🙁 دلم میخواد یه سفر برم این دریاچه باشکوه

    1. ارشاد نیک‌خواه

      حتمن باید بری. خیلی جای درستیه.

پاسخ خود را وارد نمایید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *