قسمت دوم: جواد و نیلوفر

hitching a ride to zanjan

بعد از نجات دادن کفش‌های پری با روحیه‌ای مضاعف راهی جاده شدیم تا اولین هیچهایک رو شروع کنیم. کلن خارج شدن با روش هیچهایک از تهران به سمت غرب خیلی بگیرنگیر داره. ممکنه نیم ساعت منتظر بمونی یا پنج دقیقه. اولین هیچهایک ما با ده دقیقه انتظار کنار جاده شروع شد. چندتا ماشین توقف کردن که فکر می‌کردن مسافر عادی هستیم و می‌خوایم با کرایه سوار بشیم ولی به محض اینکه قضیه رو براشون گفتیم پا رو گذاشتن روی گاز. بله هیچهایک این داستان‌ها رو هم داره. مخصوصن وقتی نزدیک شهرهای بزرگ هستی ماشین‌های بیشتری فکر می‌کنن که می‌خواید کرایه‌ای مسافرت کنید. اینجاست که باید اندکی صبر کرد و لبخندها رو گشادتر. حسن آقا از راه رسید و ما رو تا کرج برد. برای اولین بار یه ضبط‌کننده صدا با خودم برده بودم تا صداها رو هم ثبت کنم. کار جالبیه به نظرم.

 

 

پشت ماشین حسن آقا کیوان یه چیزی پیدا کرده بود که باهاش سرگرم بشه.

k1 found a toy

 

کرج، اونجا که سمت جاده قزوینه پیاده شدیم و اونجا بود که شکم خالی بر ما مستولی شد و جهت حرکتمون رو از قزوین به یک املتی تغییر داد.

 

in Karaj

chaykhaneh-karaj

 

بعد از نهار رفتیم سر جاده و ادامه‌ی هیچهایک به سمت قزوین و زنجان و خلاصه غرب. شاید که به تبریز برسونیم خودمون رو تا آخر امشب. حدود بیست دقیقه منتظر شدیم. خبری نشد. جاده خیلی شلوغ بود و همه‌ی ماشین‌ها تا خرخره پر بودن. تعطیلات عید فطر بود و همه داشتن می‌رفتن مسافرت. یه کارتن پیدا کردیم و روش نوشتیم «زنجان» تا شاید نتیجه‌ی بهتری بگیریم. ده دقیقه بعد یک آقای پیاده از پشت سرمون ظاهر شد و گفت ما تا قزوین می‌تونیم برسونیمتون. خیلی صحنه‌ی زیبایی بود. با خانوم‌شون داشتن می‌رفتن سفر که از لاین سرعت ما رو دیده بودن و تا ماشین رو نگه دارن یه صدمتری از ما دور شده بودن. جواد پیاده می‌شه میاد سمت ما و دعوتمون می‌کنه که باهاشون بریم. این جور اتفاقاته که اون نیم ساعت انتظار کنار جاده زیر آفتاب رو برای ما قابل تحمل و توجیه پذیر می‌کنه. متوجه منظورم می‌شین؟ این سبک سفر سخته، ولی خب، یه چیزی باید بدی که یه چیزی بگیری! زندگی یه بده‌بستونه.

 

on the way to javad's car

ماشینشون همونه! اون که زیر پل تو سایه پارک شده. جواد و همسفرش نیلوفر عاشق سفر بودن و اخیراً که موج هیچهایک تو ایران همه جا رو گرفته با این سبک سفر آشنایی پیدا کرده بودن. ازشون پرسیدیم چرا سوارمون کردین. این هم از جوابشون…

 

 

saying gbye to javad and niloofar

 

کلی با هم گپ زدیم و کلی در مورد سفر ارزون و راه‌های صرفه‌جویی تو حمل و نقل، اسکان و خورد و خوراک با هم حرف زدیم. دوراهی قزوین زنجان از جواد و نیلوفر خداحافظی کردیم تا ببینیم ادامه‌ی سفر چی پیش میاد. اولین کاری که باید می‌کردیم این بود که بارهای زاید رو تخلیه کنیم و هرچه سبکتر سفر کنیم.

 

peeing me
عکس از: پری ©

 


                
                
                            

19 Comments

  1. این ضبط صدا ایده خیلی جالبیه …….. دقیقن آدمو میبره تو همون حسو حاااال ……… همینجور ادامه بده ارشااااااد …… کارت درسته پسر :)))

    کاشکی میشد منم اولین هیچمو با تو بزنم :)))

    1. ارشاد نیکخواه

      جدی؟ خیلی خوشحالم خوشت اومده جواد. جیگرتو. ادامه می‌دم. منتظر بقیه‌ی داستان باش. می‌برمت به سال ۶۳۰ خورشیدی!

    2. منم با جواد موافقم، گذاشتن دیالوگ های ابتدایی هیچهایکر با راننده ها خیلی آموزنده و مفید هست. ممنونم ازت.

      1. ارشاد نیکخواه

        آره خودم هم صدا رو خیلی دوست دارم. حتمن بیشتر میذارم از این چیزا.

        1. دیالوگ های که با صدا ذخیره میکنی خیلی خوبه ممنون میشم اگه بیشتر بزاری

  2. لذت میبرم از بودنتون❤️.
    شنیدن لحظه های سفر خیلی دوستداشتنیه.
    موفق باشید

  3. لا مصب با این تخلیه ات دشت رو لم یزرع کردی.

    1. ارشاد نیکخواه

      :))))))))) حامد دهنت سرویس. عاشقتم مرد.

  4. ارشاد سایتتو دنبال میکنم
    این ضبط کردن صدا رو هم بیشتر کن ایده ی جالبیه :))

  5. ارشاد جان موفق باشی
    دمت گرم روله. خیلی خوبه

  6. اقا من همیشه درگیر این قضیه بدم شماها اول که میخواید با راننده صحبت کنید در مورد نوع سفر و پول ندادن چی میگید !
    الان این صدایی که گذاشتی منو روشن کرد / دمت گرم

    1. ارشاد نیکخواه

      ایول پس بلاخره شفاف سازی شد برات :)) جیگرتو.

  7. واقعا مرسی سایت راه انداختی، وسط یه مشت تحویل پروژه هر وقت خسته میشم میام اینجا و کلی انرژی میگیرم.

    1. ارشاد نیکخواه

      جیگرتو. کلی مرسی. کلی هم خسته نباشی.

  8. عالیه پسر. فقط وقت برنامه رو بیشتر کنید.

  9. دروووود ارشاااااد ……. میخوام کوله و چادر بگیرم برای هیچهایک ….. راهنماییم کن:: ….. چه برندی خوبه؟ …. برای یه آدم معمولی از نظر قد و وزن چند لیتری مناسبه برای سفرهای طولانی؟؟ چادر چی خوبه که بگیرم؟؟ ….. با سپاااااس

  10. کار جالبیه.

    همینطور که گفتی هیچهایک از همون اول بوده و فقط اصطلاحش تعریف نشده بود و نمی دونستیم. و از وقتی وابسته مکان شدیم و این همه بیکاری و رو اوردن بیشتر مردم به مسافر کشی برای گذران زندگی، دیگه نمیشه انتظار داشت که رایگان رفت.

    البته بازم میشه.

    بگرد که خوبه. D:

  11. سلام ارشاد عزیز
    چقدر لذت بخشه گوش دادن به این صداهااااااااا
    انگار تو همون حال و هوا هستی
    و اتفاقا خیلی خیلی اموزنده س
    دمت گرم پسر ،فول العاده اییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    بیشتر برامون ازین وویسا بذار

    1. ارشاد نیک‌خواه

      باشه باشه. به خدا سعی میکنم بذارم بیشتر و بیشتر. مرسی که یادم انداختی وویس خوبه :))

پاسخ خود را وارد نمایید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *